۱۰ نظریه معقول درمورد ساخته شدن اهرام باستانی

اهرام باستانی از جمله اهرام مصر، همیشه یکی از سازه‌هایی هستند که در ذهن انسان‌ها سوالات زیادی را به وجود آورده اند.

به گزارش حوزه میراث و گردشگری  گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از لیست ورس، توضیح دادن مهندسی شگفت انگیزی که منجر به ساختن اهرام بزرگ در مصر شده، همیشه یکی از گیج کننده‌ترین راز‌های تاریخ بشریت بوده است. برای هزاران سال، تاریخ شناس ها، مهندسان و دانشمندان تلاش کرده اند که توضیحی را در رابطه با نحوه ساخته شدن این سازه‌های عظیم ارائه دهند.

تا به امروز، این موضوع راز آلود به طور کامل حل نشده و هیچکس به طور کامل نمی‌داند که این اهرام چگونه ساخته شده اند. با این حال توضیحات زیادی در این رابطه داده شده و نظریه‌های متعددی مطرح شده است که در اینجا به چند مورد از معقول‌ترین و قابل قبول‌ترین نظریه‌ها اشاره می‌کنیم.

جرثقیل‌های باستانی

وقتی به ساختن یک ساختمان فکر می‌کنیم، طبیعتا اولین چیزی که به ذهن ما می‌آید استفاده از جرثقیل برای بالا بردن و جابه جایی تکه‌های سنگین آهن یا سنگ است. اولین نوع اهرام، هرم‌های پلکانی بودند که سطح بالایی آن‌ها گسترده و صاف بود. از این رو جرثقیل‌های سنگین می‌توانستند روی آن‌ها قرار بگیرند و ساخت و ساز را انجام دهند.

گویی فرهنگ‌های باستانی استفاده از قِرقِره را هم بلد بوده اند و از چیزی شبیه به آن برای ساخت اولین هرم‌های دنیا استفاده کردند. البته وقتی صحبت از اهرام بزرگ مصر می‌شود، با توجه به نوک آن که فضای کمی دارد، نظریه استفاده جرثقیل‌ها غیرممکن و نامعقول به نظر می‌رسد.

هرم ها در واقع تپه بوده اند

یکی از نظریه‌ها و توضیحات عجیبی که در مورد ساخته شدن اهرام‌ها مطرح شده، این است که در ابتدا این هرم‌ها، تپه و کوه‌های طبیعی بوده اند که سنگ‌هایی از بالا تا پایین آن‌ها گذاشته شده است. این ایده نخستین بار در مقاله‌ای در سال ۱۸۸۴ مطرح شد.

مسطح کردن سنگ با دست

یکی از چالش برانگیز‌ترین کار‌هایی که در ساخت یک هرم صورت گرفته توانایی مصری‌ها در تراش دادن و صاف کردن صخره‌ها بود تا جایی که دیگر هیچ فاصله‌ای بین سنگ‌ها وجود نداشته باشد. دقت این کار به گونه‌ای است که گفته می‌شود حتی نمی‌توان یک تکه کاغذ در بین سنگ‌هایی که روی هم قرار گرفته اند، گذاشت.

حتی امروزه ما نیز با داشتن وسایل مدرن و قدرتمند نمی‌توانیم آن‌ها را دوباره بسازیم. اما شاید برای شما شگفت انگیز باشد که بدانید آن‌ها با وسایل ابتدایی خود و البته خلاقیت به این مهم دست پیدا کرده اند.

بتن آهک

شاید یک روش قابل قبول‌تر و بهتر در دستیابی به یک سطح صاف این بود که سنگ‌هایی با استفاده از بتن سنگ آهک ساخته شوند. روشی که با استفاده از آن می‌شود اشکال هندسی دقیقی را ساخت. شواهدی هم برای ثابت کردن این نظریه وجود دارد. ژان-فیلیپ لاور، باستان شناس و مصر شناس فرانسوی، با مشاهده نمونه‌هایی از سنگ‌ها در زیر میکروسکوپ متوجه حباب‌های هوا روی آن‌ها شد. هوایی که معمولا زیر بتن مایع حبس می‌شود.

سطح شیبدار زیگزاگی

نظریه‌های زیادی در مورد ساختن سطح شیبدار در ساخت اهرام مطرح است. البه سطح شیبدار معمولی در این تئوری جای نمی‌گیرد؛ چرا که اگر اینگونه بود، اهرام از این چیزی که هستند بزرگتر و وسیع‌تر به نظر می‌رسیدند. براورد شده در صورت ساخت یک سطح شیبدار مسطح، طول هرم ها به بیش از ۱ مایل می رسیده است. به همین دلیل کاوشگران نوع دیگری از سطح شیبدار را به عنوان نقشه احتمالی ساخت اهرام مطرح کردند. مثل تئوری سطح شیبدار زیگزاگی که البته با وجود نیاز کمتر به منابع نسبت به سطح شیبدار مسطح، باز هم غیر قابل قبول به نظر می‌رسد و از سوی عده زیادی نا معتبر دانسته شده است.

تَرشوندگی شن

بسیاری معتقدند که سنگ‌های هرم ها، بر روی تپه‌های شنی انتقال داده شده اند. شن هایی که مرطوب شده بودند که به راحتی و با کمترین آسيب بتوان سنگ ها را جا به جا کرد. این تئوری می‌خواهد توضیح دهد که چگونه سنگ‌ها از صد‌ها مایل دور‌تر به محل ساخت اهرام مصر آورده شده اند، اما این نظریه هم مشکلاتی دارد.

آیا با این روش می‌توان سنگ‌هایی که هر کدام ممکن است تا ۲۰ تن وزن داشته باشند را جابه جا کرد؟ یا کارگر‌هایی که این سنگ‌ها را با خود می‌کشیدند برای حرکت و راه رفتن روی چنین سطحی به مشکل نمی‌خوردند؟ در بهترین حالت، این تئوری فقط می‌تواند حمل و نقل سنگ‌ها را توضیح دهد و به عنوان روشی برای بلند کردن سنگ‌ها، شکست می‌خورد.

سطح شیبدار پیچشی

اولین تئوری سطوح شیبدار که کمی بیشتر از باقی موارد معقول به نظر می‌رسد، شیب پیچشی است؛ چرا که ساخت سطح شیبدار پیچشی همزمان با ساخت خود هرم امکان پذیر است و با تمکیل هرم این سطح شیبدار نیز تکمیل می‌شود. از مدافعان این نظریه می‌توان به مارک لنر باستان شناس اشاره کرد. مهمترین مشکل در استفاده از سطح شیبدار پیچشی، جابه جایی این سنگ‌ها در گوشه‌های سطح شیبدار و چرخاندن آنهاست. حمل این سنگ‌ها به اندازی کافی روی شیب سخت است و چرخاندن آن شرایط را سخت‌تر هم می‌کند. با توجه به این موضوع باید سطح شیبدار پیچشی را منتفی دانست و به سراغ تئوری‌های بهتر رفت.

میان گذر آبی

این تئوری نشان می‌دهد که از یک میان گذر آبی برای جابه جایی سنگ‌ها استفاده شده و در همان آب‌ها نیز سنگ‌ها تراشیده شده اند. بعد از اینکه یک سنگ تراش داده می‌شود، تکه‌های سبک تراشیده شده به سنگ‌ها می‌چسبند. به این ترتیب، سنگ‌ها روی آب شناور می‌شوند. شواهدی وجود دارد که از این روش در ساخت و ساز مناطق دیگری از جهان استفاده شده است. مثل کانال‌هایی برای ساخت انگکور وات در کامبوج.

البته این نظریه نیز ممکن است برای اهرام بزرگ مصر به کار نیاید. براورد شده که فاصله‌ای ده کیلومتری بین این اهرام و رود نیل وجود دارد و ساخت این کانال‌ها ده سال به طول می انجامید. حتی اگر این تئوری درست باشد، هنوز هم نمی‌تواند جزئیاتی از ساخت بخش‌های دیگر اهرام توضیح دهد.

مداخله فرازمینی‌ها

مداخله حیات فرازمینی در ساخت هرم‌ها عموما از سوی دانشور‌ها رد شده، اما هنوز تعدادی از مصرشناس‌ها و تاریخ شناس‌ها معتقدند که اهرام مصر به وسیله فرازمینی‌ها ساخته شده اند. عده‌ای ممکن است این نظریه را مسخره کنند، اما با توجه به اطلاعاتی که از اهرام داریم، منطقی است که فکر کنیم فرهنگ‌های باستانی، به تنهایی در ساختن چنین سازه‌های شگفت انگیزی ناتوان بوده اند.

با در نظر داشتن این موضوع که ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار سنگ، هر کدام به وزن ۲.۵ تن در این سازه استفاده شده، تخمین زده می‌شود که گذاشتن هر سنگ روی یکدیگر حدود ۲ دقیقه زمان برده است. این دو دقیقه تنها برای گذاشتن سنگ‌ها نیست و شامل تراش دادن دقیق آنها، جابه جایی و بالا بردن سنگ‌ها نیز می‌شود. اینکه باور کنیم انسان‌های بدوی این کار‌ها را به تنهایی انجام داده اند بسیار سخت است.

