تراوش توسعه از سفال جهانی لالجین

احداث دومین شهرک تخصصی سفال، ایجاد شرکت های دانش بنیان، ریشه کنی بیکاری و از همه مهم تر تولید سفال بدون سرب حکایت از تراوش توسعه و ترقی در سفالینه های لالجین دارد که سالهاست برند جهانی را برای این دست سازه های اصیل حفظ کرده است.

به گزارش ایرنا؛ پنج سال پیش بود که برکت خاک همدان بر سر صنعت سفالگری پاشیده شد و شاهکار مردمان لالجین بر سکوی نخست جهان ایستاد تا برند «شهر جهانی» را بر سفالینه های این دیار هنرخیز نقش بزند.

از آن روز رنگ و لعاب سفال لالجین استاندارد و عاری از سرب شد، چرخ های صنعتی به جای سنتی نشست، آوازه دست ساخته های لالجین از اروپا تا آفریقا پیچید و به مدد مراکز فناور و دانش بنیان تولید سفال همپای تکنولوژی شد.

این چند قلم بخشی از دستاوردهای شهر جهانی سفال  است که با تدبیر دولت در از سال ۹۵ تاکنون حاصل شده و معاون صنایع دستی میراث فرهنگی استان همدان برایمان می شمارد.

به گفته او،  لالجین با یک هزار و ۳۰۰ کارگاه توانسته پنج هزار و ۶۳۰ زن و مرد این شهر را پاگیر خود کند و به جرات می‌توان گفت کیمیای آب و خاک و آتش نگذاشته هیچ جوانی در این دیار بیکار بماند.

لالجین شهر بدون بیکار

به استناد آخرین اطلاعات “هاشم مظاهری”، چرخکاری، سفال نقش برجسته، سفال قالبی و نقاشی روی سفال برخی از رشته‌های این هنر صنعت اصیل هستند که علاوه بر اهالی لالجین توانسته جوانان جویای کار شهرهای دیگر را هم مشغول کند و بی تردید این رونق کسب و کار را مدیون جهانی شدن است.

طبق آمارهای موجود در میراث فرهنگی همدان بیشترین حجم سفال کشور در لالجین تولید می‌شود و افتخار بالاترین حجم صادرات این محصول نیز متعلق به همین شهر کوچک است.

در ۲ سال اخیر میزان سفال و سرامیک صادر شده لالجین از رقم سه میلیون و ۷۰۰ هزار تن گذشت و سالانه افزون بر ۳۵ میلیون دلار ارزآوری داشت.

سفال مظروف و تزئینی لالجین در کشورهای عراق، ترکیه، هلند، آلمان، سوئد، عمان، آذربایجان، ویتنام و مالزی حتی غنا مشتری های پر و پا قرصی دارد.

هر چند «پیمان سپاری ارزی» به اعتقاد مظاهری از آمار صادرات رسمی گمرک کاسته اما به همان میزان صادرات چمدانی را افزایش داده، پدیده ناخوشایندی که آتیه روشنی برای مراودات تجاری صنایع دستی به ویژه سفال رقم نمی‌زند.

دومین شهرک تخصصی به نام سفال

فارغ از تلخ و شیرینی های صادرات صنایع دستی، افزایش چشمگیر تولید سفال و سرامیک و ازدیاد کارگاه های صنعتی موجب شد ظرفیت نخستین شهرک تخصصی سفال به طور ۱۰۰ درصد تکمیل شود و بسیاری از متقاضیان واحدهای جدید در صف واگذاری زمین بنشینند.

مدیرعامل شرکت شهرک های صنعتی همدان از تاسیس دومین شهرک سفال در لالجین به وسعت ۵۷ هکتار خبر می‌دهد که هم اکنون مراحل فراهم سازی زیرساخت را می‌گذراند.

“محمدرضا بادامی” می‌گوید: خیابان‌کشی این شهرک به اتمام رسیده و بخشی از عملیات شبکه آب، برق و گاز نیز اجرا شده و اگر همه چیز وفق مراد پیش برود تا پایان تابستان قطعات این شهرک برای واگذاری به سفالگران لالجینی آماده است.

طبق اظهارات او دست‌کم ۳۰۰ واحد جدید در دومین شهرک صنعتی سفال ایجاد می‌شود تا این هنر جهانی رکورد اشتغال و تولید وطنی را هم بشکند.

سفال بدون سرب، فوت کوزه‌گری

از توفیقات لالجین در عرصه رشد علمی و فناورانه هم نمی توانیم چشم بپوشیم چرا که هر روز سفالگران تحصیلکرده و افراد خلاق و صاحب ایده به جمع استادکاران سنتی اضافه می شوند تا چرخه تولید و عرضه این محصول از دانش روز عقب نماند.

گشایش مرکز رشد واحدهای فناور سفال و سرامیک و راه اندازی آزمایشگاه تخصصی سفال از اقداماتی است که رئیس پارک علم و فناوری همدان بیشتر و بهتر می تواند برایمان توضیح بدهد.

“محمد حسین مرادی” هدف از تاسیس مرکز رشد لالجین را کاربردی کردن فناوری های نوین در صنایع دستی سنتی عنوان می‌کند که ارتقای کیفیت محصولات برای افزایش توان رقابت در بازارهای جهانی را در سرلوحه کار خود دارد.

به باور او، انتقال سینه به سینه دانش و مهارت سفالگری آنهم در روزگاری که این هنر شهرت بین‌المللی یافته دیگر کافی نیست و از این رو با دانشهای نوین یاریگر هستیم تا این برند برای لالجین جاودان بماند.

تولید لعاب بدون سرب از موفقیتهایی است که آزمایشگاه تخصصی سفال به آن دست یافت و می توان همان فوت کوزه گری دانست که حالا بسیاری از کارگاه های لالجین آن را آموخته اند و محصولی سالم برای دوستداران صنایع دستی می‌سازند.

مرادی در این خصوص می‌گوید: سالیان سال صنعتگران این شهر برای حذف سرب تلاش می کردند اما بی نتیجه بود زیرا سفال تمام درخشش و براقی خود را از سرب موجود در لعاب دارد اما این رویای دست نیافتنی توسط متخصصان ما محقق شد بی‌آنکه ذره‌ای به زیبایی و کیفیت محصولات لطمه وارد شود.

مخلص کلام اینکه لالجین این روزها در اوج ترقی و توسعه است حیاط هر خانه بوی سفال می‌دهد و گوشه گوشه این شهر بساط خاک و گل و چرخ جفت و جور است و کوره های آتشین، منتظر در آغوش کشیدن خاکواره های اهالی است.

در کنار رونق سنتی این محصول، جهش صنعتی آن نیز به ثمر نشسته و حالا سفال با پیشینه ۷۰۰ ساله فقط به چگونگی حفظ این لقب ارزشمند جهانی برای فرزندان لالجین می اندیشد.

لالجین پایتخت سفال جهان  یکی از قطب‌های گردشگری استان همدان و در شهرستان بهار واقع شده‌است.
این شهر کوچک با جمعیت ۱۴ هزار نفری هر سال پذیرای گردشگران داخلی و خارجی بسیاری است و سفالینه های فیروزه ای را به مسافران تحفه می دهد.

منبع:ایرنا

برگزاری ماه رمضان، با آدابی متفاوت در آلمان

آغاز ماه مبارک رمضان، همواره با حس و حال و فضایی دوست‌داشتنی و متفاوت همراه است که این تفاوت معنویت و فضایی روحانی را ایجاد می‌کند. در کنار تفاوت‌ها و جزئیات متنوع سنت‌های کشورهای مختلف در استقبال و گذران ماه رمضان، اساس و اصول آداب و آیین کشورها در این ماه یکسان بوده و به یکدیگر نزدیک است که این شباهت‌ها سبب افزایش همدلی و همبستگی میان مسلمانان می‌شود.

آلمان کشوری است که حدود ۴میلیون و ۳۰۰ هزار نفر از جمعیت ۸۲ میلیون نفری آن را مسلمانان تشکیل می‌دهند. مسلمانان آلمان نیز همانند مسلمانان سایر کشورها، حلول ماه مبارک رمضان را با برگزاری آیین‌ها و آداب مخصوص به کشور خود جشن گرفته و گرامی می‌دارند. در ادامه برخی  از این آیین‌ها معرفی می‌شود.

در ماه رمضان معمولا زندگی روزمره و آداب اجتماعی عموم مردم آلمان تغییر چندانی نکرده و بنابراین شرایط و آیین این ماه تا حدودی متفاوت از دیگر کشورها است. در واقع سرعت و جدیت زندگی در این کشور صنعتی ادامه می‌یابد و در شرکت‌ها، ادارات، مدارس و آموزشگاه‌ها برای کارکنان و دانش‌آموزان خود تسهیلاتی قائل می‌شوند؛ به طوری که ممکن است شیفت و زمان کاری آن‌ها تغییر کند و همچنین زمانی برای نماز و افطار آنان در نظر گرفته شود.

اغلب فعالیت‌ها و آداب مردم آلمان در ماه رمضان در مساجد برگزار می‌شود و روزه‌داران با حضور در مساجد و شرکت در برنامه‌های مذهبی و عبادی در زمان‌ها و ساعات مختلف قبل از افطار و بعد از افطار، فضایی پرشور و سرشار از معنویت ایجاد می‌کنند.

