میراث تاریخی ارامنه در استان چهارمحال و بختیاری

تعداد قابل توجهی از ارامنه ساکن ممالک عثمانی (ترکیه امروزی) در زمان شاه عباس به ایران مهاجرت کردند و در اصفهان ساکن شدند.

تفاوت اقلیمی این دو سرزمین سبب شد که تعدادی از ارامنه به سرزمین‌های کوهستانی استان چهارمحال و بختیاری مهاجرت کنند و روستاهای ارمنی نشین را احداث کردند. جمعیت ارامنه قریب به ۳ قرن به صوت مسالمت آمیز در کنار اهالی مسلمان در این استان زندگی کردند. شغل اغلب ارامنه چهارمحال و بختیاری باغداری بود اما سیر مهاجرت آنها به دیگر استان‌ها و خارج از کشور، از چندین دهه پیش آغاز شد و به مرور زمان این روستاها خالی از سکنه شدند و بعدها مسلمان در آنها ساکن شدند. اگرچه در حال حاضر ارامنه در استان چهارمحال و بختیاری سکونت ندارند اما بسیاری از آنها موطن خود را چهارمحال و بختیاری می‌دانند و حتی در طول سال به روستاهایی که پدران و مادران آنها در آنجا متولد شده و زیسته‌اند، بازمی گردند.

آثار تاریخی ارزشمندی از چند قرن زندگی ارامنه در استان چهارمحال و بختیاری باقی مانده است که در این میان می‌توان به کلیسای روستای معموره و چندین قبرستان تاریخی اشاره نمود. اگرچه این آثار در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌اند اما متأسفانه به دلیل حفاظت نادرست و رسیدگی ناکافی در حال تخریب بوده و از گزند مافیای میراث فرهنگی کشور در امان نبوده‌اند. آقای قربانی عضو شورای شهر روستای معموره در راستای حفاظت از کلیسا و قبرستان تاریخی این روستا تلاش‌های شایان توجهی داشته و معتقد است مطابق آموزه‌های دین اسلام حفظ حرمت اماکن مقدس ادیان اهالی نوعی تکلیف است. از طرفی تاکید دارد که این آثار را هویت تاریخی روستا هستند و باید حفظ و حراست شوند.

متأسفانه دیگر قبرستان‌های تاریخی ارامنه به دلیل تعریف نشدن حریم و حفاظ از وضعیت مطلوبی برخوردار نیستند. علاوه بر عوامل طبیعی فرسایش دهنده سنگ، بیش‌ترین آسیب این قبرستان‌ها ناشی از حفاری‌های غیر مجاز و ناآگاهی اهالی است که سهواً در حال آسیب زدن به این آثار تاریخی هستند.

تصاویر این گزارش در روستاهای معموره و قلعه ممکا تهیه شده است.

منبع:خبرگزاری مهر

همدان نیازمند برند ملی گردشگری است

همدان با دارا بودن دو شهر جهانی لالجین و ملایر در حوزه سفال و منبت و شهر ملی تویسرکان در حوزه منبت گلریز، می تواند برای جذب نگاه جهانیان به سمت همدان، دارای یک رویداد یا برند ملی باشد.برند، همان چیزی که مخاطب با دیدن، شنیدن، حس کردن و یا هر گونه ارتباطی با آن بصورت مفهومی، دیداری یا لفظی صفات و ویژگی‌های خود را در ذهن و قلب مخاطب تداعی می‌کند. برند شامل همه احساسات، ویژگی‌ها و مفاهیمی است که به یک نام گره خورده و برداشت افراد از یک نام است. در فارسی واژه برند معمولا برای اشاره به محصول یا خدمتی به کار می‌رود که ارزش اعتباری و اجتماعی بالایی داشته باشد و به بیان دیگر (برند) دارای ماهیت اجتماعی است و برندهای قدرتمند آن‌هایی هستند که افراد نسبت به آن‌ها حس مالکیت دارند و چیزی بیش از یک محصول است.

مؤلفه گردشگری، به عنوان مشهودترین جنبه برندسازی برای یک مکان، اغلب به عنوان پرهزینه‌ترین و البته قدرتمندترین نیروی بازاریابی شناخته می‌شود. با این حال، گردشگری صرفاً بخشی از تصویری که باید ایجاد شود را خلق می‌کند و برای رسیدن به سطح کمال قابلیت‌های خود به عنوان پرچم‌دار و پیش‌قراول برندسازی مکان‌ها، می‌بایست در همسویی دقیق و کامل با دیگر کانال‌های ارتباطی قرار گیرد. یکی از عوامل مهم در مبحث گردشگری جاذبه‌های طبیعی، ساختمان‌ها و بناهای تاریخی؛ جنب و جوش زندگی شهری؛ و جاذبه‌های شهرنشینی است.

همدان نیازمند برند ملی گردشگری است، با این حال بایدگفت برند همدان، مفهومی است که در بر دارنده طیف وسیعی از فعالیت‌های مردم همدان است که شامل صادرات، سرمایه‌گذاری خارجی، فرهنگ و میراث‌فرهنگی مردم، حاکمیت، گردشگری و جاذبه‌های تاریخی، طبیعی و گردشگری استان همدان است. در واقع، برندهمدان نشان‌دهنده هویت مردم همدان از ابعاد گوناگون خواهد بود.

برندسازی برای همدان در واقع ساختن افرادی است که می‌خواهند به موفقیتهای یک استان توجه کرده و به کیفیت‌های آن ایمان دارند. برند همدان نمونه عینی و مدرن قدرت نرم است. به عبارت دیگر مفهوم برند همدان، مفهومی‌فراگیر و گسترده‌ است که می‌تواند چتری برای همه برندها باشد و کلیه برندهای یک استان را تحت پوشش خود بگیرد و وظیفه اصلی برندسازی برای همدان این است که با استفاده از ابزارهای مناسب، تصویری مطلوب از هویت واقعی مردم استان را به مخاطبان آن ارائه کند.

امروزه برند و برندسازی و مدیریت آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است به طوری که اقتصاد استان همدان با دارا بودن دو شهرجهانی لالجین و ملایر در حوزه سفال و منبت، شهر ملی تویسرکان در حوزه منبت گلریز می‌تواند به طور خاص آنان را نیز دربر گیرد و موجب تغییرات بسزایی در اقتصاد و به تبع آن در پیشرفت استان و شهر همدان حاصل نماید و باید برای جذب نگاه جهانیان به سمت همدان، پایتخت تاریخ و تمدن، جاذبه‌ها و پتانسیل‌های میراثی و تاریخی آن و حوزه بسیار زیبای گردشگری، این ایده‌ها و فعالیت‌های مختلف در استان، در حوزه گردشگری تبدیل به یک رویداد یا برند شوند.

توجه به برندسازی برای معرفی این کهن شهرتاریخی و رونق گردشگری آن لازم است برند واحدی برای همدان تعریف شود و در راستای رونق گردشگری و ایجاد یک برند واحد برای همدان، نیازمند حضور کارشناسان و ایده پردازان برای ایجاد یک برند واحد بوده و از تمام ظرفیت‌ها برای معرفی شهر و پایتخت تاریخ و تمدن باید بهره برد و در پایان باید گفت همدان نیازمند آن است تا با برنامه‌ریزی مناسب برای جامعه هدف، برنامه مدونی تدوین و برند مناسبی را برای همدان تدارک دید.

منبع:میراث آریا

میراث فرهنگی، تبلور آرمان‌های ملی

به مناسبت هفته میراث فرهنگی برآن شدم تا به‌منظور گرامی‌داشت میراث فرهنگی کشورمان ایران و برای ادای دین هرچند مختصر و ناچیز، از فرهنگ غنی کشور بر زبان آورم.

شایان ذکر است که میراث فرهنگی هر سرزمینی بنا بر میزان اثرپذیری و یا اثرگذاری آن سرزمین در تاریخش بشریت حائز اهمیت فراوان است. این میراث هم دربردارنده میزان و سهم یک سرزمین در چرخه تمدن بشری اعم از عرضه و تولید فکر و اندیشه، و هم در دریافت، جذب و هضم دستاوردهای معنوی سایر ملل در میراث تمدنی خویش با گفتمانی نوین است. از این روست که پاسداشت میراث فرهنگی به‌مثابه ارج گذاشتن به هویت ملی، قومی و مذهبی سرزمینی چون ایران است که تاروپود آن با تاریخ پرفراز و نشیبش گره خورده است.

عقبه تاریخی، فرهنگی، مدنی و معنوی ایران عقبه عظیمی است که در طول تاریخ خود همواره هم زنده هم زاینده بوده است. زنده از آن جهت که در برخورد با فرهنگ‌ها و آداب و رسوم‌های گوناگون اگرچنانچه در طرف مغلوب هم قرار می‌گرفته اما بازهم به دلیل غنای تاریخی و فرهنگی خویش و با هضم فرهنگ اقوام غالب در ظرف میراث فرهنگی و معنوی خود همواره قوم غالب را مغلوب اندیشه و غنای فرهنگی ایران کرده و زاینده از آن روی که با هر شکست خوردنی به مانند قُقنوس اسطوره‌ای سر از خاکستر جوشان ایران برمی‌آورد و زندگی و زایندگی را از سر می‌گیرد.