سطح شیبدار داخلی

یک معمار فرانسوی به نام ژان پیر هودین، بیش از هر کسی سعی کرده است که راز ساخت اهرام را کشف کند. او از دهه ۱۹۹۰ زمان زیادی را صرف مطالعه اهرام بزرگ مصر کرد تا توانست یکی از محتمل‌ترین نظریه‌های ساخت اهرام را مطرح کند. به گفته هودین، اهرام بزرگ مصر با استفاده از دو سطح شیبدار پیچشی مجزا ساخته شده اند. یکی از این سطوح بیرونی بوده که ۳۰ درصد مسیر را رو به بالا می‌رفته است. سطح شیبدار دیگر داخلی بوده که با استفاده از آن باقی سنگ‌ها را به بالا می‌بردند.

هودین محاسبه کرد که این سطح داخلی، شیب ۷ درجه داشته و شامل فضای خالی در گوشه‌ها بوده که به کارگران اجازه می‌داد بدون مشکل سنگ‌ها را بچرخانند. همچنین گفته می‌شود که از جرثقیل هم در ساخت و ساز استفاده شده و شواهدی هم مثل سوراخ‌های روی دیوار برای اثبات این نظریه وجود دارد. این تئوری هودین که منطقی‌ترین توضیح را در مورد نحوه ساخت اهرام به ما می‌دهد، با استفاده از تکنولوژی‌های دیجیتال نیز تایید شده است.

منبع:باشگاه خبرنگاران جوان

روستای دوستدار کتاب مشاهیر جهان را در خود جای داده

روستایی در همدان است که خیابان‌ها و کوچه‌های آن با نام افراد و کتاب های مشهور نامگذاری شده است.به گزارش خبرنگار حوزه میراث و گردشگری  گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ روستایی در همدان است که خیابان‌ها و کوچه‌های آن با نام شخصیت ها و کتاب‌های مشهور به سه زبان انگلیسی، کردی و فارسی نامگذاری شده است.

روستایی که جمعیت آن در آخرین  سرشماری مرکز آمار ایران، به  ۱۹۰۱ نفر یعنی ۶۵۱ خانوار رسیده و زبان مردمان آن کردی است. روستایی به نام تاج آباد در دهستان آبرومند در بخش مرکزی شهرستان بهار که در استان همدان واقع شده است. روستاهای هم جوار آن  هم دهنور و تاج آباد علیا بوده هستند.

روستای تاج آباد  به دو بخش علیا و سفلی تقسیم شده که بخش سفلی با وجود محرومیت‌ها، با همت اهالی علیا توانسته به یک روستای نمونه در زمینه‌های فرهنگی و گردشگری تبدیل شود.

این روستا در سال ۹۴ به عنوان روستای دوستدار کتاب نامگذاری شده و مردمش علاقه زیادی به کتاب و خواندن  آن دارند

افرادی مانند پائولو کوئیلو نویسنده معروف برزیلی، از نامگذاری یک خیابان به نام کیمیاگر در این روستا استقبال کرده و عکس آن را در صفحه خودش منتشر کرده است.

نام برخی از کوچه‌های روستای تاج آباد که در تابلو‌های ورودی آن نصب شده عبارتند از: گلستان و بوستان سعدی، صد سال تنهایی (اثر گابریل گارسیا مارکز)، شاهنامه فردوسی، شازده کوچولو (نوشته نویسنده فرانسوی آنتوان دو سنت اگزوپری)، کیمیاگر (اثر پائولو کوئیلو)، دالان سبز (اثر استفان کینگ). البته متن بعضی از کتاب‌ها هم روی دیوار‌ها نوشته شده است!

منبع:باشگاه خبرنگاران جوان

تصاویری تماشایی از معماری دوران نازی‌ در آلمان

در دوران سلطه آلمان نازی، ساختمان‌های زیادی با معماری‌های چشمگیر ساخته شدند.

به گزارش خبرنگار حوزه میراث و گردشگری  گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از لیست ورس، نازی‌ها به طور جدی می‌خواستند برتری آلمان و نژاد آریایی را به نمایش بگذارند و معماری یکی از بهترین راه‌ها برای نمایش این امر بود. سبک معماری نازی‌ها از روم باستان تقلید کرده بود و هیتلر امیدوار بود در این زمینه پیشرفت هم داشته باشد. هدف او اصلاح مناظر برلین و تغییر نام آن به ژرمانیا بود. ژرمانیا در واقع پایتخت اروپای تحت سلطه آلمان در شمال اروپای مرکزی بود.

آغاز جنگ جهانی دوم، منجر به ساخت برخی ساختمان‌های چشمگیر شد. متفقین، در طول جنگ و بعد از آن چندین ساختمان را تخریب کردند، اما برخی از آن‌ها جان سالم به در بردند و هنوز هم وجود دارند. با برخی از این ساختمان‌ها در ادامه آشنا شوید:

برج ضد هوایی

برج‌های ضدهوایی (فلک) ساختمان‌های عظیم قلعه مانند بودند که برای جلوگیری از حملات هوایی متفقین به برلین و هامبورگ در آلمان و وین اتریش ساخته شده اند. در مجموع هشت برج ساخته شد که هر کدام دارای دیوار‌های بتنی مسلح با ضخامت بین هشت تا چهارده اینچ (۲۰ تا ۳۵ سانتی متر) بودند. دیوار‌ها برای بمب‌های متفقین حتی وقتی که مستقیماً مورد حمله قرار می‌گرفتند، نفوذناپذیر بودند و هیچ یک از آن‌ها در طول جنگ تخریب نشد.

هر برج ضد هوایی از دو برج تشکیل شده بود: یک برج جنگی G با هشت تفنگ ضد هوایی ۱۲۸ میلیمتری و سی و دو تفنگ ۲۰ میلیمتری و یک برج فرماندهی L با یک رادار و چهل تفنگ ۲۰ میلیمتری. این برج جنگی با اسلحه‌های ۱۲۸ میلیمتری خود که دارای قدرت شلیک قابل توجه ۸۰۰۰ گلوله در دقیقه است، می‌تواند با اهداف زمینی از فاصله هشت و نیم مایلی و با اهداف هوایی که در فاصله ۵۰ هزار مایلی هوا قرار دارند درگیر شود. از این برج‌ها به عنوان پناهگاه نیز استفاده می‌شد و ده هزار نفر در آن می‌توانستند پناه بگیرند.

امروزه یکی از برج‌ها در وین اتریش به آکواریوم تبدیل شده و دیگری توسط این کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد. از برج سوم برای نگهداری آثار هنری استفاده می‌شود. یک برج دیگر نیز در حال تبدیل شدن به نیروگاه انرژی تجدیدپذیر برای تأمین برق هزار خانه و گرمایش سه هزار خانه است.

قلعه ملی سوسیالیست فوگلسانگ

قلعه ملی سوسیالیست فوگلسانگ، در آیفل آلمان بین سال‌های ۱۹۳۴ و ۱۹۳۶ ساخته شد. از این مکان به عنوان یک مدرسه برای آشنا کردن جوانان آلمانی با ایدئولوژی نازی استفاده می‌شد، اما این روند با شروع جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۳۹ متوقف شد و طی جنگ به یک پایگاه نظامی و بعد از جنگ نیز به محلی برای آموزش ارتش بلژیک تبدیل شد. این محل به دولت آلمان برگردانده و به یک موزه تبدیل می‌شود.

بر خلاف دیگر ساختمان‌های ساخته شده به وسیله نازی ها، در قلعه فوگلسانگ هنوز نماد‌های آلمان نازی از جمله سواستیکا دیده می‌شود. دیگر نماد‌های نازی که روی دیوار بوده با گچ پوشانده شده اند. یهودی‌های آلمانی خواستار تخریب این قلعه شده بودند و عده دیگر نیز ایده تبدیل آن به یک هتل یا موزه را داده بودند.

اردوگاه کار اجباری داخائو

اردوگاه کار اجباری داخائو در آلمان، از بدنام ترین اردوگاه‌های کار اجباری آلمان‌ها بوده است. این مکان در ابتدا برای این ساخته شد تا محلی برای نگهداری زندانیان سیاسی باشد، اما به مرور به محلی برای زندانی کردن یهودی ها، انجام آزمایشات پزشکی و کار اجباری تبدیل شد. مثل اردوگاه‌های کار اجباری دیگر در دوران نازی‌ها بر در ورودی این مکان نوشته شده «Arbeit Macht Frei» به این معنا که «کار، آزاد می‌کند».

این اردوگاه اتاق‌های گاز نیز داشت که به نظر می‌رسد، هرگز استفاده نشده اند. زندانی‌های این اردوگاه دسته بندی می‌شدند و کسانی که حکم مرگ برای آن‌ها صادر می‌شد به اردوگاه‌های دیگر فرستاده و به قتل می‌رسیدند اردوگاه داخائو اکنون به یک موزه تبدیل شده و هر ساله ۸۰۰ هزار بازدیدکننده دارد.

تفرجگاه پرورا

این مکان تفریحی که در جزیره روگن آلمان ساخته شده، بخشی از برنامه نازی‌ها به نام «قدرت از راه خوشی» بود. این مکان علاوه بر اینکه نقش مهمی را به عنوان یک مقصد گردشگری بازی می‌کرد، مکانی آموزشی نیز بود و بازدیدکنندگان با ایدئولوژی نازی‌ها آشنا می‌شدند. این مکان از هشت ساختمان شبیه به هم ساخته شده که شامل سالن‌های سینما، سالن‌های تئاتر و همینطور ۱۰ هزار اتاق که منظره‌ای رو به اقیانوس داشتند، می‌شد.