به دلیل آن که بیشتر مسلمانان آلمان، اصالتا اهل ترکیه هستند، بنابراین آیین‌های مربوط به ماه رمضان تعداد زیادی مسلمانان این کشور نیز در راستا و همانند ترک‌ها برگزار می‌شود، که از جمله این سنت‌ها می‌توان به قرائت قرآن و گوش دادن به تفسیر این کتاب الهی و حضور جمعی در کنار یکدیگر و پای سفره افطار پس از خواندن دعا و نیایش اشاره کرد. تهیه شیرینی‌ها و غذاهای بومی مرتبط با ماه رمضان و دعوت آشنایان و اقوام به افطار از دیگر آیین‌هایی است که در بین مسلمانان آلمان مشاهده می‌شود.

آیین‌های ماه رمضان در بین ترک‌های مقیم آلمان

ترک‌های مقیم آلمان بر اساس رسمی قدیمی، به همراه اقوام، دوستان و همکاران خود افطار می‌کنند که این را می‌توان مهمترین آداب مسلمانان ترکیه‌ای این کشور دانست و این چنین افطاری‌های دسته جمعی بیشترین جلوه‌ ماه مبارک رمضان در این کشور را به خود اختصاص داده است. همچنین در این ماه نمازهای جماعت در مراکز و مساجد مسلمانان ترکیه‌ای با جمعیت بیشتری برگزار می‌شود.

آیین‌های ماه مبارک رمضان در بین عرب‌های آلمان

عرب‌های مسلمان مقیم آلمان بیشتر از کشورهای لبنان، فلسطین و شمال آفریقا هستند. نمازهای جماعت ایام ماه رمضان در میان مسلمانان عرب این کشور با استقبال و حضور گسترده‌ روزه‌داران همراه است؛ آنان وعده افطاری خود را در منازل خویشاوندان و آشنایان و یا در مراکز اسلامی صرف می‌کنند. برخی از اقلیت‌های این افراد در ماه رمضان به کشورهای خود سفر می‌کنند تا ایام این ماه مبارک را در آنجا و در حال و هوای کشور مادری خود سپری کنند.

ایرانیان و ماه مبارک رمضان در آلمان

مهم‌ترین مرکز تجمع ایرانیان در ماه مبارک رمضان مرکز اسلامی هامبورگ است. این مرکز در ایام ماه مبارک رمضان پذیرای جمعیت زیادی از ایرانیان و پیروان مذاهب دیگر است. به شکلی که روزه‌داران در این مرکز نمازهای خود را به جماعت ادا کرده و در هنگام غروب نیز سفره‌های افطاری پهن می‌شود و مسلمانان به صورت دسته‌جمعی روزه خود را باز کزده و افطاری می‌خورند. به طوری که برخی مواقع تعداد شرکت‌کنندگان در برنامه‌های این ماه در این مرکز به ۵۰۰ نفر نیز می‌رسد.

علاوه بر این‌ها در این مرکز اسلامی قبل از اذان آیاتی از قران کریم قرائت می‌شود و همزمان ترجمه آلمانی آن‌ها نیز بیان می‌شود تا به این ترتیب همه شرکت‌کنندگان از برنامه‌های این مرکز بهره‌مند شوند. طرح سوالات دینی و شرعی افراد، جلسات تفسیر و قرائت قرآن نیز از دیگر برنامه‌های این مراکز به شمار می‌رود.

یکی از اصلی‌ترین و مهمترین جنبه‌های ماه رمضان برای مسلمانانی که در کشورهای غربی زندگی می‌کنند این است که حس اتحاد و همبستگی در میان آن‌ها افزایش یافته و قوت قلبی برای آن‌ها ایجاد می‌کند. با توجه به این که کشور آلمان نیز از مسائل نژادی و اختلافات قومی رنج می‏برد، روزه داری، پیر و جوان، فقیر و غنی و سیاه و سفید را گرد هم آورده تا پیام اتحاد و یکپارچگی را به گوش جهانیان برساند.

البته در یک سال گذشته به دلیل شیوع گسترده کرونا ویروس در سرتاسر جهان و درگیری کشورها با موج‌های مختلف این بیماری برخی از مراسم‌های ماه رمضان که به صورت دسته‌جمعی برگزار می‌شوند در این کشور با محدودیت یا حتی ممنوعیت همراه هستند.

منبع:ایسنا

آخرین تلاش‌های باستان‌شناسان در شهر گم‌شده سلوکی

لطفا خودتان را معرفی و از سوابق اجرایی که دارید بگویید.

محسن جانجان هستم، کارشناس ارشد باستان شناسی، سرپرست تیم ششمین فصل کاوش معبد و رئیس اداره میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی شهرستان نهاوند که ریاست بنیاد ایران شناسی در استان همدان را نیز برعهده دارم، تاکنون ۳۵ فصل فعالیت پژوهشی میدانی از جمله سرپرست کاوش تپه باستانی قاباق تپه کبودر اهنگ، سرپرست کاوش تپه فیروزان نهاوند، سرپرست هیئت بررسی و شناسایی دشت ملایر و سرپرست پنجمین فصل کاوش لائودیسه، عضو هیئت کاوش موش تپه همدان به سرپرستی دکتر محمدرحیم صراف، معاون هیئت باستان‌شناسی کاخ ناتمام ساسانی بیستون به سرپرستی مهدی رهبر، معاون هیئت کاوش لائودیسه به سرپرستی مهدی رهبر، معاون هیئت کاوش‌های شهر زیرزمینی سامن، معاون هیئت کاوش‌های شهر زیرزمینی ارزانفود، معاون هیئت کاوش هگمتانه، معاون هیئت کاوش تپه باستانی گیان را نیز در کارنامه فعالیتی خود دارم.

آیا تالیفات علمی هم داشته‌اید؟

 بله، تاکنون ۳۵ مقاله علمی در سطوح ملی و بین‌المللی، دو کتاب در حوزه میراث‌فرهنگی و گردشگری تالیف کرده‌ام و در سال ۱۳۹۲ به عنوان پژوهشگر برتر استان همدان انتخاب شدم.

در رابطه با دستاوردهای پنج فصل گذشته کاوش برایمان بگویید.

علاوه بر کتیبه یونانی، یافته‌های ارزشمند دیگری چون مجسمه‌های برنزی خدایان یونانی، قربانگاه سنگی، سرستون، ساقه ستون، پایه ستون و قطعه سفال‌های این دوره طی پژوهش‌های پیشین در محله دوخواهران نهاوند کشف شده که با توجه به این یافته‌ها و مطالعات صورت گرفته به این اطمینان رسیدیم که شهر نهاوند استقرار دوره پیش از تاریخ را داشته است و این در حالی است که تاکنون گمان می‌کردیم پایه و بنیان این شهر مربوط به دوران سلوکی است که پس از کاوش‌های قبلی مشخص شد شهر سلوکی بر روی بقایا و استقراری از دوران پیش از تاریخ قرار دارد.

در مورد لائودیسه برایمان بگویید.

معبد لائودیسه یکی از آثار ارزشمند شهرستان نهاوند است که آثاری از دوران سلوکیان را چون گنجینه‌ای در خود نگهداری می‌کند. در کاوش‌های قبلی که در سال‌های اخیر انجام شده است، سرستون‌ها، میان ستون، پایه‌های ستون و سفال‌های منقوش بسیار زیبای دوران سلوکی در این منطقه کشف شده که نشان از وجود این معبد داده و نشان می‌دهند که این معبد متعلق به دوران سلوکی است.

این آثار در چه زمانی کشف شده‌اند؟

در سال ۱۳۲۲ کتیبه‌ای به زبان یونانی در محله دوخواهران نهاوند کشف شد که مربوط به آنتیوخوس سوم پادشاه سلوکی بود. این کتیبه از دو قسمت متمایز تشکیل شده که قسمت اول آن نامه‌ای است که فرمان شاه را به اهالی نهاوند ابلاغ و از آنان درخواست می‌کند تا فرمان او را روی سنگی نقش کرده و در معبد اصلی شهر نصب کنند و همچنین در این کتیبه آنتیوخوس سوم به مندموس ساتراپ نهاوند دستور می‌دهد که معبدی برای همسرش ملکه لائودیسه در نهاوند بسازند. این کتیبه اکنون در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود. علاوه بر کتیبه، مجسمه‌های مفرغی کوچک منصوب به خدایان یونان در این منطقه کشف شده ‌است. کشف این آثار باعث شد که وجود معبد یونانی در نهاوند محرز شود. این محوطه تاریخی و منطقه دوخواهران در سال ۱۳۲۷ به شماره ۳۷۴ به‌عنوان میراث‌فرهنگی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد. در این اکتشافات در یک قلک ۱۱ سکه پیدا شده که نشان دهنده حضور اشکانیان پس از سلوکیان در نهاوند بوده‌ است. با توجه به اینکه کتیبه مذکور و تعدادی از مجسمه‌های خدایان یونانی و سرستون‌های دوره سلوکی از محله دو خواهران نهاوند کشف شد احتمال وجود این معبد در این منطقه از نهاوند قوت گرفت.