بین افسانه قُقنوس و سرگذشت ایران تشابهی می‌توان دید. ایران نیز چون آن مرغ شگفت بی‌همتا بارها در آتش خود سوخته است و باز از خاکستر خویش زائیده شده است. ایران و میراث فرهنگی‌اش بارهای بار این زاییدگی در مرگ را گذرانده در میان درد شکفته است. آری به‌راستی که میراث فرهنگی ایران میراثی است جاودان میراثی که به تعبیر سیدجواد طباطبایی اندیشمند سیاسی ایران سنگ خارای زمانه است. در پیچ و خم‌های تاریخی تا مرز نیستی رفته و از هست ساقط شده است اما باز هم در بزنگاه‌های حساس تاریخ خود را یافته است. کشور کهنسالی چون ایران که چندهزارسال بر سر یکی از حساس‌ترین نقطه‌های جهان زندگی کرده و محل تلاقی و برخوردگاه شرق و غرب و شمال و جنوب بوده و در مرکز تلاقی تمدن‌ها و یورش‌ها و کشمکش‌ها قرار داشته، بدیهی است که کوله بار سنگینی از میراث فرهنگی و معتقدات می‌اندوزد و شیوه تفکر و شیوه خاص بودن خود را بنیان می‌نهد که دست کم گرفتن این میراث فرهنگی و معنوی و یا معرضه با آن نافرجامی شومی با خود به همراه خواهدداشت. بنا بر قول اندیشمند معاصر محمدعلی فروغی «اگر ما دعوی سربلندی داریم می‌بایست به لوازم آن عمل کنیم و یکی از لوازم آن احترام به آثار گذشتگان است. حفظ این آثار تنها و تنها محض تفنن و تفرح نیست بلکه اسباب آبروی ماست. معرف عظمت و لیاقت یک ملت است».

ارزش میراث فرهنگی و معنوی ایران تا بدانجاست که اکثر سفرنامه نویسان نیز بدان اذعان داشته‌اند. ادوارد براون یکی از این شخصیت‌های فرهنگی است که در سفرنامه خود از قدرت جذب و جاذبه فرهنگی میراث تاریخی ایران سخن به میان می‌آورد و غنای میراثی ایران را در نوع خود بی‌همتا می‌داند. توصیفی که براوان از آثار تاریخی بین راه اصفهان تا شیراز و حتی آثار باقی مانده سرزمین پارس به میان می‌آورد، بسیار جاندار و دلکش است که از زبان یک فرنگی ایران دوست به نگارش درآمده است. بیشترین تأکید ادوارد براون بر لزوم حفظ مواریث فرهنگی گذشتگان این سرزمین و ثبت و انتقال ان به نسل‌های آینده بوده است. که همه این ظرفیت‌ها و جوش و خروش فرهنگی و معنوی در روح و کالبد سرزمینی به نام ایران معنا یافته است. به درستی و با اتکای بر داشته‌های فرهنگی‌مان می‌توان از عمق وجودمان فریاد برآوریم که میراث فرهنگی‌مان، تبلور آرمان ملی هر ایرانی است.

دکتر محمد علی اسلامی ندوشن بر این باور است که ایران سرزمین شگفت آوری است تاریخ ایران از نظر رنگارنگی و گوناگونی کم نظیر است. بزرگ‌ترین مردان و پست‌ترین مردان در این آب و خاک پرورده شده اند. حوادثی که بر سر او آمده بدان گونه است که در خور کشور برگزیده و بزرگی است فتح‌های درخشان داشته است و شکست‌های شرم‌آور مصیبت‌های بسیار و کامروائی‌های بسیار، گوئی روزگار همه بلاها و بازی‌های خود را بر ایران آزموده است. او را بارها بر لب پرتگاه برده و باز از افتادن بازش داشته، ایران شاید سخت جان‌ترین کشورهای دنیاست دوره هائی بوده است که با نیمه جانی زندگی کرده اما از نفس نیفتاده و چون بیمارانی که می‌خواهند نزدیکان خود را بیازمایند درست در همان لحظه که همه از او امید برگرفته بودند چشم گشوده است و زندگی را از سر گرفته است.

موزه‌ها و تقویت خود آگاهی ملی

موزه‌ها نقش مهمی را در تبیین، تفسیر، انتقال و معرفی تاریخ و گذشته پر فراز و نشیب ایران به نسل کنونی دارند. فلسفه ماهوی میراث فرهنگی و فلسفه روایت‌گرانه موزه‌ها تا حدود زیادی به هم گره خورده‌اند. موزه‌ها گذشته‌های دوری را برای مخاطبان امروزی ترسیم و تجسم می‌کنند که امروزه فقط در تواریخ و منابع مکتوب تاریخی می‌توان خبری از آن مقطع زمانی که افراد و مردمانشان در ظرف زمانی خاص و مخصوص به خودشان دنیای آن روز را لمس می‌کردند و به همان اندازه نیز آمال و آرزوهایشان را با آن ایام و آن روزها گره زده بودند یافت.

اشیا و ابزارالات موجود در موزه علاوه بر اینکه راوی نوع، نحوه و سبک زندگی و دستاوردهای مردمان یک نسل‌اند نوعی ویترین زمانه هستند که از دالان تاریخ ارتباطی میان انسان‌های چندین دوره مختلف تاریخی برقرار می‌کنند که وجه مشترک آنان زیستن و هویت یافتن و متعاقب آن هویت بخشیدن در چارچوب واحدی به نام سرزمین ایران بوده است. سرزمینی که جای جای آن از هیرمند گرفته تا کارون و از خلیج فارس تا به خزر همه و همه خود موزه‌ای است از نوع انسان ایرانی با تمامی آرمان‌ها و ایدئولوژی‌هایش در طول زمان. امروزه نقشی که موزه‌ها بعنوان تقویت کننده هویت ملی و خودآگاهی ملی ایفا می‌کند بسیار بسیار در خور و حائز اهمیت است و اگر این رسالت به سرانجام رسد به عاملی بس مهم در قوام و دوام قومیت‌های گوناگون تبدیل می‌گردد و بر همبستگی و اتحاد ملی ایرانیان خواهد افزود. حکمت آموزی و خردورزی از مهمترین پیام‌های آموختن تاریخ است و موزه‌ها خود می‌توانند به یکی از مهمترین ارکان انتقال این عبرت‌آموزی از گذشته و انتقال آن به آیندگان باشند.

منبع:میراث آریا

حفاظت و مرمت ۶ بنای تاریخی تا ثبت ۲۹ اثر تاریخی در ایلام

حفاظت و مرمت ۹۳ اشیای فرهنگی تاریخی 

از شاخص‌ترین اقدامات در این حوزه می‌توان به مرمت و حفاظت اشیای فرهنگی تاریخی در این حوزه اشاره کرد، تعداد ۹۳ قلم شیء تاریخی در استان شامل اشیای مخزن و محوطه تاریخی سیروان، ابتدا آسیب‌شناسی و پس از اولویت‌بندی مرمت، عکس‌برداری، تهیه شناسنامه و در سامانه جام ثبت و مستندسازی شدند.

ثبت ۲۹ اثر منقول و غیرمنقول و طبیعی در فهرست آثار ملی کشور

در سال گذشته در جلسه شورای سیاست‌گذاری ثبت آثار وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی تعداد ۹ اثر ناملموس استان، در فهرست آثار ملی ناملموس قرار گرفتند، این ۹ اثر ناملموس شامل مهارت تهیه شیرینی محلی کله‌کنجی، مهارت پخت نان پپگ، مهارت ساخت هیزه (محل نگهداری روغن حیوانی)، آواهای مشک‌زنی و بازی محلی کلاوروان، ساخت و موارد استفاده چالگ و میه‌کوت (هاون بزرگ چوبی) نحوه برداشت نمک، نحوه برداشت شوکه و کاربرد گژگ کاو در زندگی (مهره آبی) هستند.

همچنین در سال گذشته تعداد هشت اثر منقول شامل دو عدد گچ‌بری اسب بالدار منفرد کشف در محوطه جهانگیر ایوان، گچ‌بری اسب‌های بالدار کشف در محوطه جهانگیر ایوان، گچ‌بری با نقش گیاهی کشف در محوطه باستانی دره‌شهر، ظرف سفالی سه پایه، ظرف سفالی دهانه باز دسته‌دار، سفالینه کوچک منقوش و ظرف سفالی دو دسته سه پایه کشف در گورستان چم پاپی و سنگ قبر تاریخی کشف شده در گورستان سیاه خانی است که در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده‌اند و همچنین ۳ اثر طبیعی شامل غار طلسم، تنگه‌ی ویژدرون، تنگه‌ی الماس در فهرست میراث طبیعی کشور به ثبت رسید.

تعیین عرصه و حریم ۳ اثر تاریخی استان

مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی ایلام گفت: «در سال گذشته تعداد سه اثر تاریخی شامل قلعه کنجانچم، تپه شکرالی و محوطه جهانگیر تعیین عرصه و حریم شدند.»

شنبه زاده تصریح کرد: «در این سال ۲۰۰ اثر منقول ساماندهی و مستندسازی شدند. همچنین ۲ بنای تاریخی از طریق صندوق احیاء و بهره برداری از بناهای تاریخی در اختیار سرمایه گذار قرار گرفت.»

مدیر کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان ایلامعنوان کرد: «در سال ۱۳۹۹ در راستای ثبت آثار غیرمنقول تاریخی، ۸ اثر شامل محوطه و بقایای معماری چوره، دیوار تاریخی تنگ قیر، تپه و بقایای معماری سنگر نادر، قبرستان بان لکان، قبرستان پله کاو، برج دیده بانی خرم کوه، قلعه سیاه پیر، تپه و بقایای معماری چگینی در فهرست میراث غیرمنقول ثبت شد.»