یکی از این هشت سازه، بعد از جنگ توسط شوروی تخریب شد. یکی از آن‌ها به مسافرخانه تبدیل شده و دو ساختمان دیگر مالک شخصی دارند. ۴ ساختمان باقی مانده هم در حال بازسازی و تبدیل به ساختمان‌های لوکس هستند که انتظار می‌رود تا سال ۲۰۲۲ تکمیل شوند.

آشیانه گرگ

آشیانه گرگ که در آلمان به آن Wolfschanze گفته می‌شود در کنتشین لهستان قرار دارد و مرکز فرماندهی آدولف هیتلر در طول جنگ جهانی دوم بود. در این مکان بود که هیتلر از توطئه قتل یکی از افسران نازی به نام کلاوس فون اشتاوفنبرگ جان سالم به در می‌برد. در این سوء قصد اشتاوفنبرگ کیفی حاوی بمب را در کنار آدولف هیتلر قرار می‌دهد، اما لحظاتی قبل از انفجار این بمب جا به جا می‌شود و ترور هیتلر نافرجام می‌ماند.

انتخاب این مکان برای ساخت آشیانه گرگ بسیار با دقت انجام شده. چرا که در میان جنگل‌ها پنهان شده و در نزدیکی دریاچه قرار دارد تا از حمله زمینی در امان باشد. این آشیانه بیش از ۸۰ ساختمان و پناهگاه و حدود ۲ خزار خدمه و سرباز دارد. برای محافظت بیشتر در برابر حمله زمینی ۵۰ هزار مین نیز در اطراف این آشیانه گذاشته شده بود. این مکان نصفه و نیمه توسط خود نازی‌ها تخریب شد و اکنون به یک جاذبه توریستی تبدیل شده است.

وزارت هواپیمایی رایش

وزارت هواپیمایی رایش، با ۲ هزار و ۸۰۰ اتاق و دالان‌های ۷ کیلومتری مرکز اصلی نیرو‌های هوایی نازی بوده است و وقتی در سال ۱۹۳۶ ساخته شد یکی از پیچیده‌ترین و بزرگترین ساختمان‌های زمان خود بود. در کمال شگفتی این ساختمان با وجود اهمیت بالایی که داشته در طی جنگ آسیب زیادی ندیده است.

از این ساختمان اکنون نیز برای ساخت فیلم‌هایی که در دوران نازی‌ها می‌گذرند، استفاده می‌شود. با وجود اینکه این مکان روی عموم باز نیست، اما آگوست هر سال یه تور برای دیدن این مکان گذاشته می‌شود. این ساختمان اکنون به ساختمان خزانه داری آلمان تبدیل شده است.

پناهگاه Fichtebunker

این پناهگاه که در منطقه کرویتسبرگ واقع در برلین قرار دارد، طی سال‌های ۱۸۸۳ و ۱۸۸۴ ساخته شد تا از آن به عنوان منبع ذخیره گاز برای چراغ‌های خیابان استفاده شود. این مکان بعد از آنکه استفاده از الکتریسته رایج شد، بدون استفاده باقی ماند تا نهایتاً نازی‌ها از آن به عنوان به پناهگاه استفاده کردند. این سازه برای نقش جدیدش هم بسیار کارآمد بود چرا که دیوار‌های بیرونی آن ضخامتی حدوداً ۲ متری داشتند. این ساختمان چندین طبقه دارد که در هر کدام ۱۲ اتاق ایجاد شده. این ساختمان بعد از جنگ سرد متروک باقی ماند تا اینکه یک کمپانی خصوصی آن را در سال ۲۰۰۶ خرید و با یک باغ روی سقف آن، این پناهگاه را به یک آپارتمان لوکس تبدیل کرد.

ورزشگاه Reichssportfeld

آدولف هیتلر دستور ساخت مجتمع ورزشی Reichssportfeld را صادر کرد تا از آن برای بازی‌های المپیک برلین در سال ۱۹۳۶ استفاده شود. او از طرفی با استفاده از این رویداد و استادیوم می‌خواست قدرت و برتری آلمان‌ها و نژاد آریایی را به نمایش بگذارد. این استادیوم بعد از جنگ به مرکزی برای ارتش انگلیس تبدیل و نام آن نیز به ورزشگاه المپیک برلین تغییر داده شد تا هرگونه ارتباط آن با آلمان نازی را حذف کند.

 

این استادیوم  بعد از آنکه انگلیس آن را ترک کرد، یک مکان فرهنگی و ورزشی باقی ماند و حتی در جام جهانی سال ۱۹۷۴ سه بازی به میزبانی آلمان غربی در آن برگزار شد. این استادیوم هنوز هم پابرجاست و ورزشگاه خانگی تیم فوتبال هرتابرلین محسوب می‌شود.

فرودگاه برلین تمپل‌هوف

فرودگاه برلین تمپل‌هوف، در دهه ۱۹۳۰ میلادی یکی از شلوغترین فرودگاه‌های اروپا بود. وقتی قدرت دست نازی‌ها بود، این مکان را تعطیل و آن را به یک اردوگاه کار اجباری تبدیل کردند. در نهایت آن‌ها دوباره تصمیم گرفتند که آن را دوباره به یک فرودگاه تبدیل کنند که البته هیچگاه تکمیل نشد. امروزه این فرودگاه به یک پارک عمومی تبدیل شده و ساختمان‌های آن هم به مکانی برای پناهندگانی از سوریه و عراق تبدیل شده است.

منبع:باشگاه خبرنگاران جوان

میراث تهران و محله‌هایش را دریابیم

تهران با توجه به قدمت بیش از هزار سال، یکی از قدیمی‌ترین کلانشهرهای ایران است که گذر تاریخ در آن رد پایی از میراث گرانبها برجای گذاشته است.

(البته کشف بقایایی از یک انسان در کاوش‌هایی در محدوده خیابان «مولوی» این قدمت را به ۷ هزار سال افزایش می‌دهد.) میراثی ملموس و غیرملموس که حراست از آن به ارتقای جذابیت‌های شهری، رونق صنایع و اقتصاد خرد و کلان می‌انجامد. برای همین است که روز جهانی «موزه و میراث فرهنگی» نامگذاری شد تا هویت و سرمایه‌های تاریخی جوامع کوچک و بزرگ از جغرافیای یک کشور گرفته تا مرزهای نامریی محله‌های درون شهرها حفظ شود و به پشتوانه آن، حس تعلق ساکنان قوت گیرد. محله‌های غربی پایتخت نیز از این گذر تاریخی بیش از هزار سال و برجای ماندن میراث فرهنگی در کوچه‌ها و معابرشان، بی‌نصیب نمانده‌اند.

بافت سنتی و تاریخی هنوز در برخی معابر و اماکن این محله‌ها خوش نمایی می‌کندْ؛ بافتی که نیاز به توجه و تخصص در نگهداری دارد. برای بررسی کمی و کیفی این توجه و تخصص در حفاظت از میراث فرهنگی و محلی، گفت‌وگو با «سید محمد بهشتی شیرازی» بهترین گزینه است. دانش‌آموخته رشته «معماری» که سمت‌های مختلفی در عرصه فرهنگ و هنر کشور از جمله رئیس سازمان میراث فرهنگی، عضو شورای گردشگری، ریاست بنیاد سینمایی فارابی، رئیس کمیته ملی ایکوم و مشاور عالی خانه سینما را تجربه کرده و این روزها به تدریس در دانشگاه مشغول است.

سرزمینی پر از میراث

نامگذاری یک روز در تقویم برای توجه و گرامی¬داشت میراث فرهنگی برای حفاظت از این گنجینه های ملی و محلی کفایت نمی کند. بهشتی با بیان این جمله، گفت و گو را آغاز می کند و می گوید: «نام¬گذاری یک روز برای پاسداشت گنجینه های میراث هویتی یک جامعه کافی نیست اما می تواند بیانگر اهمیت و ضرورت موضوع میراث فرهنگی باشد. البته در ایران، روز جهانی «میراث فرهنگی» با آغاز هفته ملی میراث فرهنگی همراه است تا همه شئون این حوزه سودآور اعم از حفاظت، پژوهش و معرفی آثار مختلف مورد توجه قرار گیرد. این همه جانبه نگری که حاصل سال ها تجربه پُرفراز و فرود است، می تواند راهگشا باشد. میراث فرهنگی زمانی گرامی داشته می شود و رونق می گیرد که همه دستگاه های دولتی و غیردولتی مرتبط با عنایت به آن، عمل و موانع موجود را رفع کنند. موانعی که از سیاست و اقتصاد و گاهی از فرهنگ ناشی می شود. این عوامل در کنار یکدیگر سبب می شوند ایران با همه جاذبه ها و شگفتی های گردشگری اش که به گواه اسناد جهانی و بین المللی در بعضی از این جاذبه ها، بی همتا است، مغفول و مهجور بماند. این همان ایرادی است که حتی در سطح گردشگری محلی هم دچار آن هستیم.»