نقش گریشمن در نهاوند چه بود؟

از جمله شهرهای ایجاد شده به وسیله سلوکیان در غرب ایران، لائودیسه نهاوند بود که به نام همسر انتیوخوس سوم نامگذاری شده بود. گیرشمن از سوی لویی لوبر از کشف کتیبه لائودیسه اطلاع حاصل کرد و به منظور فراهم آوردن مقدمات کاوش، یک روز را در نهاوند گذراند. ظاهرا گیریشمن با حضور در نهاوند قصد ارزیابی موفقیت خود از کاوش در این محل را داشته اما با بررسی وضعیت موجود، متوجه شد که صرف وقت در نهاوند برایش موفقیتی در بر نخواهد داشت. بنابراین به لوئی لوبر نوشت: «توجه شما را به این نکته جلب می‌کنم که ظاهرا تمام قسمت‌های محوطه باستانی نهاوند، به بهانه تهیه خاک و سنگ برای بناهای جدید زیر و رو شده است و در عین حال شهر جدید نهاوند به‌سرعت روی آثار هلنیستیک را پوشانیده است.»

آیا دیگر در آن سال‌ها کاوشی نشد؟

از آن تاریخ هیچ‌گونه فعالیت پژوهشی در این منطقه انجام نشد تا اینکه در سال ۱۳۸۴ از مهدی رهبر برای گمانه‌زنی در محله دو خواهران دعوت به عمل آمد. در این راستا چهار فصل گمانه‌زنی از سوی این باستان‌شناس طی سال‌های ۸۴، ۹۰، ۹۱ و ۹۸ گمانه‌های آزمایشی متعددی در ابعاد مختلف مورد کاوش قرار گرفت و فصل پنجم نیز به سرپرستی محسن جانجان و با ایجاد چندین گمانه در سال ۹۹ انجام شد.

در مورد منطقه دوخواهران برایمان بگویید.

با توجه به وجود امامزاده دوخواهران شاید بتوان بین این امامزاده و کتیبه انتیوخوس، آن جا که همسرش لائودیسه را خواهر می‌نامد، ارتباطی برقرار کرد. بنابراین دو واژه خواهر  و کاهنه بزرگ واژگانی کلیدی برای حل مسئله هستند. آنتیو خوس به ساتراپ محل دستور داده است: «به شئونات خواهر ما ملکه لائودیسه بیفزایید» و در جمله دیگری می‌خواهد بعد از اینکه نام ملکه لائودیسه در تمام این قلمرو به عنوان کاهنه بزرگ معروف و مشهور شود، مفاد این فرمان را بر روی سنگی ثبت و در جلوی مهمترین معبد شهر نصب کنند.

بر همین اساس کاوش‌های باستان‌شناسی از سال ۸۴ و به سرپرستی مهدی رهبر شروع شد و پنج فصل حفاری شده و امیدواریم با شروع فصل ششم بتوانیم سر نخی از معبد لائودیسه کشف کنیم.

آیا متون بر روی کتیبه‌ها خوانده شده است؟

در دوره سلوکی گذاشتن نام پادشاه یا همسر او بر کلنی‌ها (شهرها) معمول بوده، کلنی‌ها وقتی توسعه پیدا می‌کردند، لقب بولیس می‌گرفتند. یافته‌ها و داده‌های باستان‌شناسی شامل کتیبه، مجسمه‌های مفرغی، ستون، سر ستون و …. حکایت از وجود ساختمان‌هایی با عظمت دوره سلوکی در نهاوند دارد که کتیبه سنگی یکی از اینهاست و این کتیبه بر روی یک تخت سنگ مرمر و به خط یونانی مشتمل بر امتیازاتی است که شرح آن عنوان شد و در برگیرنده دو متن است.

متن اول، مندموس به اپلودوروس و به تمام صاحب منصبان شهر لائودیسه درود می‌فرستد که «پس از این اعلامیه باید مواد فرمانی که شاه به من نوشته است، ضمیمه شود و روی سنگی از آن سواد بردارید. سپس نوشته‌ای که مقرر داشته‌اند مطالعه کرده و آن را محفوظ نگاه دارید و سنگ را در معروف‌ترین زیارتگاه‌های شهر نگاه دارید. خوش باشید سال ۱۱۹ دهم ماه یانه مدس»

متن دوم، شاه آنتیخوس به مندموس سلام می‌رساند و دستور می‌دهد که «به شئونات خواهر ما ملکه لائودیسه بیافزایید و از او قدردانی کنید. این امر برای ما بسیار ضروری است. شما برای اینکه او در زندگانیش با مهر و محبت و مراقبت شدید خود را نشان داد. بلکه او هنوز نسبت به خدایان دارای عشق و احترام بی‌پایان است. بنابراین ما با مهر و علاقه دستور می‌دهیم و موافقت خود را با این امر اعلام می‌داریم که او از جانب ما به این افتخار نایل شود. خصوصاً مصمم هستیم همانطوری که در تمام قلمرو ما انتخاب کاهنین بزرگ از طرف ما انجام می‌شود. بدین نحو در این محل کاهنه‌هایی از طرف ملکه لائودیسه تعیین شود. در حالی که حامل تاج‌های طلا و تصاویر او خواهند بود. سپس نام آنها در اسناد بعد از کاهنین نیاکان ما و خود ما ثبت شود و خلاصه بعد از آنکه نام ملکه لائودیسه در تمام قلمرو تو به عنوان کاهنه بزرگ معروف و مشهور شد، کلیه کارها بر طبق گفتار ما انجام گرفت. مفاد فرمان را بر روی سنگی ثبت نمایند تا وقف این مکان مقدس شود و بالاخره این عمل بسیار پسندیده‌ای که نسبت به خواهر ما انجام دادیم. نتایج آن در حال و آینده آشکارخواهد شد. سال ۱۱۹ ا زماه کاندیکوس.»

و سخن پایانی؟

امیدواریم در این فصل آخر از کاوش به یافته‌های خوبی دست پیدا کنیم و بتوانیم مردم ساکن در منطقه دو خواهران را با توجه به اینکه ساخت و ساز در این محله ممنوع بود مردم منطقه با معضل بزرگی روبرو بودند و خطر جانی نیز آنها را تهدید می‌کرد، خوشبختانه با پیگیری‌های مستمر با کمیته وزارتخانه مقرر شد ساخت و سازها تحت شرایط خاص و با نظارت میراث‌فرهنگی در شهرستان انجام شود و بر اساس مطالبه مسئولان ارشد شهرستان و مردم منطقه مبنی بر تعیین تکلیف وضعیت ساخت و ساز در این منطقه قدیمی، با پیگیری‌های انجام شده مجوز ساخت و ساز در محدوده معبد تاریخی لائودیسه کسب شده است و با پایان این کاوش قطعا خیلی از مشکلات مرتفع خواهد شد.

منبع:میراث آریا

خط نستعلیق، شناسنامه هنری ایران

پدیده شکل‌گیری و خلق خط و خوشنویسی در قلمرو ادب و فرهنگ ایران اسلامی از اعتبار و خلاقیت شگفت‌انگیزی برخوردار است و یکی از اساسی‌ترین مؤلفه‌های این پدیده نوظهور در نیمه‌های قرن هشتم هجری تنها در اثر ذوق و سلیقه ایرانیان آن هم به دست میرعلی تبریزی نمایان شده است، حتی کشورهای بسیار مترقی با کشفیات متعددشان در علوم و رشته‌های مختلف پیچیده نتوانستند خطشان را به صورت هنری فاخر جلوه دهند.

 واقعیت این است که خط نستعلیق به عنوان شناسنامه ایران در همه جای جهان شناخته شده و مورد استقبال قرار گرفته است و خدمات آن  برای حفظ و نگهداری مواریث علمی، فرهنگی، هنری، سیاسی و تاریخی در ادبیات ما جایگاهی ویژه دارد و میراث به جای مانده از آن در گنجینه‌های مختلف کشور، کتیبه‌ها و ابنیه‌های تاریخی گواه صادقی بر این مدعاست.

 آنچه در مورد این خط بسیار زیبا قابل‌تأمل و تفکر است این است که این خط با رعایت اصول اولیه و ۱۲ گانه در جاهای مختلف با توجه به نوع نوشته و چارچوب آن تابع کلمات ماقبل و مابعد خود بوده، قابل تغییر در اندازه‌های خود بوده و جایگاه خود را در هر کاربردی تا به امروز به نام عروس خطوط اسلامی در مقام اول حفظ کرده است.

 بی‌شک این خط با ترکیب‌پذیری بدیع، متنوع و نو دارای امتیازات بسیاری است که می‌تواند در کتابت، چلیپا، سیاه‌مشق، ترکیب آزاد، کتیبه و یا هر قالب دیگری جوابگوی نیازمندی‌های زیباپسند انسان باشد که جلوه‌های زیبایی‌شناسی آن را قوت می‌بخشد.

به همین منظور گفتگویی با میرحسین زنوزی استاد پیشکسوت خط نستعلیق برای بررسی جایگاه تبریز به عنوان خاستگاه خط نستعلیق ترتیب دادیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید. 