منبع:میراث آریا

تهویّه و تبرید در آب انبارهای یزد

کانون تمامی تمدن‌های بزرگ جهان در کنار رودخانه‌های بزرگ شکل گرفته است و آبادانی همواره در کنار آب معنا پیدا می‌کند، در مناطق کویری که مایع حیات حکم کیمیا را دارد، مهمترین دغدغه ساکنان این مناطق، برنامه‌ریزی دقیق برای حفظ و بهره‌وری هرچه بیشتر از منابع محدود آب بوده است.

به همین منظور ساکنان مناطق کویری مرکز ایران، سازه‌هایی به نام آب انبار را با مهندسی خاصی برای نگهداری بلندمدت و با کیفیت آب ایجاد کرده‌اند که در این سازه ها ایجاد تهویه مناسب و برودت کافی برای حفظ کیفیت آب مد نظر قرار گرفته است.

الف: تهویه

«با توجّه به کاربرد پیشینه‌دار بادگیر که تنها در ایران دیده می‌شود، می‌توان اختراع بادگیر را از ایرانیان دانست. کاملاً روشن نیست که نخستین بادگیر در چه دوره‌ای و در کدام مرز از ایران ساخته شده است. امّا با در نظر گرفتن نیاز به خنک کردن هوا در مناطق گرم ایران که از دیر زمان وجود داشته و نیز با توجّه به دستگاه تکامل یافتۀ آن گمان می‌شود که پیدایی بادگیر در دوران باستان رخ داده باشد.» (فرشاد: 105)

در کتاب تاریخ یزد، اثر جعفری و تاریخ جدید یزد اثر احمد کاتب یزدی، ضمن شرح بناهای شاهان آل مظفّر و تیموری در سده‌های هشتم و نهم هجری، اشاره به ساخت بادگیرهای بلند توسط حاکمان و فرمانروایان یزد شده و در توصیف آن اشعاری نیز از شاعران نامی، مانند شرف‌الدّین علی یزدی و غیره آمده است.

بادگیر، این عنصر زیبای معماری مناطق کویری ایران، در آب‌انبار، دو وظیفۀ عمده دارد: یکی سالم‌سازی و تعویض هوای راکد و ساکن درون مخزن و دیگری خنک کردن آب. در مورد اوّل، حبس بودن فضای داخل مخزن به ویژه در روزهای آفتابی، آب را بسیار گرم می‌کند. افزون بر آن گرما و رطوبت بسیار زیاد داخل مخزن به مصالح و بدنۀ آب انبار نیز آسیب می‌رساند. بدین روی کلیّۀ آب‌انبارها دارای دریچه‌های تهویّه بر روی بام مخزن و یا بادگیر هستند. (قبادیان 305) در این‌باره بادگیر کمک به تجزیۀ مواد اورگانیکی می‌کند که بر اثر وجود میکروارگانیسم‌ها پدید آمده‌اند، عمل تجزیه به نابودی این مواد منجر می‌شود. (سیرو: 228) در مورد دوم، باعث خنکی آب می‌شود زیرا اندازۀ تبخیر آب در درون مخزن به دلیل گردش هوا افزایش می‌یابد و از این رو فضای مخزن و در نتیجه، آب موجود در آن خنک می‌شود.

شکل کار بادگیر به این صورت است که قسمت بالای بادگیر، شامل دهانه‌هایی (چشمه‌هایی) است که به صورت‌های گوناگون ساخته شده است. «در قسمت داخلی و درتمام بلندی بادگیر، تیغۀ نازکی فضای داخل را به چهار یا شش قسمت تقسیم می‌کند که در کنار هم در جهت عمودی قرار گرفته اند. به این طریق کوچک‌ترین نسیمی از هر طرف که بیاید، به وسیلۀ این بادگیر ضبط می‌شود. در نقاطی که باد همواره از یک سو می‌وزد، تیغه‌های داخل بادگیر حذف می‌شوند و پنجره‌ای که باید هوای خنک از آن وارد اتاق می‌شود، فقط در طرف باد قرار داده می‌شود… کمی بالاتر از سطح آب مخزن، تیغه‌ها متوقف می‌شوند. ولی مجموع لولۀ بادگیر تا سطح پایین‌تری ادامه می‌یابد. نتیجه این می‌شود که حتّی اگر سطح آب در نتیجۀ مصرف پایین برود، باز نسیم خنک در روی آن جریان می‌یابد. (سیرو: 229-228) از این رو باد پس از گذر از داخل بادگیر و برخورد با سطح آب از روزن یا فخر مدین ساخته شده در بین مخزن و اتاق، عبور و فضای داخل آن را خنک می‌کند و سپس خارج می‌شود. در بعضی از آب‌انبارهای بزرگ پاشیردار که مخزن مجزّا از قسمت‌های جانبی ساخته می‌شود، فضای ساخته شده نیز دارای بادگیر است. نمونۀ بسیار خوب آن را می‌توان در آب‌انبار رباط عقدا مشاهده کرد.» (معماریان: 53)

جهت قفسۀ بادگیرها در هر منطقه با توجّه به جهت باد مطبوع است که استاد پیرنیا در بحث رون‌های گوناگون آن را طبقه‌بندی می‌کنند، مانند رون کرمان، رون اصفهان و غیره. در شهرهای اردکان، میبد، عقدا و… جهت قفسۀ بادها رو به غرب است، امّا در یزد و کرمان و کاشان در دو، چهار و شش جهت هم دیده شده، حتّی برخی آب‌انبارها هشت وجهی هستند. به هر صورت جریان هوا به طور دائم به گونۀ بده بستان، توسّط بادگیرها از منبع برقرار است. (ورجاوند: 156)

جهت چیرۀ باد در یزد، در شش ماه اوّل سال یعنی در فصل‌های بهار و تابستان از جانب شمال غرب و در چهار ماه از آبان تا بهمن از جانب جنوب شرقی و در دو ماه مهر و اسفند از جانب غرب است. وزش باد در استان به علّت لخت بودن دشت‌ها و کوهستان‌ها شدّت دارد. سرعت باد به صورت طوفان‌های سهمگین شنی می‌تواند تا 90 کیلومتر در ساعت برسد و حتّی این سرعت در یزد تا 120 کیلومتر در ساعت نیز ثبت شده است. (سالنامۀ آماری 1383: 4)

بادگیرها را در کنار گنبد یا طاق آب‌انبار و روی دیوار جداگانه‌ای می‌سازند که بهترین جایگاه برای اتّصال به مخزن زیرین و تبادل هوای گرم و سرد است. این بادگیرها جدای از وظیفۀ اصلی، عنصری تزیینی در معماری آب‌انبار هم به شمار می‌رود. زیرا در نواحی کویری و جنوب ایران، بادگیرهایی بسیار بلند، بزرگ و باشکوه به شکل استوانۀ مکعّب و منشورهای هشت ضلعی یا خرطومی دیده می‌شود. (عابدینی 1: 35)

در آب‌انبارهایی که فاقد بادگیر است، در رأس گنبد یا در زوایای دیگر، روزنه‌ها یا دریچه و یا هواکش‌هایی وجود دارد و یا درگاه‌هایی در اطراف آن کار گذاشته شده که کار تهویۀ مخزن را برعهده دارد. به این روزنه‌ها اصطلاحاً خیش‌خان می‌گویند و خیش‌خان، کلبه یا دارآفرین بوده که دور تا دور آن را با حصیر یا سفال یا بوته‌های خار آدور می‌پوشاندند و بر آن آب می‌پاشیدند تا براثر وزش باد، هوای خنک را به درون مخزن بکشاند. (پیرنیا، بادگیر و خیش‌خان) آب‌انباری در راه قدیم بافق- یزد وجود دارد که از خیش‌خان بهره می‌برده است. (معماریان: 56)

از آنجا که بادگیر در آب‌انبار نقش دفاعی را در پیشگیری از گندیدگی آب‌انبار بر عهده دارد، به این دلیل باید طوری ساخته شود که مسلّط بر آب باشد و الّا آب بدبو و بدمزه خواهد شد و صد البتّه نحوۀ محاسبۀ چگونگی قرار گرفتن بادگیر نسبت به مخزن به تجربه و مهارت استادان بنّا بستگی دارد. (شریعت‌زاده: 65)

ب- تبرید

استادکاران معماری ایران برای خنک‌سازی آب در آب‌انبارها به چندین شیوه متوسّل می‌شدند:

1- بهره‌وری از دانش ساخت بادگیر و چرخش و تعویض هوای گرم درون مخزن با باد و هوای خنک بیرون به ویژه در شب هنگام، که در بحث تهویّه آمد.