تغییر سبک گردشگری در پساکرونا

همه گیری طولانی مدت «کووید ۱۹» موجب شد تا صنعت «گردشگری» در مقیاس های ملی، شهری و محلی با شوکی بزرگ مواجه شود. شوکی که در اغلب موارد آن، هیچ چشم اندازی از شیوه عملکرد و ارائه راهکار متناسب فراهم نبود به گونه¬ایی که در نقاط توریست خیز جهان، شاهد رکود کامل آن بودیم. بهشتی با اشاره به موضوع «کرونا» و گردشگری می گوید: «بحران کرونا، سبک گردشگری را تغییر داد. به گونه¬ایی که ما در دوران پساکرونا شرایط گردشگری داخلی و خارجی متفاوتی را شاهد خواهیم بود. البته یکی از مزیت های این عصر و دوران، در اختیار داشتن فناوری و تکنولوژی های نوین است که با کمک آنها می توان پساکرونایی منطبق با شیوه های جدید تعامل، معاشرت و حضور در اجتماع را تجربه کرد. در واقع فضاهای مجازی امکان پیش بینی سند توسعه گردشگری ویژه دورانی را فراهم می کند که فاصله و حفظ فردیت در آن اهمیت یافته است. بازدیدها و دسترسی های مجازی از موزه ها و اماکن فرهنگی و تاریخی، یک فرصت طلایی است که به سبب شیوع کرونا به جبر تبدیل شد. جبری که اتفاقا برای گردشگر و گردشگاه امتیاز است. شاید در دوران پیش از کرونا و حین کرونا چندان در زمینه گردشگری موفق عمل نکردیم اما می توانیم با در دست داشتن اهداف و ابزاری مشخص و اثربخش به کسب درآمد از گردشگری و میراث فرهنگی در پساکرونا برسیم. این تغییر سبک گردشگری و نمایش میراث فرهنگی را می توانیم از مقیاس های کوچک مانند محله ها آغاز کنیم.»

وجه هویتی ارزشمند تهران و محله هایش

گردشگری در روزهای شیوع کرونا از سوی افراد مورد استقبال قرار گرفته است. چرا که این افراد در مقابل فاصله های ایجاد شده و معاشرت های مجازی واکنش هایی را از خود بروز دادند. به گونه¬ایی که در هر دوره از تعطیلات تقویمی، شاهد شکل گیری موج های مرگبار کرونا بودیم. این استاد دانشگاه و پژوهشگر میراث فرهنگی، چنین ادامه می دهد: «اگر زیرساخت های فناوری به روز باشند، به طور حتم بازدیدهای مجازی می تواند بسیار سریع جایگزین استانداردی برای گردشگری و احیای آن باشد. فراهم نبودن این زیرساخت ها، موزه گردی مجازی، محله گردی و تفریح مجازی را به چالش می کشد و می تواند در افزایش و کاهش مرگ و میرهای ناشی از بحران کرونا اثرگذار باشد. بدیهی است برای فراهم بودن این زیرساخت ها به شرایط مادی و معنوی خاص نیازمند هستیم. از بودجه گرفته تا سیاست خارجی که بر ایجاد تمایل ورود گردشگران به ایران و شهرهایش نقش دارد. شرایطی که از سویی نیز حفاظت، پژوهش و اکتشافات این حوزه را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین داشتن یک دستورالعمل متناسب و چشم انداز می تواند کارساز باشد. به ویژه در شهری مانند تهران که وجه هویتی بالایی دارد و باید این وجه در همه محله های آن ارزشمند تلقی شود. میراث تهران را اگر دریابیم از آسیب های بی شمار ساخت و سازهای غیراصولی نیز می توانیم در امان بمانیم.»

  • میراث فرهنگی و گردشگری غرب تهران

یکی از جاذبه‌های تأثیرگذار در محدوده غربی تهران، برج «آزادی» است که همه ظرفیت‌های گردشگری و هویتی آن تاکنون بروز نکرده است. بهشتی در این‌باره می‌گوید: «برج آزادی یک میراث فرهنگی و هنری است که روزگاری به‌عنوان دروازه تهران ساخته شد.اما این برج، عرصه‌ای عمومی و تفریحی برای تهران‌نشینان به شمار نمی‌آید. دلیل اصلی این مسئله، امکانات و شرایط محیطی پیرامون آن است که دسترسی به برج را محدود کرده است. محدودیتی که مانع توسعه گردشگری محلی و شهری شده است. در حالی که اگر شرایط فیزیکی و ترافیکی اطراف برج اگر مهیا بود، این میراث فرهنگی و تاریخی فراموش نمی‌شد.در کنار برج آزادی، میراث فرهنگی و گردشگردی متنوع دیگری نیز در مناطق غربی شهر وجود دارد که مهم‌ترین آنها روستای «کن» است. میراثی طبیعی که برای حفاظت، نیازمند پژوهش در آن هستیم. اگر این پژوهش به‌صورت اصولی انجام شود و از سویی امکاناتی به روز ضمن حفظ فضای سنتی و روستایی در آن مهیا شود، می‌توان شاهد استقبال گسترده شهرنشینانی باشیم که بسیار حسرت هوای پاک در محیطی با اصالت دارند.»

 

  • روستاها، گنجینه‌ای از هویت و سنت

گذران اوقات فراغت در روستاهایی که هنوز در میانه شهر زنده هستند، یکی از ترندهای گردشگری شهری محسوب می‌شوند. شهرنشینانی که به امید آب و هوایی تازه و آشنایی با گذشته نیاکان، راهی روستاهای قدیمی تهران می‌شوند و روز خود را با خوشی سپری می‌کنند.

تعداد این روستاها در محدوده غربی شهر به‌ویژه منطقه ۵ قابل توجه است. بخش کن با پیشینه ۱۴۰۰ سال روستاهای سولقان، امامزاده داود(ع)، مزرا (امامزاده عقیل(ع))، باغ میر، جنگلک، رندان، سنگان، طالون، قلعه ارامنه، قلهک دره، حسن‌آباد، کشار سلفی، کشار علیا، کیگا و هریاس را در خود جای داده است. روستاهای وردیج و واریش از جمله روستاهای مناطق ۲۲ هستند. چشم‌انداز زیبای این روستاها به مثابه گنجینه‌ای غنی از هویت و سنت، سبب شده است تا میراث طبیعی در این محدوده از تهران دست نخورده باقی بماند.

اما برنامه و طرح دولتی و شهری که متناسب با ایجاد هماهنگی بین مدرنیته و فضای این میراث طبیعی و همچنین حفاظت همه جانبه از آنها باشد و از سویی به بهره‌وری بهینه منتهی شود، تاکنون ارائه و پیگیری نشده است.

هم زیارت هم سیاحت

آستان متبرک امامزادگان، یکی از جاذبه‌های گردشگری ‌ـ مذهبی به شمار می‌آیند که تعدادشان در محدوده غربی پایتخت کم نیست. امامزادگان عینعلی و زینعلی(ع)، جعفر(ع)، سید محمدرضا(ع)، شعیب(ع)، حمیده خاتون و سید جعفر(ع) که در منطقه ۵ و امامزادگان عبدالله و زید(ع) در منطقه ۹ و امامزاده داود(ع) در منطقه ۲۲ واقع شده‌اند.اماکنی که بافت سنتی و مذهبی آنها با الگوی معماری کهن و بومی گره خورده است و مشتاقان بسیاری برای زیارت و سیاحت، راهی این اماکن می‌شوند. یکی از معروف‌ترین و پر رفت و آمدترین این اماکن، بقعه امامزاده داود(ع) است که به سبب رسیدگی به مسیرهای دسترسی آن در سال‌های اخیر، بسیار مورد توجه گردشگران قرار گرفته است.

 

  • موزه‌های عبرت آموز

موزه‌ها که نمایش تنوع میراث فرهنگی و باستانی را برعهده دارند با توجه به موضوع شکل گیری‌شان، دسته‌بندی می‌شوند. در حال حاضر، بیش از یک صد موزه در تهران فعال است که سهم محدوده غربی پایتخت از آن به عدد ۱۵ می‌رسد.موزه‌های تخصصی شهاب سنگ، ایران‌شناسی، نگارخانه اقوام، تالار کهن، گذرگاه پیشینیان، دوربین‌های عکاسی، زمین‌شناسی و موزه قدیمی‌ترین سنگ‌های ایران در منطقه ۹، موزه‌های پول، هوایی و هواپیما در منطقه ۵، موزه‌های شهرک سینمای غزالی و خودروهای قدیمی در منطقه ۲۱ و موزه‌های گیاه‌شناسی و حشرات نیز در منطقه ۲۲ واقع شده‌اند. البته این میان هستند مراکزی که ظرفیت تبدیل به موزه و خانه موزه را دارند که هنوز با تأمین نشدن هزینه‌ها یا ایجاد موانع قانونی از حق مالکیت گرفته تا مسائل اداری و صدور مجوزهای بین سازمانی، سرانجامی نیافته‌اند.

 

  • درختان کهن‌سال میراث طبیعی‌اند

درخت، در میان بسیاری از ادیان و ملت‌ها، مورد احترام است. آن‌چنان که داستان‌ها و افسانه‌های شنیدنی و خواندنی با توجه به اقلیم هر ملت که نوع وگونه‌ای از درختان را بارور می‌ساخت، شکل می‌گرفت. در ایران و تهران، «چنار» و البته «سرو» از درختان مورد احترام هستند که علاوه بر ویژگی مشترک نوزایی، ویژگی منحصربه فرد پُر عمر بودن را نیزداراند.بنابراین، قدیمی‌ترین درختان چنار که در تهران به «شاه درختان» شهرت دارند می‌توان به‌عنوان یکی از جاذبه‌ها و میراث طبیعی در محله‌هایی مانند کن، امامزاده شعیب(ع) و شهید دستغیب یافت. قدمت شفاهی این درختان را بیش از ۹۰۰ سال تخمین زده‌اند. قدمتی تاریخی که با نگاه بر شاخه‌های عظیم و باشکوه آنها، می‌توان متوجه شد. چنارهای قدیمی شناسایی شده در محله‌های غربی تهران از جمله درختان شناسامه‌دار و وقفی هستند که مدیریت شهری وظیفه حفاظت از آنها را برعهده دارد.