جایگاه تبریز را بهعنوان خاستگاه خط نستعلیق  چگونه ارزیابی می‌کنید؟

 تبریز مرکز پیدایش، رشد و تکامل خط نستعلیق بوده است و این خط از تبریز به تمام جهان صادر شده، بنا به اظهارات رئیس موزه میرعماد، سبک صفویه با تمام  جلال و جبروت ریشه در سبک تبریزی دارد که در زمان شاه اسماعیل صفوی در سال ۹۰۷ هجری قمری در تبریز بنیان گذاشته شده و بعدها از مکتب تبریز، مکتب قزوین و بخارا زاده شده و دامنه آن از طریق تبریز به سرزمین‌های هند و عثمانی گسترش پیدا کرد، به همین دلیل، تبریز را باید پایتخت خط نستعلیق جهان دانست.

 اما مسئله اساسی این است که نمودهای عینی که نشان دهند تبریز مبدع این خط بزرگ بوده کجا هستند؟  واقعیت این است که با کمال تأسف باید گفت تبریز با توجه به سابقه دیرینه پیشینه هنری آن به عنوان شهر اولین‌ها و خاستگاه نستعلیق فقط در کلمات خلاصه و نمایش داده می‌شود حال آنکه باید عموم مردم تبریز خصوصاً مسئولان، نستعلیق نویس باشند. این هنر مقدس اما مظلوم که نام تبریز و ایران را در همه دنیا بلند آوازه کرده اما هنرمندانش ساختمان مستقل برای فعالیت خود ندارد. این شهر دانشگاه و هنرستان خوشنویسی ندارد، موزه معاصری که آثار هنرمندان معاصر باید در آن نگهداری شود موجود نیست، در شهر اولین‌ها در و دیوارش از خط نستعلیق تهی است.

 تا این لحظه خط نستعلیق به نام میرعلی تبریزی به ثبت نرسیده است. در ادارات دولتی آثار خطی به چشم نمی‌خورد. هنرمندان طراز اول خوشنویس ارج و قرب ندارند. به طور مثال از  سال ۱۳۲۹ انجمن خوشنویسان ایران شکل گرفته و من اولین نفری هستم که از تبریز و این منطقه از سال ۱۳۸۵ با انتخاب بیش از ۳۰۰ هنرمند برجسته خوشنویسی طراز اول کشور به شورای عالی انجمن خوشنویسان راه پیدا کردم.

 خط نستعلیق برای منعکس کردن شعر شهریار دارای چه نقطه قوت‌هایی بوده و چه نقشی در بارور کردن آن می‌تواند داشته باشد؟

نام استاد شهریار فرزند نامدار تبریز و آذربایجان سال‌هاست که از مرزهای ایران گذشته و در چهارگوشه جهان هر جا که سخن از شعر و ادب فارسی است زبانزد عالمان و بزرگان فرهنگ و ادب است.   دیر زمانی است که شهریار بزرگ با ادبیات و شعر ایران پیوند ناگسستنی دارد.

او شاعر بلندمرتبه‌ای است که در ردیف قطران، شمس، حمام و صائب مایه افتخار تاریخ شعر ادبیات و فرهنگ ایران است. شاعری است که ملک الشّعرای بهار، او را افتخار شرق می‌داند. مقام معظم رهبری او را حکیم لقب می‌دهند و بزرگان شعر و ادب ایران را جاودانه می‌دانند و انیشتین به احترام کلامش سه بار بر می‌خیزد و اشک شوق در دیدگانش حلقه می‌زند و تنها حیدر بابایش به صد زبان زنده دنیا چاپ می‌شود و در نهایت این شاعر حضرت علی علیه‌السلام است.

این چنین شخصیتی با نوشته شدن اشعارش اعتبار نمی‌یابد. او مثل آفتاب است که خوشنویسان کشور با نوشتن شعرش آبرو کسب می‌کنند و تاریخ گواه آن خواهد بود که قلم‌داران روزگار ما آن را خوب شناختند و با نوشتن اشعارش ارج و قرب پیدا کردند.

برای استاد شهریار همین بس که حتی افراد بی‌سواد حیدربابای او را از حفظ می‌خوانند و بزرگان علم و ادب و هنر در تلاش یاد گرفتن زبان ترکی هستند تا حیدربابا را به زبان اصلی بخوانند.

اما اشعار استاد شهریار با خط نستعلیق خوشنویسان نامدار تبریز و آذربایجان و ایران زنده خواهند ماند و جوانان و نوجوانان سال‌ها مراقبه و مجاهده خواهند کرد تا به آن مرتبه و مقام برای نمایش هرچه بهتر این اشعار فاخر به مقام و مرتبت دست یابند.

جشنواره ملی خط نستعلیق که در ارتباط با کنگره ملی شعر شهریار  در آبان ماه سال جاری برگزار شد دارای چه نقاط قوت و ضعفی بود؟

جشنواره خط نستعلیق از چند بعد ارزش معنوی بسیار دارد، اول این که خط، مادر فرهنگ است و این پیوند خط با شعر و ادب از دیرباز پیوند ناگسستنی دارد و خط و خوشنویسی در طول تاریخ کمک شایانی در نگاه داشتن افکار و اندیشه شاعران بزرگ انجام داده و نوشتن بدون خواندن مؤثر نخواهد بود، مبدأ تمام دانایی انسان از خواندن و نوشتن است و خواندن و نوشتن انسان را به تفکر وا می‌دارد. اگرچه استاد شهریار تنها شاعری است که در زمان خود به خوبی شناخته‌شده اما باز زوایای زندگی آن نامدار بزرگ هنوز در پرده ابهام باقی مانده است که وظیفه اصلی این کنگره از بین بردن تمام این ابهامات بود.

اگر هنرمندی شعری از استاد شهریار را بنگارد بی‌شک بارها بر روی آن شعر مطالعه و سیاه‌مشق کرده است و شاید بارها آن را نوشته و عوض کند که بی‌تردید آثار بدیع،  چشم‌نواز و ماندگار از آن استاد فرزانه در تاریخ  تبریز و آذربایجان به یادگار خواهد ماند. این کنگره و جشنواره ملی خط نستعلیق زمینه‌ای است که درک کنیم این خط به‌مثابه گنجی علاوه بر از جنبه‌های فرهنگی  دارای ارزش اقتصادی فراوانی خواهد بود و ملت نیز از دیدن آن خطوط زیبا لذت خواهند برد، جوانان و نوجوانان بسیاری در یاد گرفتن  خط تلاش خواهند کرد که بی‌گمان در پالایش جامعه مهم و در بیمه کردن معنوی جوانان موثر خواهد بود.بنابراین می‌توان گفت برگزارکنندگان این کنگره و جشنواره نیز یادگار ارزشمندی برای تبریز رقم می‌زنند.

به عنوان یک استاد پیشکسوت خط نستعلیق، نقش نهادهای فرهنگی در حمایت، اشاعه و بین‌المللی کردن این هنر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

هیچ هنرمند راستینی در هیچ دوره‌ای نیاز به حمایت و مساعدت ندارد اما هنر چرا، چون هنر وسیله پالایش هر جامعه مترقی است و در حال حاضر دشمنان اسلام و قرآن هنر را به درستی شناخته و از آن به عنوان یک ابزار غافل کننده استفاده می‌کنند. مقام معظم رهبری در یک دیدار اختصاصی با هنرمندان اشاره کردند که سازمان سیا یک بخش هنری دارد که به کل جهان برنامه‌های هنری می‌دهد. علی‌الخصوص با ظهور پدیده‌های جدیدی چون اینترنت، کامپیوتر و ابزارهای دیگر، جوانان و نوجوانان ما که سرمایه اصلی ما هستند به سهولت با فشار دکمه‌ای تمام جهان را درمی‌نوردند. می‌بینند، می‌شنوند، یاد می‌گیرند و عمل می‌کنند. خاصیت هنر همین است ما وارد جنگ نرم شده‌ایم و این جنگ هنر است و اگر بخواهیم جامعه‌ای ساده و پالایش شده‌ای داشته باشیم باید به هنر و شاخه‌های متنوع آن اهمیت دهیم. اما بین‌المللی کردن هنری به این آسانی نمی‌شود و نیازمند زحمت، برنامه‌ریزی و هزینه کرد هدفمند است.

منبع:میراث آریا

سوزن‌دوزی هنر زنان بلوچ

هر دختر بلوچ از سنین کودکی، ضمن آموختن و انجام امور مربوط به خانه‌داری، موظف به فراگرفتن سوزن‌دوزی است و به سبب دخالتی که سلیقه‌های گوناگون در تهیه نوارهای سوزن‌دوزی دارد، می‌توان طرح‌ها و نقش‌های متنوع و اصیل سوزن‌دوزی را در منطقه بلوچستان مشاهده کرد.

هنر سوزن‌دوزی در اکثر شهر‌های سیستان و بلوچستان وجود دارد اما ایرانشهر به دلیل تعداد کارگاه‌های بیشتر، کیفیت سوزن‌دوزی و تکنیک‌های متداول در آن، تابستان امسال به عنوان شهر ملی سوزن‌دوزی انتخاب شد.

وجود چهره‌های سرشناس سوزن‌دوزی در ایرانشهر به ویژه مهتاب نوروزی که از شهرت جهانی برخوردار است تاثیر بسزایی در ملی‌شدن این شهرستان داشت.