2- آبگیری آب‌انبار در ماه‌های سرد سال (به ویژه دی و بهمن) که برای این کار معمولاً «شب هنگام پس از ساعت 5 صبح آن هم شب‌هایی که یخبندان است، آب‌انبارها را آب می‌بندند و به اصطلاح با یخ آب پر می‌کنند، به همین دلیل و به ملاحظۀ شکل و ساختمان آن بیشتر آب‌انبارهای عمومی قم و کاشان و یزد در تابستان به قدری خنک است که نیازی به یخ ندارند.» (گلزاری: 311/ فرزاد: 94)

3- بهره‌گیری از دانش ساخت مخازن آب‌انبار در زیر زمین و استفاده از خنکی درون زمین در تابستان است. از این رو معماران سنّتی ایران «برای ایجاد محیط آسایش مطلوب فیزیکی کالبدی انسان، از انرژی‌های ماندگار طبیعی نهفته در اعماق زمین نیز غافل نمانده و با ترفند ایجاد زیرزمین، سرداب، آب‌انبار، یخچال و شوادان با توجّه به تقابل سایه و آفتاب و نیرویی که در سایه نهفته است، به کانال، این منبع انرژی برودتی رایگان غیرفسیلی در طبیعت نقبی زده و از این طریق به تبادل انرژی سرمایش زمین پرداخته است.» (رأفتی: 130-129)

4- عامل دیگر خنک سازی آب، ساخت دیوار قطور است. (عابدینی 1: 35) این دیوارها بهترین عامل پیشگیری از تبادل سریع دما در ماه‌های گرم سال است. به کار رفتن برخی مصالح خنک‌ساز مانند آجر یا خشت و استفاده از دیمه و ساروج که ترکیب آهک و خاکستر است، مانع از نفوذ سرمای داخل مخزن به بیرون می‌شود. این مصالح همچنین عایق بسیار خوبی برای نگهداری سرمایش یخ آب‌های زمستانی انبار شده در آب‌انبارهاست.

5-  فنّ ساخت گنبد که آن را به ایرانی‌ها نسبت می‌دهند، از عوامل بسیار مهّم خنک‌سازی مخزن است. زیرا بام‌های گنبدی به دلیل برجستگی که دارند، همواره در معرض وزش نسیم قرار می‌گیرند و این، در کم کردن گرمایی که بام در اثر تابش شدید آفتاب می‌گیرد، مؤثّر است. هنگام شب نیز گرمایی که بام پس می‌دهد، به ترتیبی که گفته شد سریع‌تر برطرف می‌گردد.

در معماری ایران با اختراع گنبد دو پوسته‌ای، مسألۀ بالا را به طریق جالب‌تری حل کرده‌اند. بدین معنی که عمل عایق‌سازی فضای بین دو پوسته، باعث می‌شود که پوستۀ داخل نسبت به پوستۀ خارجی سرد باشد… (توسّلی: 77)

6-  وجود سرب در کف برخی آب‌انبارها به غیر از جنبۀ مقاوم‌سازی کف، به دلیل خاصیّت فیزیکی خود، نقش تعیین‌کننده در سرد شدن آب داشت. (استاد محمّد قادری) کف آب‌انبارهای ریگ و خواجه در یزد و گنجعلی‌خان در کرمان از سرب است.  (جعفری: 185)

· محقق حوزه فرهنگ در استان یزد

منابع

باغبان زاده، علی اکبر ،( مصاحبه).

بهادری‌نژاد، مهدی و علیرضا دهقانی: بادگیر شاهکار مهندسی ایران، تهران: یزدا ، 1387.

بهادری نژاد، مهدی و محمود یعقوبی: «ذخیره‌سازی فصلی آب سرد در آب‌انبارها و سفره‌های زیرزمینی» در کتاب: تهویّه و سرمایش طبیعی در ساختمان‌های سنّتی ایران، تهران: نشر دانشگاهی، 1385: 708-677.

پیرنیا، محمّدکریم:«بادگیر و خیشخان» باستانشناسی و هنر ایران، ش 4 (پاییز و زمستان 1348): 50-43.

توسّلی، محمود: ساخت شهر و معماری در اقلیم گرم و خشک ایران، تهران: بینا، چاپ چهارم، 1360.

جعفری، جعفربن محمّدبن حسن: تاریخ یزد، به کوشش ایرج افشار، تهران: علمی و فرهنگی، چاپ سوم، 1384.

دهقانی سانیج، علیرضا: «برّرسی تاریخچه و سیر تکاملی بادگیرها/ این پدیده‌های زیبا و عامل تهویّۀ مطبوع سنّتی»       تهویّه و تبرید، س 3، ش 19 (اردیبهشت 1385): 13-4.

رأفتی، ماندانا: «بازتاب معماری خشتی سنّتی اقلیم کویر در بهینه‌سازی مصرف انرژی و پالایش محیط زیست» در کتاب: پیش چاپ مقالات نهمین کنفرانس بین‌المللی مطالعه و حفاظت معماری خشتی، تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور،  1382: 130-129.

سالنامۀ آماری استان یزد، یزد: سازمان مدیریّت و برنامه ریزی استان یزد، 1383.

سیرو، ماکسیم:کاروانسراهای ایران و ساختمانهای کوچک میان راه ها، ترجمه: عیسی بهنام، تهران: سازمان ملّی حفاظت آثار باستانی ایران، 1349

شریعت زاده، علی اصغر: «بادگیرهای یزد و اسلوب ساختن آن ها» در کتاب: یزدنامه: ایرج افشار، تهران: فرهنگ ایران زمین، 1371، ج 1: 358-345.

عابدینی، مجید و دیگران:«آب انبار» در کتاب: دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، تهران: مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374، ج 1: 36-30.

فرزاد، هومان: «طرح آبانبارهای شنی» دانشمند، س7، ش81 (تیر 1349): 5-4، 94-89.

فرشاد، مهدی: تاریخ مهندسی در ایران، تهران. بنیاد نیشابور، چاپ دوم، 1362.

قبادیان، وحید:بررسی اقلیمی ابنیۀ سنّتی ایران، تهران: دانشگاه تهران، چاپ سوم، 1384.

گلزاری، مسعود: کرمانشاهان، کردستان، تهران: انجمن آثار ملّی، 1357.

معماریان، غلامحسین:دفتری از معماری کویر، سیری در معماری آبانبارهای یزد، تهران: دانشگاه علم و صنعت ایران، 1372.

مقتدر، محمّدرضا: آب‌انبار، نگهداری آب در فلات ایران، ترجمه و تألیف: علیرضا دهقانی سانیج، تهران: یزدا، 1387.

ورجاوند، پرویز:« آب انبارها» در کتاب معماری ایران دورۀ اسلامی، گردآوری: محمّدیوسف کیانی، تهران:جهاد دانشگاهی، 1365، ج 1: 165-154/ تهران: سمت، 1379: 165-154.

منبع:ایرنا

«کرونا آرت» نمای تازه‌ ای از آثار هنری در زمان کرونا

مدیرکاخ گلستان گفت: کرونا آرت نمای تازه‌تری از آثار هنری را به نمایش گذاشته و فرصتی برای ذهن‌های خلاق و نگاه‌های روشن است.

به‌گزارش خبرگزاری مهر، آفرین امامی در مراسم اختتامیه «کرونا آرت کاخ گلستان» گفت: شیوع ویروس کرونا بر بسیاری از جوانب زندگی بشری در سراسر جهان تأثیر گذاشته است. کووید ۱۹ فقط یک بیماری نبود بلکه یک ضایعه بزرگ جهانی بود که روال زندگی بشری را تغییر داد و جلوی بسیاری از پیشرفت‌ها و رسیدن به اهداف و فعالیت‌های بشری را در زمینه‌های مختلف گرفت.

مدیر مجموعه میراث جهانی کاخ گلستان افزود: فضای مجازی سال‌هاست که در دنیای مدرن وارد عرصه ارتباطات شده است، این بار در زمان شیوع ویروس کرونا، نقش مهم‌تر و اساسی‌تری پیدا کرده و تنها ابزار حفظ رابطه‌ها و انتقال مفاهیم شده است. معرفی، آموزش، پژوهش، تبلیغات و مدیریت‌های خرد و کلان با این ابزار، شکل تازه‌تری به خود گرفت و به کمک بشر آمد.

مدیر مجموعه میراث جهانی کاخ گلستان بیان کرد: موزه‌ها به عنوان یک مرکز و کانون مهم فرهنگی که در جامعه وظیفه معرفی هنر، تاریخ و فرهنگ بشری را به عهده دارند باید پابه‌پای توسعه جهان حرکت می‌کردند. از این رو طی این مدت از پای ننشستند و فعالیت‌های خود را در قالب فضای مجازی ادامه دادند و حتی خلق ایده‌هایی که شاید تا پیش از این حتی به افکار موزه‌داران خطور هم نکرده بود، این بار در فکرها جاری شد و منتج به نتایج مؤثرتر و روشنی از نحوه فعالیت‌های فرهنگی شد.

فراخوان رویداد هنری «کرونا آرت» ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹ منتشر شد و مهلت ارسال آثار ۲۹ مهر ۱۳۹۹ بود. در این فراخوان متقاضیان یکی از تصاویر یا آثار موجود در کاخ گلستان را دست مایه خلق اثر خود قرار داده و با استفاده از تکنیک‌های متداول، تأثیر و وجود ویروس کرونا را به شکل گرافیکی، نقاشی یا جمله نگاره بازآفرینی کردند.

نزدیک به ۵۰ اثر به دبیرخانه رسیده است که از این میان ۳۸ اثر واجد شرایط شرکت در رقابت شدند. در این رویداد هنری از همه هنرمندان و علاقه‌مندان دعوت شد تا با بازتولید آثار کاخ گلستان با رویکرد تأثیرات کرونا، در این رویداد مشارکت کنند. از میان آثار دریافتی تنها آثار گرافیک و نقاشی واجد شرایط تخصصی فراخوان تشخیص داده شدند.