 

  • بناهای فراموش شده

سال ۱۳۴۹ خورشیدی، برج آزادی در بزرگ‌ترین میدان تهران بنا شد. آن سال شاید کمتر کسی گمان می‌کرد روزگاری این بنای سنگی به نمادی باشکوه از معماری، هنر و فرهنگ ملی و شهری تبدیل شود. نمادی که اکنون بار هویتی به خود گرفته و بسیاری از گردشگران داخلی و خارجی را در همه بخش‌های خود از جمله کتابخانه تخصصی، گالری‌های هنری، موزه‌ها، سالن ایران‌شناسی، تالارهای فرهنگی و سالن نمایش؛ پذیرا است.این بنای فاخر در صدر لیست اماکن گردشگری مهم خاورمیانه و جهان قرار دارد. علاقه‌مندان می‌توانند با گشت‌وگذار در آن با آثاری از دوران پیش از میلاد مسیح، هخامنشی، اشکانی، ساسانی و اسلامی آشنا شوند. علاوه بر این برج سفید می‌توان به اماکن تاریخی دیگر که نیاز به رسیدگی و مرمت دارند مانند قلعه چیتگر، بقایای محدود سرآسیاب مهرآباد، برجک‌های نگهبانی قلعه جی و پادگان مربوط به آن اشاره کرد که اگر مورد توجه مدیران شهری قرار گیرند، هم هویت محله‌ها حراست می‌شوند و هم گردش مالی ناشی از آنها به جیب اهالی سرازیر می‌شود.

منبع:همشهری

خیام عارف و دانشمند نیشابوری محبوب در جهان

ابوالفتح غیاث الدین عمربن ابراهیم خیام نیشابوری که معاصرانش وی را به سرآمد در حکمت، فلسفه، ریاضی، طب و نجوم می شناختند به سبب اشعار نغز و ابتکارش در ابداع تقویم جلالی به عنوان معتبرترین و دقیقترین گاهشمار خورشیدی نیز شهرت جهانی دارد.

خدمات این نابغه خراسانی در عرصه‌های مختلف دانش بشری، ادبیات و ماندگاری آن در تاریخ بشر سبب شد ۲۸ اردیبهشت هر سال در تقویم ملی ایران به نام “روز ملی بزرگداشت خیام” نامگذاری شود.

زادگاه خیام، نیشابور و زندگانیش در قرن پنج و دهه‌های نخستین قرن ششم هجری بوده است. سال وفاتش ۵۱۷ شمسی و آرامگاهش در شهر نیشابور زیارتگاه صاحبدلان و ادب دوستان است. تاریخ زندگانی او با روایات افسانه‌آمیز درهم آمیخته و سبب شهرتش به خیام درست معلوم نیست و احتمال داده‌اند که پدرش خیمه دوز بوده است.

خیام به شهرهای توس، بلخ، بخارا، مرو و بغداد که هریک مرکز علم و فرهنگ آن روزگار و جایگاه دانشمندان و اندیشمندان به نام بود سفر کرده و گویا در همان ایام به زیارت حج نیز رفته است.

خیام در رساله “فی الکون و التکلیف” که در جواب یکی از شاگردان ابن سینا نوشت، خود را شاگرد بوعلی خوانده است بنابراین او در ۴۲۸ هجری که سال وفات ابن سینا است باید جوانی پخته و کامل بوده باشد. وی با علمای طراز اول زمان خود مانند حجت الاسلام محمد غزالی مراوده داشته است. این شاعر بلندآوازه اغلب به تدریس حکمت و مطالعه در علوم ریاضی اشتغال داشته و مشهور است که در تعلیم بخل می ورزیده و حتی گفته اند که به همین سبب آثار زیاد از وی باقی نمانده است.

خیام آثار علمی‌ خود را به زبان عربی تالیف کرد و از جمله آثار مشهور او در علوم ریاضی می‌توان به کتابهای “رساله جبر و مقابله، رساله فی شرح ما اشکال من مصادرات کتاب اقلیدس، رساله فی الاحتیال لمعرفه مقداری الذهب و الفضه فی جسم مرکب منهما، که مقصود از آن بیان دستور ارشمیدس و ترازوی او برای تعیین وزن اشیا با توجه به وزن مخصوص هر یک است، لوازم الامکنه در باره فصول وعلت اختلاف هوای بلاد و اقلیم، رساله فی الکون و التکلیف و نیز رساله الجواب من ثلاث مسائل، اشاره کرد.

از آثار فارسی خیام نیز “رساله در علم کلیات (یا رساله در کلیات وجود یا رساله وجودیه)، ترجمه خطبه الغراء که اصل این خطبه از ابن سینا در توحید خداوند است و خیام این خطبه را در سال ۴۷۲ به خواهش یکی از دوستان خود در اصفهان ترجمه کرده، قابل ذکر است.

قدیمی‌ترین منابعی که در باره خیام مطالبی در آنها می توان یافت نیز شامل نامه‌ منتسب به سنایی، کتاب میزان الحکمه عبدالرحمان خازنی، کتاب الزاجر للصغار تالیف زمخشری، چهار مقاله نظامی عروضی سمرقندی و تتمه صوان الحکمه الوالحسن بیهقی است.

همچنین کهن‌ترین منابعی که می‌توان در آنها از رباعیات خیام سراغ گرفت، نزهه الارواح و روضه الافراح (تاریخ الحکما) شهروزی، مرصاد العباد نجم‌الدین رازی و پس از آنها تاریخ جهانگشای جوینی، تاریخ گزیده حمدالله مستوفی، مونس الاحرار بدرالدین جاجرمی و نزهه المجالس جمال خلیل شروانی هستند.

با همه اینها شهرت عمده خیام به سبب رباعیات او است. معلوم است که خیام پرگویی را دوست نمی‌داشته است، نه به تالیف کتابهای مفصل علاقه نشان داده و نه به سرودن اشعار مفصل پرداخته است. احتمال دارد به سبب اشتغال به فلسفه و ریاضی پرداختن به شاعری را برازنده‌ خود نمی‌دانسته و در ماخذ قدیم هم شهرت او به سبب شاعری وی نیست.

خیام در جبر و مقابله پژوهشهای ارزنده‌ای دارد و در طب و نجوم نیز سرآمد دوران خود بوده و شاهزاده سلجوقی را که به مرض آبله گرفتار آمده بود درمان کرده است.

رباعیات

در روزگار خیام، نیشابور در آتش ستیز فرقه‌های اشعریه، معتزله و اختلافات پرستیز صاحبان قدرت، حنفیان و شافعیان می سوخت و هر نوع آزادی و آزادی اندیشه از جامعه نیشابور رخت بربسته بود. محیط سیاسی نیز آلوده به تعصب و قشری‌گری بود که نمونه آشکار این تعصبهای مذهبی و سیاسی را در سیاست نامه خواجه نظام الملک می‌توان دید. متعصبان آن دوران فلاسفه، حکما و حتی دانشمندانی همچون خیام را دهری و کافر قلمداد می‌کردند. در چنین زمانه پرآشوب و تنگ نظری است که خیام اندیشه و تاملات فلسفی خود را در قالب اشعاری کوتاه به نام رباعی بی آنکه داعیه شاعری داشته باشد بیان می‌کند.

هر چند قالب رباعی را خیام ابداع نکرده ولی رباعیاتش شهرت جهانی یافته‌اند. تعداد رباعیات خیام نباید چندان زیاد باشد اما بعد از او بسیاری رباعی به وی نسبت داده شده است که خیلی از آنها متعلق به خیام نیست. تنها سند مهمی که از رباعیات اصلی خیام در دست می‌باشد عبارت است از رباعیات سیزده‌گانه مونس الاحرار که در سال ۷۴۱ قمری نوشته شده و در خاتمه کتاب رباعیات روزن استنساخ و در برلین چاپ شده ‌است. به اصالت این ۱۳ رباعی و دو رباعی نقل شده در مرصادالعباد که یکی از آنها در هر دو تکرار شده می‌توان استناد کرد.

انگار هر کس حرفی اعتراض‌آمیز و تردید برانگیز داشته و خود جرات پذیرفتن عواقب آن را در خود نمی دیده به خیام نسبت داده است.

ظاهرا نخستین فردی که در ایران به فکر تعیین و تفکیک رباعیات اصیل خیام افتاد، غلامرضا رشید یاسمی بود. او در نسخه خود که در سال ۱۳۰۳ منتشر کرد از بین ۳۴۰ رباعی منتسب به خیام ۲۴۰ رباعی را قابل قبول دانست.

رباعیات خیام از دیرباز به زبانهای خارجی ترجمه شده است و در ادبیات مغرب زمین به ویژه ادبیات انگلیسی بسیار نفوذ یافته است.

رباعیات خیام تاکنون به زبانهای انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، اردو، عربی، ایتالیایی، ترکی، روسی، دانمارکی، سوئدی، نروژی، اسپانیایی، پرتغالی، لاتین، چینی، هندی، ارمنی، ژاپنی، یونانی، چک، اسپرانتو، هلندی، مجاری، گالیک، گجراتی، صربی، کاتالان، کردی و ازبکی ترجمه شده‌ است.

همچنین به افتخار این دانشمند بزرگ یکی از حفره‌های ماه به نام عمر خیام نامیده شده‌ و در سال ۱۹۸۰ نیز سیارکی به نام وی نامگذاری شد.