یکی از صنعتگران و سوزن‌دوزان برجسته و کارآفرین در سیستان و بلوچستان شهین شهرکی است که در اکثر نقاط سیستان و بلوچستان نسبت آموزش سوزن‌دوزی به بانوان اقدام کرده و شهرت ملی دارد.

مشروح گفت‌وگو با شهین شهرکی یکی از هنرمندان صنایع‌دستی سوزن‌دوزی را در زیر می‌خوانیم.

از چه سالی به سوزن دوزی مشغول شدید؟

از ۱۲ سالگی شروع به کار کردم و در هنرستان رشته دوخت تجارت خواندم، سپس در شهرستان سرباز به شغل معلمی مشغول شدم و در این منطقه تجربه بیشتری در زمینه سوزن‌دوزی کسب کردم.

چرا به فکر تاسیس تعاونی افتادید؟

براساس فعالیت‌هایی که با همکاری روستاییان انجام می‌دادم، سال ۷۵ به پیشنهاد یکی از آشنایان شرکت تعاونی زینب کبری (س) را در نوک آباد بمپور تاسیس کردم.

بعد از چهار سال این شرکت تعاونی را به مردم منطقه واگذار کردم و در سال ۷۹ همزمان با خدمت در شغل معلمی با جدیت بیشتری شرکت تعاونی جدیدی در ایرانشهر تاسیس کردم که ۴۵ نفر عضو داشت.

تا سال ۸۷ که بازنشسته شدم این شرکت تعاونی که ۴۵ نفر عضو داشت را با فعالیت بیشتری به بیش از ۱۰۰ نفر و سال ۹۰ به ۳۰۰ و در سال ۹۲ به ۴۰۰ نفر عضو رساندم.

آیا فعالیت‌های‌ شما محدود به جنوب سیستان و بلوچستان است؟

فعالیت‌های من محدود به جنوب استان نبود و تلاش کردم این هنر اصیل را در تمام نقاط استان آموزش دهم، در ادامه فعالیت‌ها در سال ۹۲ در منطقه دوست‌محمد هیرمند در شهرستان زابل یک فعالیتی را با رویکرد آموزش و تولید آغاز کردم.

تاکنون چه رتبه ها و موفقیت‌هایی را کسب کرده‌اید؟ 

سال ۹۰ تعاونی برتر، سال ۹۱ و ۹۲ تعاونی برتر ویژه بانوان کشور و کارآفرین برتر استانی شدم، همچنین تولیدکننده برتر کشور در بین ۱۸ استان شدم.

در سال ۹۵ تعداد نیروهای ما به ۵۰۰ نفر رسید که ۱۵۰ نفر از منطقه سیستان جذب شده بوند، در این بین در بسیاری از نمایشگاه‌های استانی، کشوری و حتی بین‌المللی شرکت کردیم و رتبه‌هایی را هم کسب کردیم.

شرکت تعاونی ما اولین نشان یونسکو و نشان برتر ملی را در زمینه خامه‌دوزی به دست آورد و در همان سال ۳ نشان ملی مرغوبیت را در رشته‌های سوزن‌دوزی و خامه‌دوزی کسب کردیم.

در سال ۹۶ و ۹۷ نشان ملی دریافت کردیم و تا کنون ۸ نشان ملی مرغوبیت و ۲ نشان یونسکو کسب کرده‌ایم، که یکی از این نشان‌ها به وسیله دخترم مریم قادری کسب شد، ۳ نشان فجر داریم، سال ۹۸ با برند دوچ بلوچ تعاونی برتر در سطح کشور شدیم.

از موانع و مشکلاتی که در این حوزه دارید، بگویید.

مشکلات و موانع کارهای تولیدی زیاد است از جمله صدور مجوز، پرداخت تسهیلات و … اما نمی‌شود منتظر بمانیم تا همه کارها را مسئولان انجام بدهند این امر نه درست است نه انجام شدنی، در حال حاضر حدود ۷۵۰ تا ۸۰۰ نفر نیرو داریم که اغلب منتظر هستند تا برای آنها سفارش بگیریم و یا دستمزدشان را بپردازیم.

پیمانکار آموزشی میراث‌فرهنگی هستم و به مددجویان کمیته‌امداد که حدود ۶۰۰ نفر هستند هم آموزش می‌دهم و هم اشتغال‌شان را بر عهده دارم.

آیا محصولات‌تان را به کشورهای مختلف هم ارسال می‌کنید؟

تهرانی‌ها بیشتر از سوزن‌دوزی استقبال می‌کنند، با همکاری اتاق تعاون، محصولات سوزن‌دوزی را به کشورهای ترکیه و امارات صادر می‌کنم، قرار است برای فرانسه نیز یک سری تولیدات ارسال کنیم.

آیا کرونا در روند کار شما خلل ایجاد کرده است؟

کرونا و تحریم‌ها مشکلات زیادی را به وجود آورد و هیچ کمکی برای بهبود شرایط به تعاونی ما نشد، اما خودمان برای بهبود شرایط کرونایی اقدام به تولید ماسک‌های سوزن‌دوزی شده کردیم که برخی از آنها در گالری تهران موجود است و تقریبا حدود هزار ماسک در هر دو هفته تولید می‌کنیم.

از مسئولان انتظار داریم برای سوغات و هدایا بیشتر از صنایع‌دستی به ویژه سوزن دوزی استفاده کنند زیرا این کار کمک زیادی به فروش محصولات می‌کند و زمینه درآمدزایی برای صنعتگران فراهم می‌کند.

منبع:میراث آریا

لزوم همیاری مردم و مسئولان در فرهنگ‌سازی حفاظت از پل‌های تاریخی اصفهان

پل‌های تاریخی اصفهان

در شهر تاریخی اصفهان، پنج پل تاریخی از مبدا ورود زاینده‌رود به شهر اصفهان (محور غرب به سمت شرق این شهر) وجود دارد که به ترتیب عبارتند از: پل مارنان (خواجه سرافزار)، پل سی‌وسه پل (الله وردیخان)، (چهارباغ)، پل جوئی (چوبی)، پل خواجو (حسن آباد) و پل شهرستان (جسرحسین).

از نظر پیشینه تاریخی، پل تاریخی شهرستان با بیش از ۲ هزار سال قدمت (که در شالوده‌های پل به وضوح قابل روئیت است)، قدیمی‌ترین پل زاینده‌رود بشمار رفته و پل‌های جوئی، خواجو و مارنان متعلق به دهه‌های پایانی حیات شاهنشاهان صفوی است. با این وصف سه پل تاریخی شهرستان، جوئی و مارنان به‌صورت یک طبقه و دو پل تاریخی سی‌وسه پل و خواجو به ترتیب به‌صورت دو و سه طبقه در ادوار مختلف تاریخ طراحی و بنا شده‌اند.

در دهه‌های ابتدائی سده چهاردهم و ورود اصفهان به دوران مدرنیته و پس از ساخت پل‌های جدید بر روی زاینده‌رود در مسیر عبور از این شهر، از جمله مهمترین رخداد تاریخی در خصوص پل‌های کهن اصفهان، قطع تردد خودرو بر روی پل‌های تاریخی خواجو و سی‌وسه پل در طی سال‌های ۱۳۶۵ و ۱۳۶۶ بود و پس از آن تمامی پل‌های تاریخی اصفهان (تردد خودرو بر روی سایر پل‌های دهه‌های قبل متوقف شده بود) صرفا به عبور عابرین پیاده اختصاص یافت، به گونه‌ائی که دسترسی شهروندان و گردشگران از طریق این پل‌ها به محورهای شمالی و جنوبی اصفهان میسر می‌شود. با این وصف امروزه این پل‌ها به‌عنوان معبر شهری شناخته شده و سال‌ها است که از این طریق به شهروندان خدمات‌رسانی می‌شود، لذا در یک تفاهم دوستانه، مرمت و حفاظت از این پل‌ها بر عهده اداره کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان و هرگونه بهره‌برداری در حوزه شهری و خدمات‌رسانی در این پل‌ها اعم از نورپردازی و نظافت، با نهادهای خدمات‌رسان همچون شهرداری است.

سی‌و‌سه پل محور ارتباط مناطق شمالی و جنوبی اصفهان

در میان پل‌های تاریخی اصفهان جایگاه پل تاریخی سی‌وسه پل که در متون تاریخی با نام‌های (الله وردیخان)، (چهارباغ) و (جلفا) نیز خوانده شده ممتاز است. به گونه‌ای که این پل به طول ۲۹۹ متر و به عرض ۱۴ متر در دو طبقه بنا شده و به‌عنوان بزرگترین پل زاینده‌رود و یکی از عظیم‌ترین پل‌های تاریخی ایران شناخته می‌شود. پس از انتخاب اصفهان به‌عنوان تختگاه شهریاران صفوی این پل به دستور (الله وردیخان) سردار محبوب شاه عباس اول با هزینه شخصی او بنا شده و به شاه تقدیم شد.