مرضیه طیبیان، مینا اقبال و پرناز گودرز پروری به عنوان نفرات اول تا سوم رویداد هنری «کرونا آرت» برگزیده شدند.

منبع:خبرگزاری مهر

تولید و آموزش عناصر اصلی موزه زنده است

 مدیر و موسس موزه زنده گلیم‌ و قالی ایران، «تولید» و «آموزش» را عناصر اصلی موزه‌های زنده دانست و گفت: زنده و پویا بودن یک موزه به سطح ارتباط با سایر موزه‌های همتا و مخاطبان از مردم عادی گرفته تا محققان و پژوهشگران تخصصی، بستگی دارد.

به گزارش گروه فرهنگی ایرنا، موزه‌ها عامل و محصول توسعه هستند؛ به همین دلیل در ارزیابی شاخص‌های فرهنگی کمیت و کیفیت موزه‌ها در رده‌های نخست جدول قرار دارند؛ در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی علاوه بر تشکیل موزه‌های تخصصی در حوزه میراث فرهنگی، وزارتخانه‌ها و دستگاه‌هایی مانند نفت، ارتباطات، کشاورزی و شهرداری‌ها هم به موزه‌سازی وارد شدند و بسیاری علاقه‌مندان هم موزه‌ها و مجموعه‌های خصوصی راه‌اندازی کردند.

با توجه به ظرفیت‌های متنوع و مختلف داخلی، ایران می‌تواند در عرصه‌های بسیاری در دنیا از جمله نفت و گاز، معدن، دانش و علوم، همچنین امور دفاعی در جهان حضور پیدا کند، اما در عرصه‌ میراث‌فرهنگی و هنرهای‌سنتی و صنایع‌دستی بازیگر اصلی و بدون رقیب است؛ این شایستگی به جز آثار و مقاله های علمی، از شگفتی و تحسین بازدیدکنندگان خارجی موزه‌ها وقتی به ایران سفر می‌کنند و چه زمانی که اشیای تاریخی مربوط به فرهنگ و  تمدن ایران را در موزه‌های جهان می بینند، مشهود است.

همین علاقه و اشتیاق در یک قرن گذشته برای دیدن آثار تمدن ایرانی و حجم آثار تاریخی کشف شده در کاوش‌ها در کشور نشان می‌دهد برای حفاظت و نگهداری همچنین نمایش این آثار، علاوه بر مشارکت سایر سازمان‌های دولتی برای احداث موزه‌های اختصاصی و منطقه‌ای،‌ بخش خصوصی هم می‌تواند برای سرمایه‌گذاری و توسعه موزه‌های مشارکتی و خصوصی وارد عرصه موزه‌سازی و مجموعه‌داری شود.

سال ۹۸ را می‌توان سال طلایی احداث موزه‌های خصوصی برشمرد، در این سال ۳۴ موزه خصوصی مجوز گرفتند و فعالیت خود را آغاز کردند، و با احداث ۶ موزه تحت مدیریت وزارت میراث‌فرهنگی و ۱۹ موزه متعلق به سایر دستگاه‌های دولتی، در مجموع ۵۹ موزه در کشور احداث شد که در حوزه موزه‌سازی و موزه‌داری در همه سال‌ها از زمان احداث موزه‌ها در کشور محسوب می‌شود، روندی که در سال ۱۳۹۹ به دلیل فشار اقتصادی و کمبود اعتبارات و شیوع کرونا طرح‌های راه‌اندازی موزه‌ها در هر سه حوزه (دولتی، مشارکتی و خصوصی) با کندی مواجه شد، اما با همه این شرایط در سال ۹۹ بیش از ۴۰ موزه احداث و به بهره‌برداری رسید.

 

هر هفته افتتاح یک موزه در کشور
از مجموع ۷۵۰ موزه ای که در یکصد سال صنعت موزه داری در کشور فعال هستند، ۲۹۲ موزه تحت مدیریت وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی و بیش از ۲۸۰ موزه تحت پوشش سایر دستگاه‌های دولتی قرار دارند و ۱۷۱ مجموعه خصوصی تحت عنوان موزه فعال است که به گفته علی اصغر مونسان وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی «در حال حاضر هر هفته شاهد افتتاح یک موزه هستیم و بخش خصوصی بیشترین سهم را در این تحول داشته است، به گونه‌ای که ما شاهد رشد ۴۰۰ درصدی در حوزه موزه‌های خصوصی هستیم و در حال حاضر ۱۷۱ موزه خصوصی در کشور فعال است.»

همزمان با روز جهانی موزه (۲۸ اردیبهشت) و هفته میراث فرهنگی با مریم افسری بانوی هنرمند، کارآفرین، مدرس دانشگاه در رشته صنایع دستی و مدیر و موسس موزه خصوصی زنده گلیم و قالی ایران درباره هنر گلیم‌بافی و ویژگی موزه زنده گفت‌وگو کردیم. وی در آیین گرامیداشت روزه جهانی موزه از سوی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی به عنوان مدیر موزه خصوصی برتر در ۱۳۹۹ انتخاب و معرفی شد.

موزه زنده عامل جذب گردشگر و رونق صنعت گردشگری

مریم افسری در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا با اشاره به تعداد محدود موزه‌های زنده در کشور گفت: اساس و شاکله موزه‌های زنده پویایی و خروج از ایستایی است؛ برای پویاشدن موزه‌ها فضاسازی موزه باید به گونه‌ای باشد که بازدیدکننده احساس نکند به یک سمساری وارد شده، بلکه روح تاریخ و اتمسفر حیات یک هنر را باید کاملا حس کند؛ در موزه زنده صنایع‌دستی در کنار آثار فاخر که به نمایش گذاشته شده است بازدیدکننده باید فرایند تولید نمونه اثر از ابتدا تا انتها را ببیند و حتی در بخشی از آن همراه شود تا جریان زندگی را باور کند.

مدیر و موسس موزه زنده گلیم و قالی ایران تصریح کرد: موزه زنده عامل قوی برای جذب گردشگر و رونق حوزه گردشگری و مکانی است که علاوه برنمایش محصول نهایی، مراحل تولید محصول، و مراحل تولید مواد اولیه مصرف شده برای تولید را به نمایش می‌گذارد.

بانوی هنرمند سیرجانی وجود کارگاه تولید اثر در کنار موزه زنده یک ضرورت دانست و افزود: در موزه زنده گلیم سیرجان بخشی به آموزشگاه و بخشی را به کارگاه تولید گلیم و دست‌بافته‌ها اختصاص داده شده است؛ بازدیدکننده از مواد اولیه و دار (دستگاه بافندگی) تا محصول نهایی از نخ تا گلیم‌ بافته را می‌بیند، تفاوت‌ها در نقش و جنس محصولات را حس می‌کند و همواره یک راهنما حضور دارد که به سوالات او پاسخ دهد؛ حتی بازدیدکننده می تواند نمونه اثر و محصول را مستقیم از بخش فروشگاهی موزه ‌خریداری کند.

وی بیان کرد: وجود فرایند تولید در یک موزه برای مخاطب و بازدیدکننده جذابیت ایجاد می‌کند؛ در نمونه‌های موزه‌های زنده در جهان، حتی این زنده‌بودن و پویایی در محیط پیرامونی موزه وجود دارد، خیابان منتهی به موزه، پیاده‌روها، فروشگاه‌ها و رستوران‌ها و دوره‌گردها، بازارچه‌ها و … همه بخشی از جریان پویای موزه زنده می‌شوند و مخاطب را به سمت موزه هدایت می‌کنند.

تجربه بافت یک گلیم هویت‌بخش و خاطره‌ساز است

افسری اظهار داشت: حفظ هویت تاریخی و فرهنگی ملت‌ها رسالت اصلی موزه‌ها است، در قرن ۲۱، قرن بروز و ظهور و نفوذ و تسلط وسایل الکترونیک بر خصوصی‌ترین حوزه‌های زندگی فردی و اجتماعی، قرن رویای سفر و کوچ به کرات دیگر، این موزه‌ها هستند که می‌توانند مانع فراموشی تاریخ تمدن زندگی گذشتگان بر روی کره خاکی شوند.

مدیر موزه زنده گلیم و قالی ایران افزود: امروزه صرفا با نمایش یک تکه گلیم کهنه و پاره نمی‌توان ارزش و جایگاه گلیم شیرکی‌پیچ سیرجان که ثبت جهانی شده را به یک کودک و دانش‌آموز توضیح داد، او باید این عنصر فرهنگی را لمس کند، بتواند بخشی از آنرا با همان طرح و نقش سنتی، با همان نخ‌ها ببافد؛ این فرایند برای نسلی که در تئوری‌ها و مجازی‌ها اسیر شده تجربه بافت یک گلیم یا قالی هویت‌بخش و خاطره‌ساز خواهد بود.

مدرس دانشگاه: موزه زنده امکان تجربه زیست و زندگی مردم یک منطقه در ابعاد فرهنگی، اجتماعی را در یک زمان و مکان محدود به بازدیدکننده عرضه می‌کند، خانواده‌ای که به موزه زنده گلیم می‌آیند علاوه بر تماشای آثار و آموزش، برای استراحت روی زیراندازی از گلیم می‌نشیند، برای ناهار نان و غذا و نوشیدنی محلی همان منطقه را در ظروف سنتی می‌خورند، میزبانانی را با لباس محلی همان منطقه از نزدیک می‌بینند؛بعید می‌دانم این خاطره و تجربه از ذهن کودکان آنها هیچ‌ وقت پاک شود.