تقویم جلالی

خیام در سال ۴۶۷ به فرمان سلطان جلال الدین ملکشاهی به همراه تنی چند از ستاره شناسان روزگار خود، تقویم رایج آن زمان را اصلاح کرد و تقویم جدید را بنیان نهاد. این تقویم به مناسبت انتسابش به جلال الدین سلجوقی به ‘تقویم جلالی’ معروف شد و به عنوان تقویم رسمی ایران قرار گرفت.

اشعاری پرمخاطب و سحرانگیز

تعداد رباعیات متعلق به خیام ۳۲ رباعی بیشتر نیست که البته برخی این تعداد را تا ۶۴ رباعی نیز دانسته اند اما در کتاب چهار مقاله نظامی عروضی سمرقندی به شخصیت شاعر و حتی ریاضیدان خیام اشاره ای نشده است.
عروضی سمرقندی از حکیم خیام تنها به عنوان امام نام برده و حتی به عنوان رییس یک فرقه مذهبی از وی یاد نکرده است. وی فقط به شخصیت منجم خیام و دو پیش بینی معروف او در سال ۵۰۶ و ۵۰۸ اشاره دارد و دو بار از او با عنوان خواجه امام عمر و حجت الحق یاد کرده است.

عروضی سمرقندی همچنین به پیشگویی‌های معروف خیام نیز اشاره دارد. پیشگویی اول خیام درباره محل دفنش بود و پیش بینی دو زمانی است که پادشاه سلجوقی از خیام می‌خواهد پنج روز را که باران نمی‌آید برای رفتن به شکار پیش بینی کند.

بعدها نجم الدین رازی در مرصادالعباد به دو رباعی خیام اشاره می کند که آن هم از این بابت بوده که چون فلسفه را کفر می‌دانسته به همین خاطر خیام را کافر و دهری قلمداد کرده است. در آنجا برای اولین بار به شخصیت شاعر خیام آن هم برای رد کردن او اشاره و از همینجا ادبیات با رباعیات خیام آشنا می‌شود.

به مرور زمان بر تعداد رباعیات منسوب به خیام افزوده شده و امروز بالغ بر هزار رباعی منتسب به وی وجود دارد. تعدادی از آنها در مختارنامه عطار نیز موجود است که متعلق به خیام نیشابوری نیستند. تعدادی از رباعیات مولانا نیز به خیام نسبت داده شده بنابراین بایداز روی اسناد موجود و همچنین با استفاده از شیوه سبک‌شناسی به شناسایی رباعیات واقعی متعلق به خیام پرداخت.

شخصیت شاعر خیام یک قرن پس از وفاتش جلوه می‌کند. در آثار علمی به جا مانده از خیام مانند نوروزنامه و کتاب الجبر و المقابله با توجه به اسناد موجود جای شک باقی نمی‌ماند همانطور که می‌دانیم نظریاتی مانند گردش زمین، معادلات چندمجهولی و مثلث پاسکال تا حدودی برگرفته از اندیشه‌های علمی خیام است و تا قرن نوزدهم نیز در اروپا با نام خود خیام تدریس می‌شده است. جالب اینجاست که آثار علمی خیام هرچند قدیمی شده ولی شعر خیام هر روز تازگی و طراوت بیشتری پیدا کرده و مخاطبان بیشتری پیدا می کند.

آرامگاه خیام

مقبره خیام از نظر معماری و ساخت یکی از مهمترین بناهای ساخته شده است. این بنای جادویی مبتنی بر اصول ریاضی، مثلثات خیامی و نمادهایی از نجوم با درج اشعاری زیبا محاسبه، طراحی و ساخته شده و آن را به یکی از جاذبه‌های جهانی تبدیل کرده است.
مرداد سال ۱۳۳۵ انجمن آثار ملی در نامه‌ای به مهندس هوشنگ سیحون نوشت که وضع بنای موجود آرامگاه حکیم عمر خیام متناسب با شخصیت علمی و هنری وی نیست و انجمن در نظر دارد در این مورد اقداماتی به عمل آورد.

از سیحون خواسته شده بود طرح و نقشه جدید متناسب با شخصیت خیام طراحی کند. محل جدید آرامگاه انتخابی سیحون در گوشه شمالی باغی در نیشابور، مورد تایید انجمن قرار گرفت و در پی آن طرح پیشنهادی وی در ۱۳۳۷به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فرستاده شد.

سال ۱۳۳۸ ساخت آرامگاه آغاز شد و در این سال قسمتهای عمده کار از جمله گودبرداری، بتن ریزیهای بنا و طرح محوطه به اجرا درآمد. سال ۱۳۴۱ کار ساختمان آرامگاه خیام در نیشابور به پایان رسید. ارتفاع مقبره ۲۲ متر است و استخوان‌بندی اصلی آن فلزی محاط در پوشش بتنی است. شکل بنا در پایین تقسیم بندی ۱۰ گانه دارد و فاصله پایه‌های آن پنج متر است.

اضلاع بنا بطور مستقیم به بالا ادامه یافته و به صورت اشکال هندسی منظم تورفتگی پیدا می‌کنند و بعد به صورت تقریبا مخروطی شکل به هم رسیده شبه گنبدی را در بالا به وجود می‌آورند که قسمت عمده آن مشبک و تو خالی و یادآور ستاره‌ای است که نماد شخصیت علمی و ستاره شناسی خیام تلقی می‌ شود.

سطح داخل و خارج مقبره با کاشیهای معرق و اشعار خیام مزین شده است. روکاری بنا معرقکاری سنگی است و با قطعات نازک سنگ‌های محکم و شفاف ساخته شده است. در کنار آرامگاه هفت خیمه سنگی بسیار زیبا وجود دارد که در زیر هرکدام یک حوض آب با کاشی فیروزه ‌ای رنگ ساخته شده است.

خیام در واقع سه شخصیت دارد که شامل ریاضیدان، منجم و شاعر است که باید هر سه شخصیت در بنا نشان داده می‌شد. دایره کف به ۱۰ قسمت تقسیم شد بطوری که برج یادبود بر ۱۰ پایه مستقر باشد. عدد ۱۰ نخستین عدد ۲ رقمی ریاضی و پایه اصلی بسیاری از اعداد است.

از هر یک از پایه‌ها دو تیغه مورب به طرف بالا حرکت می‌ کند به ترتیبی که با تقاطع این تیغه‌ها حجم کلی برج در فضا ساخته می‌شود و چون تیغه ‌ها مورب‌ هستند خطوط افقی آنها باید ناظر بر محور عمودی برج باشد.

تیغه‌ها به صورت مارپیچ شکل به طرف بالا حرکت می‌کنند تا با هم تلاقی کرده و از طرف دیگر سر دربیاورند که خود یک شکل پیچیده ریاضی و هندسی‌ است. این شکل با عدد ۱۰ هر دو نماد دانش ریاضی خیام است. برخورد تیغه‌ها با یکدیگر فضاهای پر و خالی و به خصوص در بالا ستاره‌های درهمی را به وجود می‌آورند که از لابلای آنها آسمان آبی نیشابور پیدا است و به تدریج به طرف نوک گنبد، ستاره ‌ها کوچکتر می‌شوند تا در آخر یک ستاره پنج پر آنها را کامل می‌کند.

این ستاره‌ها و آسمان اشاره به شخصیت نجومی خیام دارد و اما برخورد تیغه‌ها با هم ۱۰ لوزی بزرگ می سازند که باید با کاشیکاری پر شوند. بهترین تزیین، رباعیات خیام بود که به صورت خط شکسته و درهم به روش سیاه مشقهای خطاطان بزرگی مانند میرعماد و برخی استادان شکسته نویس با کاشی به صورت نقوش انتزاعی سراسر لوزیها را پر می‌کند.

به تقاضای انجمن آثار ملی، شادروان استاد جلال همایی ۲۰ رباعی به این منظور انتخاب کرد و استاد مرتضی عبدالرسولی زیبا نویسیها را انجام داد.
مجموعه آرامگاه خیام در حال و هوایی شاعرانه با درختان تنومند در اطراف ساخته شد و همانطور که خواست خود خیام بوده کاملا باز و مزارش در بهاران گل افشان است.

در قسمت دیگر باغ بناهای دیگری برای کتابخانه و مهمانسرای موقت با ملحقات برای مستشرقین و محققان ساخته شده است. آرامگاه حکیم عمر خیام در سال ۱۳۵۴ توسط وزارت فرهنگ و هنر با شماره ۱۱۷۵ در فهرست آثار ملی ایران نیز به ثبت رسید.

محل آرامگاه خیام در باغی است که محل زندگی وی در زمان حیاتش بوده و مرقد امامزاده محروق نیز در آن واقع است. در این باغ دیدنی با مساحت ۲۰ هزار مترمربع مجموعه‌ای از کتابخانه، موزه و مهمانخانه وجود دارد و همچنین تندیسی از حکیم عمر خیام در محوطه ورودی آن نصب شده است.

منبع:ایرنا

تعیین حریم ۹ اثر تاریخی در آذربایجان غربی

سال گذشته با توجه به این‌که شیوع کرونا مانع از انجام بسیاری از اقدامات شده بود، اما فعالیت‌های معاونت میراث‌فرهنگی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی آذربایجان غربی برای حفاظت، مرمت و احیای بناهای تاریخی استان همچنان ادامه داشت و کارهای بزرگی نیز در این سال انجام شد.