این پل عظیم از یک‌سو در یک شاخصه تاریخی به محور اتصال و ارتباط بلوار عظیم چهارباغ عباسی در امتداد این بلوار در جنوب شهر (چهارباغ بالا) تبدیل شد و از سوی دیگر در دوران معاصر، محور اتصال میدان مرکزی شهر اصفهان (میدان انقلاب اسلامی) به جنوب شهر نیز به‌شمار می‌رود، لذا همواره در ایام مختلف، ترددهای زیادی به‌صورت روزانه و شبانه بر روی این پل صورت می‌پذیرد.

معضلات پل تاریخی سی‌وسه پل

با توجه به ساختار کالبدی سی‌وسه پل، عرشه و محوطه طبقه زیرین پل و همچنین پارک‌های پیرامون پل در کرانه‌های شمال و جنوب زاینده‌رود، در طول ایام مختلف همواره محل تردد و حتی اتراق شهروندان و گردشگرانی است که از طریق این پل عظیم به دو سمت زاینده‌رود راه می‌یابند. با این حال مشکل اصلی زمانی آغاز می‌شود که بعضی شهروندان که در میان آن‌ها برخی تخریبگران اجتماعی و هنجار شکنان نیز به چشم می‌خورند در این فضای عظیم به‌صورت طولانی مدت اتراق می‌کنند و این در حالی است که خشک شدن گاه و بیگاه زاینده‌رود نیز مزید بر علت شده و طبقه زیرین این پل عظیم به طول ۳۰۰ متر که فضای بزرگ و فراخی است به محل جدیدی برای اتراق و جولانگاه این افراد که عمدتا از آگاهی‌های فرهنگی چندانی نیز برخوردار نیستند تبدیل می‌شود. اما سئوال اصلی این است که این افراد از کجا به این پل عظیم پناه آورده و در آن سکنی می‌گزینند؟ و پس از حضورشان همواره شاهد تشدید برخی تخریبگری‌ها نظیر دیوارنویسی بر روی پل، آتش زدن علف‌های خشک رود و یا سقوط از عرشه پل هستیم.

برای پاسخ به این سئوال باید به ساختار اجتماعی اصفهان و محیط پیرامون نگاهی گذرا داشت به گونه‌ائی که بر این اساس، ساختار شکل‌گیری شهر اصفهان در طول تاریخی بر خلاف بسیاری از شهرهای ایران و جهان که بر اساس صنعت و تجارت شکل گرفته، بر اساس کشاورزی بوده و پس از انتخاب این شهر به مرکزیت شاهنشاهی صفوی براساس شواهد تاریخی، بیش از ۳ هزار روستا در پیرامون آن برای رفع احتیاجات پایتخت عظیم شاهنشاهی صفوی شکل گرفت.

در دهه‌های گذشته و پس از گسترش تدریجی و نامتوازن اصفهان، از یک‌سو شهر در چند قدمی این مجموعه‌های جمعیتی واقع شد و در عین حال با بروز برخی معضلات همچون خشک‌سالی و یا معضلات اقتصادی، شاهد مهاجرپذیر شدن اصفهان حداقل در دو دهه اخیر و ایجاد پدیده حاشیه‌نشینی در اصفهان شدیم، لذا مکان‌هائی همچون سی‌وسه پل، محل اتراق بسیاری از جوانان جویای کار و جویای نام از این مناطق شده که حضور طولانی مدت در این مکان‌ها هزینه چندانی نداشته و اوقات فراغت بسیاری از این افراد را هم پر می‌کند و این در حالی است که برخورد با بسیاری از این جوانان یا تخریبگران آثار فرهنگی و یا سایر هنجار شکنان اجتماعی، معضلاتی در سطح جامع ایجاد می‌کند که اولین قربانی آن پل تاریخی سی‌وسه پل است.

با این وصف اداره کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان با توجه به وظایف ذاتی خود در حوزه‌های فرهنگی و حفاظتی، بارها ضمن انجام تکالیف قانونی خود در حفاظت و مرمت از این پل‌ها که بر اثر عوامل طبیعی و انسانی دچار فرسایش می‌شوند، از تمامی نهادهای ذی‌مدخل در امر خدمات‌رسانی شهری درخواست کرده تا در راستای استفاده بهینه از این پل‌های تاریخی به‌ویژه پل تاریخی سی‌وسه پل این اداره کل را یاری دهند، با این‌حال در طی نشست‌های مکرر، نتایج قابل قبولی از جمله استقرار کیوسک‌های نیروی انتظامی در پیرامون این پل‌ها بدست آمده، لکن با توجه به بروز مشکلات جدید همچون خشک‌سالی و بی‌دفاع شدن طبقات زیرین پل‌های تاریخی به نظر می‌رسد، نهادهای شهری نیاز به چابکی و قاطعیت بیشتری در راستای تصمیم گیری در خصوص حفاظت از این پل‌ها دارند، لذا شواهد حاکی است هماهنگی نهادهای ذی‌ربط در این امر با توجه به بروز مشکلات جدید چندان کافی به نظر نمی‌رسد.

در طی سال‌های اخیر انجام برخی محدودیت‌ها همچون نصب حفاظ بر روی رواق‌های سرپوشیده دو سمت عرشه سی‌وسه پل که با هزینه‌های مادی و معنوی زیادی انجام شده، تا حدی از بروز برخی فجایع همچون سقوط و مرگ رهگذران جلوگیری شده، همچنین برخی پیشنهادات هم توسط صاحب‌نظران نظیر: محدود کردن تردد بر روی پل‌های تاریخی و یا ایجاد دریاچه مصنوعی در بستر خشک زاینده‌رود در پیرامون پایه‌های پل‌ها مطرح شده، با این‌حال به نظر می‌رسد از یک‌سو حفاظت از این پل‌های تاریخی که فخر تاریخ و هویت این ملت بزرگ است همتی مضاعف از سوی تمامی نهادهای ذی‌ربط می‌طلبد تا از آن طریق و با استفاده از فناوری‌های نوین همچون نصب دوربین به حفاظت فیزیکی از این پل‌ها همت گمارد و از سوی دیگر بر نهادهای فرهنگ ساز همچون: فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش و صدا و سیما واجب است تا با یک برنامه‌ریزی دقیق در راستای فرهنگ‌سازی و وقوف عمومی شهروندان بر وظایف خود به‌عنوان اصلی‌ترین مالکان و حافظان این آثار به‌عنوان سند هویت جمعی، با تکیه بر برخی محمل‌های قانونی همچون شورای فرهنگ عمومی کشور و استان اقدام کرده تا زین پس کمتر شاهد انتشار تصاویری از ناهنجاری‌ها در این مجموعه‌های تاریخی بوده و بیشتر به تماشای تصاویری از زیبائی‌های هنرورزی نیاکان بنشینیم.

به امید آن روز و به امید تغییر نگاه مردم و مسئولان به امر حفاظت از آثار تاریخی به عنوان سندی روشن از هویت جمعی

منبع:میراث آریا

مقابر صخره‌ای قلعه اسماعيل‌آقا

این قلعه شامل بالا قلعه در ضلع جنوبی، پایين‌قلعه در ضلع شمالی، محوطه مسكونی مركزی، حصارهای تدافعی و دروازه‌های ورودی و از همه مهمتر دو اتاقک صخره‌ای دست‌کند اورارتویی متعلق به نیمه اول هزاره اول قبل از میلاد است.

بالاقلعه

اين قلعه در جنوبی‌ترين و در عين حال مرتفع‌ترين بخش مجموعه واقع شده است، ضلع جنوبی آن، صخره‌ای دارای پرتگاه و شيب تندی است، قرار گرفتن در مرتفع‌ترين بخش، نشان دهنده اهميت آن است و بيشتر تأسيسات نظامی در اين بخش متمركز شده است.

در دوره اسلامی قلعه ديگری با سنگ، خشت و گل بر روی آن ساخته شده است كه بخش‌هايی از آن هنوز پابرجاست، علاوه بر اين در اوايل انقلاب اسلامی به دلايل شرايط خاص منقطه، پايگاه نظامی ديگر به روی آن ايجاد شده است.

متأسفانه  بيشتر قسمت‌های اصلی قلعه به ويژه ديوارهای آن برای ايجاد پايگاه، تخريب شده و از سنگ‌های آن در ساخت ديوارهای پايگاه استفاده شده است، تنها آثار ديوارهای باقی مانده اورارتويی در ضلع شمالی، شامل تخته سنگ‌های حجيمی است كه ما بين آنها هيچگونه اثری از ملاط مشاهده نمي‌شود.

در ضلع جنوبی همين قلعه آثار صخره تراشی اورارتويی به صورت پله‌های تراشيده شده در سنگ منظره زيبايی به وجود آورده است.

پایين‌قلعه

در بخش كم‌ارتفاع‌تری از بالا قلعه و در ضلع شمالی مجموعه، مشرف به رودخانه نازلو،  پایين‌قلعه واقع شده است، اين قلعه فرم تقريباً مستطيلی دارد، ديوارهای بخش شمالی به كلی ويران شده‌اند ولی فرم بر جای مانده نشان می‌دهد كه اضلاع بيرونی آنها نيز دارای پشت‌بند است.

بخش اصلی ديوارهای بر جای مانده در ضلع جنوبی اين قلعه است، تخته‌سنگ‌های بسيار بزرگ و حجيم را به صورت خشكه چين در اين بخش به روی هم سوار كرده‌اند.