 

گلیم با تاریخ زندگی بشر عجین است

افسری با بیان اینکه گلیم با تاریخ زندگی بشر عجین است، اظهار داشت: قدمت گلیم‌بافی نه در سیرجان که در کل جهان را باید در صندوقچه جهانی گلیم پیدا کرد، شاید اختراع گلیم‌ ابتدایی با آغاز زندگی بشر بر روی زمین برگردد، زیراندازی که آنها با شاخ و برگ گیاهان برای بهتر زیستن تهیه می‌کردند و زمانی که هنر رسیدگی و بافندگی شکل گرفت با تبدیل پشم حیوانات، از نخ برای استفاده در لابه‌لای بافته های گیاهی خود استفاده می‌کردند.

وی افزود: پیشینه گلیم در استان کرمان و سیرجان تقریبا به دوران نادرشاه افشار بر می‌گردد؛ زمانی که گروهی از اقوام از مناطق شمالی کشور به جنوب و به این منطقه کوچانده می‌شوند، هنر بافندگی گلیم هم توسط این عشایر به مناطق جنوب شرق ایران وارد شد، گسترش پیدا کرد؛ حتی با تغییر سبک زندگی عشایری به شهری این هنر و صنعت جایگاه خود را در زندگی مردم حفظ کرد.

گلیم‌ شیرکی‌پیچ سرمایه‌ فرهنگی و اقتصادی مردم سیرجان

افسری گلیم‌ شیرکی‌پیچ را به عنوان یکی از سرمایه‌های فرهنگی و اقتصادی سیرجان برشمرد و ادامه داد: تکنیک بافت گلیم شیرکی‌پیچ مهمترین مشخصه این هنر-صنعت است که ارزش و ویژگی این دست‌بافته را بالا برده است. گلیم شیرکی‌پیچ به شیوه پودگذاری نیست، ابتدایی‌ترین گلیم فقط تار و پود است و به آن شیوه پودگذاری می‌گویند، آرام‌آرام در مراحل بعد به تکامل رسید و گلیم ساده، گلیم چاک دار، گلیم گره دار یا سوماک یا شیرکی پیچ و گلیم چپی یا چهل ماشوله، خاص منطقه عشایر سیرجان و توابع آن است.

مدیر موزه زنده گلیم و قالی ایران خاطرنشان کرد: بیشتر دارهای گلیم‌بافی در منطقه جنوب شرق کشور در کرمان و سیرجان، دارهای زمینی (افقی) هستند،‌ که بر اساس سبک زندگی عشایری و بر مبنای فضای فیزیکی خانه‌های آنها است؛ بنا به ابعاد گلیم شیرکی‌پیچ، تعداد بافنده آن متغیر است، اگر ۴*۳ مترمربعی باشد، سه بافنده بر روی دار کار می‌کنند.

وی افزود: محصول دار زمینی یک رو بافت و پر تراکم و دارای سطح مقطع محدود است؛ اگر چه طرح‌ها و رنگ و لعاب‌های جدید هم وارد این نوع گلیم شده، اما هنرمندان و بافنده‌های سیرجانی همچنان طرح و نقش‌های سنتی و باستانی و نمونه طرح‌های دوره قاجار را در گلیم‌های تولیدی حفظ می‌کنند؛ در گذشته که دسترسی به رنگ‌های طبیعی بسیار محدود بود از تم رنگ سورمه‌ای و روناسی برای تولید گلیم استفاده می شد، اما اکنون بسیار متنوع شده و از بیشتر از رنگ‌های طبیعی، شاد و پخته استفاده می‌شود.

 

نمایش تکه گلیم دوران قاجار در موزه زنده گلیم سیرجان

افسری درباره موزه زنده گلیم‌ و قالی ایران گفت: سال ۹۶ میان میراث‌فرهنگی استان کرمان و شرکت شهرک‌های صنعتی و صنایع کوچک تفاهم‌نامه‌ای با هدف حمایت از صنایع‌دستی امضا شد، بر همین مبنا با همکاری و حمایت مدیریت شرکت شهرک‌های صنعتی شهر کرمان، فضایی در حدود ۳۰۰مترمربع طی قرارداد ۵ ساله به عنوان امانت دریافت کردم تا این موزه را به عنوان موزه خصوصی راه‌اندازی کنم.

مدیر و موسس موزه زنده گلیم و قالی ایران ادامه داد: بیشترین فضای موزه به نمایشگاه آثار قدیمی و بخشی دیگر هم به آموزشگاه و کتابخانه تخصصی گلیم اختصاص داده شده است؛ البته با توجه به دوران شیوع کرونا آموزش‌ها به صورت تک‌نفره و آنلاین برگزار شد که در سال ۱۳۹۹ حدود ۱۰ نفر هنرجو داشتیم.

وی گفت: بیش از ۵۰ اثر کوچک و بزرگ قدیمی در این موزه به نمایش گذاشته شده است، قدیمی‌ترین آن یک تکه گلیم مربوط به (ربع آخر) دوره قاجار است؛ برخی از این اموال موزه‌ای را از مادربزرگ و مادر گرفتم و نگهداری کردم و برخی را هم با توجه به اصالت و جذابیت آن خریداری کردم؛ بخشی از موزه هم مربوط به پیشکسوتان در تمام حوزه‌های دست‌بافته های سیرجان از جمله فروشندگان و تولیدکنندگان مواد اولیه، بافندگان و رنگرزان سالیان گذشته است.

بانوی هنرمند سیرجانی توضیح داد: در بخش فروشگاه موزه بجز گلیم و زیراندازهای دست‌بافته، انواع محصولات صنایع‌دستی و هنرهای سنتی عرضه می‌شود. یکی از بخش‌های موزه زنده سیرجان را هم به نمایش محصولات تغییر کاربری‌های دستبافته‌ها اختصاص دادیم، در این بخش برای نخستین بار نقش‌مایه‌ها و طرح‌های گلیم را با چاپ بر روی پارچه، به صورت مانتوهای سنتی، پرده، رومبلی و … که تولید کارگاهی موزه است به نمایش گذاشتیم و کمتر بیننده‌ای می‌تواند تشخیص دهد که این محصول پارچه‌ای است.

برقراری ارتباط با همتایان راز پویایی و زندگی موزه

افسری زنده و پویا بودن یک موزه را به سطح ارتباط با موزه‌ها و مخاطبان از مردم عادی گرفته تا محققان و پژوهشگران تخصصی، منوط دانست و گفت: راه‌اندازی وب‌سایت اختصاصی و اطلاع‌رسانی موزه گلیم از برنامه‌های اصلی در سال ۱۴۰۰ است که بتوانم ارتباط موزه را با سایر موزه‌های مشابه برقرار کنم و همچنین موزه را به مخاطبان و علاقه‌مندان گلیم و سیرجان در سراسر جهان معرفی کنم؛ اگر یک موزه یا گالری یا نمایشگاه نتواند با همتایان و مخاطبان خود ارتباط برقرار کند و نتواند مخاطبان خود را جذب کند، هر چند بزرگ و وسیع باشد فقط یک انبار نگهداری کالا است و آن آثار فقط خاک خواهند خورد و به مرور زمان از بین می‌رود.

هنرمند سیرجانی بیان کرد: در محیط موزه در حال حاضر ۵ بافنده در بخش کارگاهی موزه فعالیت می‌کنند، اما با بافنده‌های غیررسمی موقت که عمدتا از بانوان سیرجانی (حدود ۵۰ نفر) هستند همکاری داریم، که با توجه به مشغله خانه‌داری و زندگی کمتر جذب کار ثابت و متمرکز در کارگاه می‌شوند، از طرفی قیمت مواد اولیه و وسایل مود نیاز تولید در این چند سال به شدت افزایش یافته و تاثیر بسزایی بر روند تولید و فروش گلیم گذاشته است.

 

گلیم‌بافان نیازمند حمایت و پشتیبانی هستند

افسری گفت: سیرجان قطب تولید بهترین گلیم و دارای مرغوب‌ترین پشم است، اما به دلیل نداشتن کارخانه ریسندگی، مواد اولیه با قیمت بالا خریداری می‌شود؛ از طرفی به دلیل هزینه زیاد مراحل پایانی و سرویس کار و نداشتن کارگاه تولید در سیرجان، اکثر تولیدات به صورت خام و با قیمت کمتر فروخته می‌شود، که امیدواریم مسئولان در این زمینه با رفع موانع تولید، از این ‌هنر صنعت جهانی در سیرجان، حمایت و پشتیبانی کنند.

بانوی کارآفرین صنایع‌دستی درباره اشتغال‌زایی و درآمدزایی برای موزه گفت: در حال حاضر برای بافندگان و تولیدکنندگان این امکان را فراهم کردیم تا محصولات خود را در فروشگاه موزه گلیم سیرجان به نمایش بگذارند؛ در این میان موزه به عنوان واسط ارتباط نزدیک و مستقیم مخاطب و مشتری را برای آنها برقرار می‌کند، مشتریان می‌توانند ایده و سلیقه خود را برای بافندگان بیان کنند و در نهایت با نظارت موزه قراردادی تنظیم می‌شود تا مشتری به طور مستقیم با بافنده در ارتباط باشد و مبلغی برای نظارت و طراحی محصولات مورد نظر به موزه می‌پردازد.