ازجمله مهم‌ترین اقدامات در سال ۹۹ برای حفاظت از بناهای تاریخی تعیین حریم آثار تاریخی بود که در این راستا در سال گذشته، ۹ اثر تاریخی سطح استان تعیین حریم شد.

این آثار تاریخی تعیین حریم شده عبارت از مقبره سردار بوکان، تپه قلات جلدیان پیرانشهر، امام‌زاده کهنه‌شهر و تپه اهرنجان سلماس و حسنلو نقده هستند و نیز حریم قلعه بسطام چایپاره، محوطه تاریخی کلیسای سیر، ساختمان صدا و سیما و پردیس دانشگاه ارومیه بازنگری شد.

همچنین در سال گذشته ۹ اثر منقول گل‌مهره ساسانی خوی، سرعلم موزه مردم‌شناسی ارومیه، پرنده سفالی تپه سوغانلو پیرانشهر، پیکرک قره‌قوزلو میاندوآب، تبر مفرغی و سنگ قبر موزه ارومیه، پاپیون مفرغی و کوزه طرح‌دار سفالی تپه حسنلو نقده و منبر مسجد جامع ارومیه در فهرست آثار ملی به ثبت رسیدند.

چشمه تراورتن شورسو چایپاره، آبشار قینرجه تکاب، آبشارهای بدلان و گیوران خوی، آبشار داراب سلماس و سنگ‌های روستای خورنج پیرانشهر را هم می‌توان از جمله آثار طبیعی ثبت ملی شده استان برشمرد.

ثبت ۹ اثر میراث ناملموس آذربایجان غربی در فهرست آثار ملی

در سال گذشته ۹ اثر میراث ناملموس استان در فهرست ملی به ثبت رسیدند که این آثار عبارت از حلوای دوشاب، حلوای زنجبیلی، ایران‌آشی، اوماج‌آشی، یارما شیله‌سی، فن تهیه عرق‌گیری گلاب، کباب سنتی خوی، نان کلک در زمره منطه زاگرس و یک مورد طنزخوانی با موسیقی اصیل ایرانی و نقش اجتماعی آن هستند.

در حوزه آثار غیرمنقول ثبت شده آذربایجان غربی در فهرست آثار ملی در سال ۹۹ نیز می‌توان به یادمان شهدای تمرچین پیرانشهر، شهدای بلفت سردشت، شهدای دارلک در سه‌راهی ارومیه ـ مهاباد ـ میاندوآب و یادمان شهید زین‌الدین در سردشت در حوزه دفاع مقدس و قالابلاغی تکاب، گرد مزار، گردسور، صوفیان، شب‌آقا، بیقوش‌تپه‌سی چالدران، جهودلر شاهین‌دژ و ترمنی اشاره کرد.

در سال ۹۹ با همت کارشناسان اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی آذربایجان غربی ۷۷ اثر از اشیای تاریخی موزه ارومیه مورد مرمت قرار گرفت.

کشف ۱۱۰۰ قلم اشیای تاریخی در کاوش‌های باستانی

۱۱۰۰  اثر تاریخی از کاوش‌های باستانی سال گذشته نیز به دست آمد که همه آن‌ها تحویل موزه ارومیه شد تا پس از ثبت آن‌ها در معرض دید عموم قرار بگیرد.

مستندنگاری از ۱۵۰ قلم اشیای تاریخی، تهیه شناسنامه برای ۵۰۰ قلم اشیای تاریخی، ثبت ۳۷۰ قلم اشیای تاریخی از سامانه جام و عکس‌برداری از ۴۰۰ قلم اشیای مکشوفه از قبرستان بالچاک سردشت از دیگر اقدامات سال ۹۹ بود.

در سال گذشته مجوز راه‌اندازی بهرام مستوفی در ماکو، مجوزه مجموعه‌داری کاظمی‌راد در میاندوآب و موزه علم و تکنولوژی میاندوآب نیز اخذ شد.

منبع:میراث آریا

معرفی روستایی تاریخی در دل طبیعت کردکوی

کُنداب روستایی تاریخی از توابع بخش مرکزی شهرستان کردکوی در استان گلستان است. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این روستا همچون دیگر روستاهای این منطقه، آب‌وهوای دل‌انگیز و طبیعت کوهستانی آن است که در دو فصل گرما و سرما، تصاویری چشم‌نواز و خارق‌العاده را خلق می‌کند.

وقتی ‌که از تهران حرکت می‌کنید و پس از عبور از استان مازندران به غرب گلستان پا می‌گذارید به دومین شهرستان گلستانی یعنی کردکوی می‌رسید، شهرستانی آرام و وزین که در نگاه اول شاید نتوان فهمید که پشت این ظاهر آرام، می‌توان به این شهرستان لقب هزار جاذبه را داد.

بخش عمده‌ای از ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی این شهرستان در نواحی جنوبی آن و در دل روستاها و ییلاقات کوهستانی قرار دارد، از جمله روستای کنداب. این روستا در مناطق کوهستانی و همجوار با روستاهای رادکان، درازنو و بارکلا است.

روستای کنداب همچنان که از اسم با مسمای آن برمی‌آید، در کنار رودخانه‌ای قرار دارد که آب آن به آرامی و کندی جریان داشته و انگار که قطره‌قطره این آب مدهوش طبیعت آن منطقه شده و قصد سفر ندارد، برای همین به این روستا که می‌رسد از سرعت خود کم کرده و هاج و واج به زیبایی خیره‌کننده روستا و ساکنان آن نگاه می‌کند.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های روستای کنداب همچون دیگر روستاهای این منطقه، آب‌وهوای دل‌انگیز و طبیعت کوهستانی آن است که در دو فصل گرما و سرما، تصاویری چشم‌نواز و خارق‌العاده دارد. آب و هوایی پاک و بدون ذره‌ای آلودگی انتظار شما را می‌کشد و ریه‌هایتان را مملو از ذرات هوای بکر و دست‌نخورده می‌کند.

اما دیگر ویژگی مهم این روستا، بافت بومی و تاریخی آن است. روستای کنداب با منظره‌ای چشم‌نواز و با بافت قدیمی، چشم هر گردشگری را مجذوب خود می‌کند. بر اساس نظر کارشناسان میراث‌فرهنگی، بافت این روستا متعلق به اواخر دوره‌ قاجاریه است و از مواد و مصالح بوم‌آورد منطقه برای ساخت آن استفاده شده است.

روستایی با خانه‌هایی قدیمی و مردمانی خونگرم و مهمان‌نواز که اصالت مردمان خوب شمال را به نمایش می‌گذارد؛ بنابراین روستای کنداب از روستاهایی است که هیچ‌گونه ساخت‌وساز غیرمجاز در بافت و خارج از بافت آن انجام نشده است.

ویژگی‌ سوم این روستای تاریخی، مجموعه درختان کهن‌سال گردوی کنداب کردکوی است که در سال گذشته در فهرست آثار ملی به ثبت رسید. در راستای کنوانسیون ۱۹۷۲ حفاظت از میراث طبیعی و فرهنگی، دفتر ثبت آثار اداره‌کل میراث‌فرهنگی گلستان با شناسایی درختان کهن‌سال روستای کنداب، اقدام به مستندسازی و تشکیل پرونده ثبت ملی این درختان کرد که با تائید شورای ثبت آثار طبیعی کشور به‌عنوان بیست و نهمین اثر طبیعی استان به شماره ۶۶۷ در فهرست آثار طبیعی کشور به ثبت رسید.

این اثر متشکل از چندین درخت کهن‌سال گردو، چشمه و گورستان تاریخی است که با توجه به اهمیت میراث‌فرهنگی و طبیعی، در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. این درختان در حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰ سال عمر دارند و جزو مناطق حفاظت‌شده محسوب شده و هرگونه تعدی به آن جرم محسوب و پیگرد قانونی دارد.

اما دیگر ویژگی روستای کنداب، صنایع‌دستی آن است. زنان هنرمند و صنعتگر این روستا بیش از همه در رشته‌های کارچاله‌بافی (جاجیم‌بافی) و چوغابافی فعال بوده و همچنان اندکی از شمار زنان کهن‌سال آن مشغول به تولید چنین محصولاتی هستند.

مردم باصفای روستای کنداب برای رفع هر چه سریع‌تر ویروس کرونا و میزبانی از مسافران و گردشگران انتظار می‌کشند.

منبع:ایسنا

راهنمای موزه‌ گردی در پهنه مرکزی

 فلسفه شکل‌گیری موزه‌ها مکانی برای جمع‌آوری اشیای تاریخی و ارزشمند برای مصون داشتن از گزند حوادث طبیعی و دستبرد بود.

اما به مرور کار کرد موزه‌ها به‌عنوان یک منبع ارزشمند علمی ‌ـ تحقیقی تغییر کرد. این روزها موزه به‌عنوان یکی از جاذبه‌های گردشگری نقش مهمی در رونق و ردشگری، جذب توریست و از همه مهم‌تر اقتصاد محله دارد. به همین بهانه همزمان با روز جهانی موزه‌ها و هفته میراث فرهنگی تعدادی از موزه‌های پهنه مرکزی در این متن معرفی می‌شود.

  • خانه‌موزه دکتر شریعتی

این مکان اسفند ۱۳۸۵ افتتاح و به لحاظ شخصیت علمی، اجتماعی و ملی دکتر شریعتی که مدتی در آنجا ساکن بوده، جزء فهرست آثار ملی ایران ثبت شد. اسناد و مدارکی از دوران تحصیل، مکاتبات محرمانه ساواک درباره فعالیت‌های او و نیز بازنشستگی اجباری دکتر شریعتی با سمت معلم در این خانه‌موزه نگهداری می‌شود. کتابخانه موزه مزین به آثار این مرد بزرگ و کتاب‌هایی است که درباره او نوشته شده است.