محوطه مسكونی مركزی

در محدوده مربع شكلی كه در بخش جنوبی قلعه واقع شده است آثار ديوار بناهای مربع و مستطيلی شكل به چشم می‌خورد كه انسجام چندانی در بين آنها ديده نمي‌شود و اغلب به صورت تک واحدی و منفرد ساخته شده‌اند.

پروفسور كلايس آلمانی از اين محدوده به عنوان منطقه مسكونی ياد می‌كند، او همچنين از وجود يک معبد در اين قسمت خبر مي‌دهد، امروزه از اين بناها اثری بر جای نمانده است.

مقابر دست‌کند صخره‌ای

در جنوب غربی و بخش صخره‌ای قلعه دو گوردخمه (مقبره صخره‌ای) درون سنگ‌های زمخت و ناهموار تراشيده شده است.

مقبره دست‌کند (۱)

اين گوردخمه از دو بخش مجزا كه بخش نخست به منزله حياط و بخش ديگر اتاقک اصلی را شامل می‌شود تشكيل شده، ورودی گوردخمه از بالا تعبيه شده است و ورود به اتاقک اصلی از طريق دهليز كوچكتری به شكل مستطيلی امكان‌پذير است.

در گوشه اين دهليز آثار حفره كوچكی به چشم می‌خورد كه به نظر می‌رسد به عنوان پاشنه دربِ احتمالاً سنگی استفاده می‌شده است، اتاقک اصلی با انحنای اندكی نسبت به حياط، در فضايی به ابعاد ۲/۱۰×۲/۳۰ × ۲ متر تراشيده شده است.

سقف آن تخت و صاف است و تزیين خاصی در آن به چشم نمی‌خورد، تنها در سه ضلع اتاقک طاقچه‌های چهار گوشی تعبيه شده است.

مقبره دست‌کند (۲)

اندكی پایين‌تر از گوردخمه نخست، گوردخمه ديگری قرار گرفته كه همانند نمونه قبلی از دو قسمت مجزا تشكيل شده، قسمت اول حياط و قسمت دوم خود اتاقك است، ورودی اين گوردخمه نيز از بالا تعبيه شده است.

بخش حياط مانند نسبتآً كوچكتر ساخته شده است، دهليز مستطيلی کوچکی حد فاصل بين اتاقك اصلی و حياط وجود دارد.

اين اتاقك نيز دارای فرم مكعب مستطيلی با سقف تخت و مسطح است.

 بهمن كارگر در تقسيم‌بندی كلی گوردخمه‌های اورارتويی آذربايجان‌غربی آنها را به سه دسته گوردخمه‌های مستقل يا تک‌واحدی، تك کواحدی پيوسته و چند واحدی طبقه‌بندی کرده است، او اين گوردخمه‌ها را در رديف دسته دوم يعنی تك‌واحدی پيوسته جای داده است، اين گوردخمه‌ها در فهرست آثار ملی كشور به ثبت رسيده است.

این محوطه ارزشمند تاریخی بزرگ‌ترین محوطه تاریخی اورارتویی ایران بعد از محوطه قلعه بسطام قره‌ضیاالدین محسوب می‌شود.

نزدیکی به شهر ارومیه، وجود چشم‌اندازهای بکر طبیعی، جاری شدن رودخانه نازلو در کنار این محوطه، وجود غار تمتمان و برج مقابر صفوی قبرستان تمتمان، اشراف به دشت ارومیه از عواملی است که باعث شده این محوطه به عنوان مهمترین منطقه گردشگری و تاریخی حاشیه شهر ارومیه محسوب شود.

با شناسایی و معرفی هرچه بیشتر این آثار و ساماندهی مسیرهای دسترسی به قلعه و مقابر صخره‌ای می توان از آن به عنوان یکی از مقاصد مهم گردشگری بهره‌برداری کرد.

منبع:میراث آریا

رشته‌خشکار، شیرینی اصیل و مهمان کهن سفره افطار گیلانی‌ها

خاستگاه اصلی رشته‌خشکار دهستان طاهرگوراب شهرستان صومعه‌سرا است. طعم بی‌نظیر این محصول سبب شهرت و رواج آن در کل شهرستان‌های استان گیلان و حتی در پایتخت کشور (تهران) و استان البرز به دلیل مهاجرت و محل زندگی بسیاری از هم استانی‌های گیلانی شده است. این سوغات محلی حتی در خارج از مرزهای ایران نیز شهرتی جهانی دارد.

شیرینی سنتی رشته‌خشکار با قدمتی حدود ۳۰۰‌ ساله در مناطق غرب گیلان موسوم به گسکرات به ویژه بخش طاهر گوراب صومعه‌سرا طبخ می‌شد و بهترین رشته‌ریزان (اصطلاحی برای افرادی که رشته این شیرینی را آماده می‌کنند) اصالت طاهرگورابی دارند،حتی در برخی خانواده‌ها رشته‌ریزی به‌عنوان شغل اجدادی آن‌ها تلقی می‌شود. رشته‌خشکار اگر چه در طول سال به شکل متناوب در کارگاه‌های تهیه رشته‌خشکار عرضه می‌شود اما در ماه مبارک رمضان با حال و هوای عرفانی و معنوی، همواره پای ثابت سفره‌های افطاری گیلانی است.

رشته‌خشکار از دو محصول رشته و خشکار تشکیل شده که معمولا به صورت پیوسته نام برده می‌شود. رشته همان ترکیب آرد گندم، آرد برنج و آب به تنهایی است که روی سینی مسی ریخته می‌شود و خشکار به رشته میان‌پر می‌گویند. قدیم‌ترها برنج را خیس کرده و وقتی نرم شد، آن را آسیاب می‌کردند تا آرد برنج یکدستی به دست آید و همان آرد برنج را برای تهیه رشته مورد استفاده قرار می‌دادند، اما امروزه بیشتر از آرد برنج آماده استفاده می‌کنند. برای اینکه طبع رشته، معتدل باشد از ترکیب دو نوع آرد برنج حاصل از انواع علی کاظمی و هاشمی که یکی طبع سرد دارد و دیگری طبع گرم استفاده می‌شود.

مواد مورد استفاده اصلی برای خشکار را نیز از گذشته، گردو، شکر و دارچین تشکیل می‌داده است که بنابر ذائقه‌های متفاوت به آن پودر هل، زنجبیل، جوز هندی و میخک نیز اضافه می‌شود.

رشته‌ریزی نیز یکی از هنرهای زیبا در تولید رشته‌خشکار به عنوان زینت‌بخش سفره‌های افطار و سحر مردم گیلان به حساب می‌آید. در گذشته مردان و زنان گیلانی از دست برای ریختن رشته استفاده می‌کردند که در گذر زمان، استفاده از ظروف مسی جایگزین روش‌های دیگر در تولید این شیرینی شده است. این ظرف مسی، وسیله‌ای استوانه‌ای است که از یک طرف باز بوده تا بتوان مواد حل‌گرفته شده را در داخل آن ریخت و از سویی دیگر به پنج الی شش لوله باریک قیف‌مانند ختم می‌شود که به شکلی منظم در کنار هم قرار گرفته و خروج مواد رشته از آن به وسیله هنر چرخش دست استادکار، شکل رشته را به طور منظم درست می‌کند.

این شیرینی سنتی به صورت خام در مغازه‌ها عرضه می‌شود و برای سرو آن حتما باید کمی سرخ شده و پس از سرخ شدن در شربتی که معمولا با شکر، آب، گلاب، هل و زعفران حرارت دیده است، شیرین شود.

منبع:میراث آریا

کنداب، روستایی در شهرستان کردکوی از دلِ تاریخ در دلِ طبیعت

روستای کنداب، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان کردکوی در استان گلستان که یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این روستا همچون دیگر روستاهای این منطقه، آب‌وهوای دل‌انگیز و طبیعت کوهستانی آن است که در دو فصل گرما و سرما، تصاویری چشم‌نواز و خارق‌العاده را خلق می‌کند.

وقتی که از تهران حرکت می‌کنید و پس از عبور از استان مازندران به غرب استان گلستان پا می‌گذارید به دومین شهرستان گلستانی یعنی کردکوی می‌رسید، شهرستانی آرام و وزین که در نگاه اول شاید نتوان فهمید که پشت این ظاهر آرام، می‌توان به این شهرستان، لقب هزار جاذبه را داد.

بخش عمده‌ای از ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی این شهرستان در نواحی جنوبی آن و در دل روستاها و ییلاقات کوهستانی قرار دارد، از جمله روستای کنداب.

این روستا همچنان که از اسم با مسمای آن برمی‌آید، در کنار رودخانه‌ای قرار دارد که آب آن به آرامی و کندی جریان داشته و انگار که قطره‌قطره این آب مدهوش طبیعت آن منطقه شده و قصد سفر ندارد، برای همین به این روستا که می‌رسیده از سرعت خود کم می‌کرده و هاج و واج به زیبایی خیره‌کننده روستا و ساکنان آن نگاه می‌کرده است.