منبع:ایرنا

آخرین باری که به موزه رفتید کی بود؟

 موزه مکانی که تاریخ و تمدن هر ملت را به نحوه‌های مختلفی به نمایش می‌گذارد که در کشور ما این گنجینه خاک می‌خورد.

به گزارش خبرنگار حوزه میراث و گردشگری  گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان آیا تابه حال به این فکر کردید که آخرین باری که موزه رفتید چه زمانی  بوده؟

این سوالی بود که از مردم پرسیدم، و هر کدامشان از آخرین بازدیدی که داشتند خیلی سال گذشته بود و زمانی که  علت های آن را جویا شدیم نظرهای خودشان را داشتند؛ یکی ضعف فرهنگی و دیگری عدم تبلیغات مناسب را, می دانست.

موزه مکانی که تاریخ و تمدن هر ملت را به نحوه های مختلفی به نمایش می گذارد  ولی متاسفانه در کشور ما این گنجینه در بین مردم بسیار گوشه نشین شده است.

روز جهانی موزه و میراث فرهنگی
باتوجه به ارزش و تاثیر موزه‌ها در حفظ و نمایش آثار باستانی و فرهنگی ملت‌ها، در دوازدهمین مجمع عمومی کمیته بین‌المللی موزه‌ها (ایکوم) روز ۱۸ ماه می‌ مصادف با ۲۹ اردیبهشت ماه به‌عنوان روز جهانی موزه و میراث فرهنگی نامگذاری شد. این مجمع در ۲۸ می‌ سال ۱۹۷۷ در مسکو برگزار شد و طی قطعنامه شماره پنج آن روز موزه به‌عنوان روزی جهانی و در تمامی کشور‌های عضو سازمان ملل به ثبت رسید. در برخی از کشور‌ها مانند ایران این روز آغازگر هفته میراث فرهنگی و گردشگری به شمار می رود و در  طول هفته بازدید  از موزه‌ها رایگان است.
متاسفانه امسال هم  مانند سال گذشته به دلیل شیوع ویروس کرونا و بسته بودن اکثر موزه‌های ایران و جهان دیگر خبری از شلوغی و جنب‌وجوش موزه‌ها در این روز نیست. با این وجود چیزی از لذت گردش در موزه و دیدن آثار تاریخی و زیبای گذشته کم نشده‌است و با وجود امکانات زندگی در عصر حاضر می‌توانید از تور مجازی بهترین موزه‌های جهان دیدن کنید.

مجید سرسنگی در گفت و گو با خبرنگار  حوزه میراث و گردشگری  گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان اظهار کرد : ما اول باید چرایی  عدم حضور مردم را بررسی کنیم سپس به آن ها گوش زد کنیم که موزه چه تاثیرات در علم و فرهنگ شان خواهد گذاشت. البته باید با برنامه ریزی جذابت بصری موزه ها نیاز افزایش دهیم  تابرای مخاطب کسل کننده نباشد.

در ادامه محمد کارگر مدیر کل موزه های کشور گفت: موضوعی که باعث می شود طیف گسترده ای از مردم به سوی موزه ها راه پیدا کنند اینکه آن موزه برنامه های متفاوتی مانند جشنواره یا نمایشگاه های مختلفی را در طول سال برگزار کند.

او ادامه داد : در ایران ۷۴۷ موزه فعال داریم که از این تعداد  ۱۷۱ مورد  آن مربوط به بخش خصوصی و طبق آخرین آمار قبل از کرونا از هر سه نفر ایرانی یک نفر به موزها مراجعه کرده است.

البته  مدیران در دوران کرونا بیکار ننشسته اند و براساس شعار که از سوی سازمان یونسکو  دریافت  کرده اند (یعنی راه جدید ارتباط با مردم ) را به گونه ای طراحی کرده اند تا مردم در فضای مجازی به صورت آنلاین از تمامی موزه های مورد علاقه ای خود تنها با مراجعه به سایت ویزیت ایران بازدیدکنند.

منبع:باشگاه خبرنگاران جوان

قلعه «دا و دختر» گرفتار در دام بی‌توجهی‌ها

این روزها قلعه «دا و دختر» و خرابه‌های شهر باستانی رامهرمز که هر دو قدمتی ساسانی دارند با تعرض شدید در عرصه و حریم مواجه شده‌اند. اگرچه در یک دهه اخیر رامهرمز در شرق استان خوزستان با گنجینه جوبجی معروف شده اما بنای قلعه «دا و دختر» نماد این شهر است. قلعه‌ای که در سال ۱۳۸۰ به شماره ۳۷۷۱ و خرابه‌های شهر باستانی هم در سال ۱۳۱۰ به شماره ۴۵ ثبت ملی رسیدند.

خیام، نگین علمی‌تاریخی و میراث فرهنگی نیشابور

نیشابور شهری پر آوازه که در ادوار تاریخی گذشته به صور و نام‌های گوناگونی نظیر: «رئونت، تمام آپارخشتر، ابرشهر، اپر شهر یا اپرنگ شهر، ابه شهر، ایرانشهر، نوشاپور، نیوشاپور، نیوه شاپور، نیسابور، نیسافور، نیسه فور، نیکه فور، نشاور، نشابور، شادکاخ، شادیاخ، …و نیشابور» از آن یاد می‌شده، اکنون به نام «نیشابور» معروف است. نام نیشابور در کهن‌ترین دفتر ایرانی یعنی «اوستا» به گونه‌ی «رئونت» آمده است که به معنای دارنده‌ی جلال و شکوه می‌باشد. این واژه. بعد‌ها در زبان پهلوی به گونه‌ی «رایومند» که احتمالا بعد‌ها نیز به کلمه‌ی «ریوند» تبدیل شده که اکنون نام دهستانی در بخش مرکزی نیشابور است.

خراسان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین حوزه‌های تمدنی ایران در دوران قبل و بعد اسلام جایگاه ویژه‌ای را دارا بود. اهمیت این سرزمین برای مسلمانان نیز به دنبال فتح این ناحیه به سرعت درک شدچهار شهر خراسان در تقسیم‌بندی جغرافیای این سرزمین در پیش و پس از اسلام اهمیت و جایگاه ویژه‌ای داشته است. مرو، نیشابور، هرات و بلخ به عنوان شهرهای اربعه خراسان به لحاظ اهمیت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دیرینه خود در عصر طاهریان نیز مورد توجه قرار گرفته بود. بسیاری از تحولات عمده رخ داده در این شهرها به همراه دقت و توجهی که طاهریان بر این مناطق داشته‌اند.

نیشابور ۵۴ روستای تاریخی دارد، هم‌چنین این شهر ظرفیت‌های کم نظیری در زمینه گوهرسنگ‌ها و سنگ‌های قیمتی دارد، علاوه بر این نیشابور سالیانه پذیرای بیش از ۸ میلیون گردشگر است.

نیشابور در طی دوران‌های مختلف، به دلیل حضور اسطوره‌ای و پر حادثه در تاریخ کهن ایران زمین، داشتن سابقه طولانی و درخشان در فرهنگ وتمدن زبان پارسی، قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم و شاهراه ارتباطی خراسان بزرگ و نیز به واسطه بر خورداری از موقعیت ممتاز طبیعی باعث شده تا رنگین کمانی از گنجینه‌های با ارزش تاریخی و گردشگری با شهرت ملی و حتی جهانی را در دل خود جای دهد.

در میان همه جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی یکی از مهم‌ترین آن‌ها آرامگاه حکیم عمر خیام نیشابوری است، ، او همه‌چیزدان، فیلسوف، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و رباعی‌سرای ایرانی در دوره‌ی سلجوقی است که در ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ هجری قمری در نیشابور به دنیا آمد و در ۱۲ آذر ۵۱۰ هجری قمری در نیشابور از دنیا رفت.

حاصل تلاش‌های بی‌وقفه حکیم خیام نیشابوری، تدوین جداول نجومی دقیقی بود که با حمایت‌های ملک شاه با عنوان «الزیج الملکشاهی» به دست آمد. البته این جداول تاکنون تغییرات بسیاری را متحمل شده‌اند و تنها جدول ۱۰۰ ستاره ثابت در میان آن‌ها بدون تغییر باقی مانده است. از سوی دیگر به نظر می‌رسد که تقویمی که خیام آن را تدوین کرد به منظور حفظ ماه‌های اصلی تقویم قدیمی ساسانیان ایجاد شده باشد. در تقویم ساسانیان نیز هر یک سال شامل ۱۲ ماه بود و هر ماه سی روز داشت، گفته می‌شود که در این تقویم هر ۱۲۰ سال یک بار یک سال، یک ماه اضافه داشت.

در تقویم جلالی اما هر ۴ سال یک روز به روزهای سال اضافه میشود اما هر دوی این تقویم ها، بر اساس ۳۶۵ روز در سال محاسبه شده اند. خیام نیشابوری و همکارانش برای افزایش دقت تقویم جلالی محاسبات زیادی انجام دادند که از چند و چون آن‌ها اطلاعات دقیقی در دست نیست. اما به جز تقویم شمسی، فعالیت‌های خیام در زمینه مباحث ریاضی هم شهره آفاق است و تفاسیر او از عناصر اقلیدسی و رساله‌اش درمورد جبر اهمیت زیادی داشته و دارد.

آنچه در تفاسیر او آمده است، نشان می‌دهد که خیام قصد داشته تا معادلات درجه سه را حل کند و محاسباتش بر روی اصل پنجم اقلیدس نام او را برای همیشه در تاریخ به عنوان یک ریاضیدان برجسته به ثبت رسانده است. خیام نیشابوری تا آن جا پیش می‌رود که با اثبات اعداد حقیقی، زاویه دید جهانیان را نسبت به ریاضیات به چالش می‌کشد. او همچنین نظریات مهم و قابل توجهی نیز در هندسه به ثبت رسانده است. اصلی‌ترین بخش محاسبات او درمورد معادلات مربوط به مکعب است که پس از ارشمیدس، آن‌ها را با یک شیوه متفاوت حل کرد.

کمی بعد از مرگ عمر خیام، مجموعه شعرهایش تحت عنوان رباعیات جمع آوری شد. نکته جالبی که درمورد اشعار وی وجود دارد این است که همگی رباعیات خیام از چهار مصرع با ۱۳ سیلاب تشکیل شده‌اند که تمامی آن‌ها از دو وزن شعری خارج نیستند. رباعیات در قرن نه و ده هجری شمسی در ایران از محبوبیت زیادی برخوردار بود و عموما جنبه‌ای عرفانی دارند. در غرب، رباعیات خیام نیشابوری به واسطه ترجمه ادوارد فیتس جرالد (۱۸۵۹) به طور گسترده‌ای شناخته شده است.

دستاوردهای حکیم خیام نیشابوری به این موارد محدود نیست اما در یک مطلب هم نمی‌توان تمامی آن‌ها را تشریح کرد. دانشمندان ایرانی از گذشته تا امروز ثابت کرده‌اند که علم و دانش در میان ایرانیان گنجینه‌ای است به ودیعه نهاده شده و امید این که این گنجینه همچنان باقی بماند و بر ذخایر آن افزوده شود.

او ریاضیدان، اخترشناس و شاعری بزرگ در دوره سلجوقی بود که رباعیات آن در تمام جهان شهرت بسیاری دارد. بنای مقبره وی در میان باغی از درختان کهنسال در نزدیکی صحن امامزاده محروق بنا شده است. بنای فعلی آرامگاه حکیم عمر خیام در سال ۱۳۳۸ هجری شمسی احداث شد و طرح آن با دستان توانمند و ذهن خلاق هوشنگ سیحون ریخته شده است.

شاید برایتان جالب باد که بدانید این آرامگاه یکی از نمونه‌های مشهور آرامگاه‌سازی در معماری ایرانی است که طاق‌ها و تیغه‌های به کار رفته در بنای آن زیبایی خاصی به این مجموعه داده است. ساختمانِ سنگی آرامگاه شکلی رو باز دارد و به صورت فرمی زیبا و منحصر به فرد ساخته شده است. هوشنگ سیحون در ساخت این آرامگاه سعی داشت تمام جنبه‌های زندگی و علومی که خیام فراگرفته بود را در نظر بگیرد. بنای آرامگاه از ۱۰ پایه ستون سنگی تشکیل می‌شود، عدد ۱۰ اولین عدد دو رقمی در علوم ریاضی است که نشان از ریاضیدان بودن خیام دارد. این ۱۰ ستون در قسمت بالای بنا به یکدیگر می‌رسند و شکل ستاره‌ای ۵ پر را تشکیل می‌دهند که در آسمان شب‌های نیشابور می‌درخشد و این نشان از منجم بودن خیام دارد. در قسمت‌های لوزی شکل بدنه بنا، ۲۰ رباعی از خیام به خط تعلیق نوشته شده که نشان از حس لطیف و طبع شاعری خیام دارد. در نزدیکی آرامگاه دو بنای دیگر شامل یک کتابخانه و موزه به چشم می‌خورد که تندیسی از خیام در ابتدای باغ نصب شده است.

خیام از بزرگترین دانشمندان عصر خود به حساب می‌آمد و دارای هوشی فوق العاده بوده و حافظه‌ای نیرومند و قوی داشت. در دوران جوانی خود به فراگیری علم و دانش پرداخته به طوری که در فلسفه، نجوم و ریاضی به مقامات بلندی رسید و در علم طبنیز مهارت داشته به طوری که گفته شده او سلطان سنجر را که در زمان کودکی به مرض آبله گرفتار شده بود معالجه کرد.
خیام به دو زبان فارسی و عربی نیز شعر می‌سرود و در علوم مختلف کتابهای با ارزشی نوشته است. خیام در زمان خود دارای مقام و شهرت بوده است و معاصران خیام همه وی را به لقبهای بزرگی مانند امام، فیلسوف و حجة الحق ستوده‌اند. خیام در زمان دولت سلجوقیان زندگی می‌کرد که قلمرو حکومت آنان از خراسان گرفته تا کرمان، ری، آذربایجان و کشورهای روم، عراق و یمن و فارس را شامل می‌شد.

خیام معاصر با حکومت آلپ ارسلان و ملکشاه سلجوقی بود. در زمان حیات خیام حوادث مهمی به وقوع پیوست از جمله جنگهای صلیبی، سقوط دولت آل بویه، قیام دولت آل سلجوقی و…. خیام بیشتر عمر خود را در شهر نیشابور گذراند ودر طی دوران حیات خود فقط دو بار از نیشابور خارج شد سفر اول برای انجام دادن مراسم حج و سفر دوم به شهر ری و بخارا بوده است. خیام در علم نجوم مهارتی تمام داشت به طوری که گروهی از منجمین که با او معاصر بودند در بنای ساختن رصد خانه سلطان ملکشاه سلجوقی همکاری کردند و همچنین به درخواست سلطان ملکشاه سلجوقی تصمیم به اصلاح تقویم گرفت که به تقویم جلالیمعروف است. خیام در دوران زندگی خود از لحاظ علمی و فلسفی به معروفیت رسید و مورد احترام علما و فیلسوفان زمان خود بود.
شهرت خیام گرچه بیشتر به شاعری است اما در واقع خیام فیلسوف و ریاضی دانی بود که به آثار ابوعلی سیناپرداخت و یکی از خطبه‌های معروف او را در باب یکتایی خداوند به فارسی ترجمه کرد. اولین اشاره‌ای که به شعر خیام شده، صدسال پس از مرگ اوست.

نوشته اند: که خیام را به تدریس و نوشتن کتاب رغبت چندانی نبود. شاید به دلیل آنکه شاگردان هوشمند برگزیده‌ای پیرامون خود نمی‌یافت و چه بسا از آن جهت که اوضاع روزگار خود را، که مقارن حکومت سلجوقیان و مخالفت شدید با فلسفه و زمان رونق بازار بحث‌ها و جدل‌های فقیهان و ظاهربینان بود، شایسته ابراز اندیشه‌های آزاد و بلند نمی‌دید. با این همه، از او نوشته‌های بسیار برجای مانده که در قرون وسطی به لاتین ترجمه شد و مورد توجه اروپائیان قرار گرفت.

رساله وی در جبر و مقابله و رساله‌ای دیگر، که در آن به طرح و پاسخگویی به مشکلات هندسه اقلیدس پرداخته، از جمله مشهورترین آثار ریاضی اوست.

خیام منجم بود و تقویم امروز ایرانی، حاصل محاسباتی است که او و عده‌ای از دانشمندانی دیگر، در زمان جلال الدین ملک شاه سلجوقی انجام دادند و به نام وی تقویم جلالی خوانده می‌شود. خیام در باب چگونگی محاسبات نجومی خود رساله‌ای نیز نوشته است. خیام علاوه بر ریاضی و نجوم، متبحر در فلسفه، تاریخ جهان، زبانشناسی و فقه نیز بود. علوم و فلسفه یونان را تدریس می‌کرد و دانشجویان را به ورزش جسمانی و پرورش نفس تشویق می‌کرد. از همین رو، بسیاری از صوفیان و عارفان زمان، او را به خود نزدیک می‌یافته اند.

بنا به روایتی خیام سفرهایی به سمرقند و بلخ و هرات و اصفهان کرد و همه جا با روشنی تمام در باب حیرت و سرگشتگی فلسفی خویش سخن می‌گفت و معتقدات دینی را مورد تردید قرار می‌داد. رساله‌ای در کیفیت معراج، رساله دیگر درباره علوم طبیعی و کتاب‌های بسیار به زبان‌های فارسی و عربی حاصل زندگی نسبتا طولانی اوست.

از آثار معروف فارسی منسوب به عمر خیام، رساله نوروز نامه است که با نثری ساده و شیوا، پیدایی نوروز و آداب برگزاری آن را در دربار ساسانیان بازگو نموده. خیام در این رساله با شیفتگی تمام درباره آیین جهانداری شاهنشاهان کهن ایرانی و پیشه‌ها و دانش‌هایی که مورد توجه آنان بوده سخن رانده و تنی چند از شاهان داستانی و تاریخی ایران را شناسانده است.

خیام به واکاوی ریاضی موسیقی نیز پرداخته‌است و در القول علی اجناس التی بالاربعاء مسئله‌ی تقسیم یک چهارم را به سه فاصله مربوط به مایه‌های بی‌نیم‌پرده، با نیم‌پرده‌ی بالارونده، و یک چهارم پرده را شرح می‌دهد.

اکنون آرامگاه حکیم خیام نیشابوری به محوری برای توسعه گردشگری و اقتصاد شهری نیشابور تبدیل شده است و همجواری آرامگاه این شاعر دانشمند با محوطه تاریخی و سایت موزه شادیاخ بر توسعه میراث‌فرهنگی و گردشگری افزوده شده است.

منبع:میراث آریا