روستای کنداب یکی از روستاهای کوهستانی از توابع شهرستان کردکوی در استان گلستان است. این روستا با روستاهای رادکان، درازنو و بارکلا هم‌جوار است.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های روستای کنداب همچون دیگر روستاهای این منطقه، آب‌وهوای دل‌انگیز و طبیعت کوهستانی آن است که در دو فصل گرما و سرما، تصاویری چشم‌نواز و خارق‌العاده دارد. آب و هوایی پاک و بدون ذره‌ای آلودگی انتظار شما را می‌کشد و ریه‌هایتان را مملو از ذرات هوای بکر و دست‌نخورده می‌کند.

روستایی از دوره قاجار

اما دیگر ویژگی مهم آن، بافت بومی و تاریخی روستاست. روستای کنداب با منظره‌ای چشم‌نواز و با بافت قدیمی، چشم هر گردشگری را مجذوب خود می‌کند. بر اساس نظر کارشناسان میراث‌فرهنگی، بافت این روستا متعلق به اواخر  دوره‌ قاجاریه است و از مواد و مصالح بوم‌آورد منطقه برای ساخت آن استفاده شده است.

روستایی با خانه‌هایی قدیمی و مردمانی خونگرم و مهمان‌نواز که اصالت مردمان خوب شمال را به نمایش می‌گذارد. بنابراین روستای کنداب از روستاهایی است که هیچ‌گونه ساخت‌وساز غیرمجاز در بافت و خارج از بافت آن انجام نشده است.

ویژگی‌ سوم این روستای تاریخی، مجموعه درختان کهن‌سال گردوی کنداب کردکوی است که در سال گذشته در فهرست آثار ملی به ثبت رسید.

در راستای کنوانسیون ۱۹۷۲ حفاظت از میراث طبیعی و فرهنگی، دفتر ثبت آثار اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان گلستان با شناسایی درختان کهن‌سال روستای کنداب، اقدام به مستندسازی و تشکیل پرونده ثبت ملی این درختان کرد که با تائید شورای ثبت آثار طبیعی کشور به عنوان بیست و نهمین اثر طبیعی استان به شماره ۶۶۷ در فهرست آثار طبیعی کشور به ثبت رسید.

این اثر متشکل از چندین درخت کهن‌سال گردو، چشمه و گورستان تاریخی است که با توجه به اهمیت میراث‌فرهنگی و طبیعی، در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. این درختان در حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰ سال عمر دارند و جزو مناطق حفاظت‌شده محسوب شده و هرگونه تعدی به آن جرم محسوب و پیگرد قانونی دارد.

کارچاله‌بافی در روستای کنداب

اما دیگر ویژگی روستای کنداب، صنایع‌دستی آن است. زنان هنرمند و صنعتگر این روستا بیش از همه در رشته‌های کارچاله‌بافی (جاجیم‌بافی) و چوغابافی فعال بوده و همچنان اندکی از شمار زنان کهن‌سال آن مشغول به تولید چنین محصولاتی هستند.

مردم باصفای روستای کنداب و شهرستان کردکوی برای رفع هر چه سریع‌تر ویروس کرونا و میزبانی از مسافران و گردشگران انتظار می‌کشند.

منبع:میراث آریا

ماهان، نوایی آهنگین در خطه کویر

یکی از مهم‌ترین نقاط بازدید و گردشگری استان کرمان، شهر ماهان است که در ۳۰ کیلومتری جنوب‌شرقی کرمان و در دامنه ارتفاعات تیگران واقع است و چشمه‌های متعددی دارد.

آستانه شاه نعمت‌الله ولی

از آثار باشکوه، زیبا و بسیار دیدنی ایران می‌توان مزار شاه نعمت‌الله ولی را نام برد. آستانه شاه نعمت‌الله ولی، زیارتگاه اهل دل و میعادگاه شوریدگان وادی عشق، قریب هفت قرن قدمت دارد. سنگ بنای هسته مرکزی این مجموعه را احمدشاه دکنی با ارسال وجوهی به ایران پی‌ریزی کرد. سال ساخت بنا در کتیبه ورودی، ۸۴۰ ه. ق ذکر شده است. نام صحن‌های این بنا به ترتیب از خیابان اصلی، صحن اتابکی، صحن وکیل‌الملکی، رواق مدیرالملکی، حرم، رواق شاه‌عباسی، صحن میرداماد و صحن حسینیه است. شاه ولی معاصر حافظ لسان‌الغیب بود و حافظ توجه خاصی به اشعار او داشت و بسیاری از غزلیات شاه را جواب گفت، از جمله حافظ غزل:

آنان‌که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا بودکه گوشه چشمی به ما کنند

در جواب این غزل شاه ولی سروده است:

ما خاک را به نظر کیمیا کنیم

صد درد را به گوشه چشمی دوا کنیم

از جمله بخش‌های دیگر آستانه، کتابخانه و موزه شاه‌ولی است.

شاه نعمت‌الله، عارف، ادیب و شاعر بزرگ قرن هشتم ه. ق دره سال ۷۳۱ در کوهبنان به دنیا آمد و در سال ۸۳۴ در کرمان درگذشت و بنا به خواست خود در ماهان به خاک سپرده شد.

باغ شاهزاده

باغ زیبا و مصفایی که با بیش از یک قرن قدمت و پیشینه تاریخی، در دامان کوه‌های سر به فلک کشیده هزار (تیگران) آرمیده و چشم و چراغ باغ‌های کنونی ایران به شمار می‌رود در سال ۱۲۹۷ ه. ق به وسیله عبدالحمید میرزافرمانروا ناصرالدوله شاهزاده قاجار بنا شد. این باغ دارای دو عمارت دو اشکوبه در قسمت غرب و شرق است و حوض‌ها و فواره‌های متعدد، این دو عمارت را به هم ارتباط می‌دهد. حمام کوچکی نیز در ضلع جنوبی باغ وجود دارد که با برداشتی از حمام گنجعلی‌خان ساخته شده است. درختان سر به فلک کشیده، داستان‌های بسیاری از روزگاران گذشته به یاد دارند. این باغ در سال ۱۳۷۰ بازسازی شده و امروز با عرضه خدمات و پذیرایی از میهمانان، ایرانگردان و جهانگردان، یکی از جاذبه‌های ارزشمند و گرانبهای کرمان به شمار می‌رود.

شترگلو

این بنای تاریخی در محور آستانه شاه نعمت‌الله ولی و در ضلع شرقی آن واقع شده است و از آثار دوران قاجاریه به شمار می‌رود. بنای مذکور دارای چند حیاط است، که حیاط شمالی انارستان و حیاط جنوبی نارنجستان بوده است. اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان کرمان در صدد بازسازی و احیای این اثر ارزنده برآمده است.

دره تیگران

دره تیگران در دامنه کوه جوپار و در ضلع جنوبی باغ شاهزاده ماهان واقع شده است، این دره مسیر راهپیمایی بسیار زیبایی برای‌خانواده‌ها است. آب جاری باغ شاهزاده از چشمه‌های این دره تامین می‌شود. در انتهای دره آبشارهای مخملی و جلوه‌های زیبایی از طبیعت را می‌توانیم ببینیم. در امتداد دره ۲ چنار تنومند قرار دارد که تنه خالی هر یک گنجایش ۱۰ نفر را دارد.

سکنج

روستای سکنج یکی از روستاهای هدف گردشگری است که در ۱۵ کیلومتری جنوب‌شرقی ماهان و شمال جاده بم- کرمان قرار دارد. سکنج تا شهر کرمان ۵۰ کیلومتر و تا ماهان ۱۵ کیلومتر فاصله دارد، سکنج منطقه‌ای است کوهستانی و خوش آب‌وهوا که دو آبشار زیبا (با حدود ۶ متر ارتفاع) دارد. کوه‌های مجاور آن مناسب کوهنوردی است. در این آبادی در امتداد نهری بزرگ به طول چند کیلومتر چنارهایی سر به فلک کشیده وجود دارد که پاره‌ای از آن‌ها آنچنان تنومندند که بینندگان را مبهوت عظمت و قدمت خود می‌سازد از جمله امکانات منطقه، رستوران و مجتمع تفریحی را می‌توان نام برد.

ییلاق جوپار

شهر ییلاقی جوپار با مناظر بدیع و زیبا در فاصله ۳۰ کیلومتری جنوب کرمان واقع است و باغ‌های بسیار دیدنی دارد. زیارت امامزاده حسین هرساله باعث مسافرت تعداد زیادی زائر به این شهر می‌شود.

منطقه کوهنوردی جوپار

جوپار یک منطقه بین‌المللی است که هرساله کوهنوردان بسیاری از سراسر کشور و بعضا از کشورهای دیگر به آن وارد می‌شوند. این منطقه به لحاظ زیبایی به آلپ ایران شهرت یافته و دارای ستیغ‌ها و دیواره‌های زیبایی است.

مقبره امامزاده شاهزاده حسین

شاهزاده حسین جوپار یکی از بقاع متبرکه بخش جوپار از توابع کرمان است. بنای این زیارتگاه به دوره صفویه مربوط است که در دوره قاجاریه تعمیر و تکمیل شد. بنای شاهزاده حسین متشکل از حیاط، حرم، گنبد و رواق است. ارزش زیارتی این زیارتگاه با شاهچراغ شیراز برابر است.

منبع:میراث آریا