  • موزه فرش ایران

این موزه ۲۲ بهمن ۱۳۵۶ افتتاح شد. باارزش‌ترین نمونه‌های قالی ایران از قرن نهم هجری تا دوره معاصر در این موزه نگهداری می‌شود. در تالار طبقه همکف هم حدود ۱۳۵ تخته از شاهکارهای قالی کشور که توسط مراکز مهم قالیبافی بافته شده در معرض نمایش است. علاوه بر کتابخانه موزه که ۳۵۰۰ جلد کتاب را به زبان‌های مختلف در خود جای داده، فیلم‌ها و اسلایدهایی در زمینه قالیبافی و گلیم و هنرهای دستی کشور در سالن نمایش موزه برای علاقه‌مندان نمایش داده می‌شود.

  • خانه‌موزه دکتر سندوزی

«امیراسماعیل سندوزی»، دندانپزشک و مجسمه‌ساز، مطب دندانپزشکی خود را سال ۱۳۷۵ همراه با تمامی وسایل دندانپزشکی، کتابخانه شخصی تخصصی و ده‌ها مجسمه و نقاشی به سازمان توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران اهدا کرد. ۶۰ مجسمه و ۶۰ تابلو نقاشی وسایل این موزه را تشکیل می‌دهند.

  • موزه شهدا

سال ۱۳۵۹ افتتاح شد و در آن وسایلی مانند وصیتنامه، عکس، مدارک تحصیلی، دفترچه خاطرات، تسبیح، نوار سخنرانی، کتاب‌ها و آثار مهم هنری ۷۰۰ تن از شهدا، همچون حسین فهمیده و مرتضی آوینی، نگهداری می‌شود. از دیگر قسمت‌های این موزه می‌توان به سالن مخصوص شهدای‌ ترورشده، شهدای بعد و قبل از پیروزی انقلاب و آثاری از شهدای بین‌الملل اشاره کرد.

  • موزه هنرهای معاصر ایران

این مکان مهم‌ترین و جامع‌ترین مجموعه از هنر غربی در قاره آسیاست که سال ۱۳۵۶ به دستور محمدرضا پهلوی در ضلع غربی پارک لاله بنا شد. معماری آنکه توسط «کامران دیبا» طراحی شده، ترکیبی از سنت، مدرنیسم و مفاهیم فلسفی است.

  • موزه هنرهای معاصر فلسطین

سال ۱۳۸۵ به همت فرهنگستان هنر و با مشارکت هنرمندان ایرانی و فلسطینی راه‌اندازی شد. این مکان با هدف راه‌اندازی بزرگ‌ترین عرصه گفت‌وگو و انتقال تجارب و دستاوردهای هنرمندان کشور، فلسطین و سایر کشورهای اسلامی افتتاح شد و مخصوص برگزاری نمایشگاه‌های جهان اسلام است.

  •  موزه‌های منطقه ۷/باغ‌موزه قصر

بزرگ‌ترین موزه منطقه، یک زندان است. قصر قجر در شمال تهران آن روزگار، تا سال ۱۳۰۸ که رضاخان آن را به‌عنوان زندان افتتاح کند، محل اتراق‌های تابستانی شاهان قاجار بود. بعدها این ساختمان قدیمی که در سال ۱۱۶۸ خورشیدی ساخته شده بود، با توجه به تغییرات مدرن در سیستم حکومتی، تبدیل به زندان شد. تا پیش از آن، تهران فقط یک زندان در اداره شهربانی (واقع در توپخانه) داشت. این زندان ۳ اتاقک داشت که به آنها «حبس نمره» ‌می‌گفتند و یک زیرزمین هم برای زندانیان عمومی در نظر گرفته شده بود.

اما زندان قصر ۱۹۲ اتاق داشت با گنجایش ۸۰۰ زندانی که تا زمان ساخت زندان اوین در دهه ۴۰، تنها زندان پایتخت محسوب می‌شد.
زندان قصر در سال ۸۳ کارش به تعطیلی کشید. در این سال، بخشی از زندان از سوی شهرداری تخریب شد که با پیگیری کانون زندانیان سیاسی پیش از انقلاب از تخریب آن جلوگیری شد و در فهرست آثار ملی به ثبت رسید. بعد از به ثبت رسیدن، شهرداری آن را به باغ‌موزه تبدیل کرد و در آبان ۹۱ افتتاح شد. در موزه قصر می‌توانید سلول افراد مشهور مثل «محمد فرخی ‌یزدی»، «جعفر پیشه‌وری»، قوام‌السلطنه و… را تماشا کنید و دیوارنوشته‌های زندانیان را هم بخوانید.

موزه «رضا عباسی» در خیابان شریعتی، نرسیده به سیدخندان، یکی از مهم‌ترین موزه‌های تهران است. این موزه شهریور ۱۳۵۶ افتتاح شد و به یاد نقاش مشهور صفوی، به نام رضا عباسی نامگذاری شد. ساختمان موزه در اصل یک نمایشگاه مبلمان و دکوراسیون داخلی بود که به ۲ دلیل مورد توجه مسئولان وقت برای ایجاد یک موزه قرار گرفت. یکی ویژگی‌های خاص معماری این ساختمان و دیگر، محلی که در آن قرار گرفته بود. به همین دلیل، ساختمان خریداری شد و درست یک سال بعد، در زمان انقلاب تعطیل شد.

بعد از سال ۵۸ و با دگرگونی‌هایی در دکوراسیون داخلی و گسترش فضای نمایشگاهی بازگشایی شد. طی سال‌ها این موزه مدام گشایش یافت و تعطیل شد تا اینکه در سال ۷۹ برای پنجمین بار آغاز به کار کرد و امروز هم زیر نظر سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی اداره می‌شود. در این موزه آثار هنری پیش از تاریخ تا قرن سیزدهم در ۳ تالار پیش از اسلام، تالار هنرهای اسلامی و تالار نگارگری و خوشنویسی به نمایش گذاشته شده است. مجموعه‌های به نمایش درآمده در این موزه متنوعند. می‌توانید در آن آثاری از هزاره دوم پیش از میلاد تا اوایل قرن بیستم را ببینید که حتماً جذاب است.
این موزه بخش نگهداری آثار و همچنین کتابخانه‌ای با بیش از ۱۰ هزار جلد کتاب به زبان‌های خارجی، انگلیسی، فرانسه و آلمانی، دارد.

  • خانه‌موزه دکتر حبیبی

دکتر «حسن حبیبی» معاون اول رئیس‌جمهوری در سال‌های ۶۸ تا ۸۰ بود. او در حوزه پژوهش تاریخ بسیار فعال بود و مؤسسه‌ای به نام «بنیاد امیرکبیر» را راه‌اندازی کرد که حاصل پژوهش‌هایش و نیز هدایایی که در سفرهایش به خارج از ایران به او اهدا شده، از سال ۷۶ در بنیاد یادشده به نمایش درآمده است. بنیاد امیرکبیر در واقع خانه‌ـ موزه‌ای است با ۶۰۰‌مترمربع در ۲ طبقه که آثار تزیینی، ‌هنری و صنایع‌دستی‌ای که به او اهدا شده است، از جمله هدایای فیدل کاسترو، فرش‌های نفیس و نسخه‌های خطی ارزشمند، تابلوهای کار ایتالیا، صندوق چوبی کنده‌کاری‌شده از بوسنی و جعبه موسیقی ساخت سوئیس، در آن به تماشا گذاشته شده‌اند.

  • موزه عکسخانه شهر

موزه عکسخانه شهر در واقع نخستین موزه تخصصی تاریخ عکاسی در خاورمیانه است و زیر نظر سازمان فرهنگی ـ هنری شهرداری تهران فعالیت می‌کند. کار ساخت موزه عکسخانه شهر از سال ۷۳ و توسط «بهمن جلالی»، عکاس برجسته، شروع شد و اردیبهشت ۷۴ در روز جهانی موزه در فضایی با مساحت ۲۵۰‌مترمربع افتتاح شد. موزه عکسخانه شهر با موضوع تخصصی تاریخ عکاسی ایران، گنجینه‌ای از عکس، کارت‌پستال و نگاتیوهای شیشه‌ای، دوربین‌ها و ابزار عکاسی است.

علاوه بر ابزار عکاسی، تعداد بسیار زیادی از نخستین نمونه عکس‌های تاریخ عکاسی ایران در این موزه جمع‌آوری شده که بخش عمده آن متعلق به دوران قاجار و همین‌طور پهلوی اول است. این موزه در خیابان بهار واقع شده است.

  • موزه تاریخ طبیعت تهران

در میدان هفت‌تیر، درست میان شلوغی‌های تهران، موزه‌ای وجود دارد که در آن می‌توانید اطلاعات و آثاری از تاریخ طبیعی تهران را ببینید. در این موزه شگفت‌انگیزترین حیواناتی را می‌بینید که در طبیعت ایران یافت شده‌اند. هرچند صحنه زیبایی نیست، اما حیوانات تاکسیدرمی شده‌ای در فضای این موزه به نمایش گذاشته شده‌اند.

موزه ۳ طبقه دارد و در هر طبقه نمونه‌های مختلفی را می‌توانید ببینید. جانوران مضر کشاورزی، سوسک‌ها، پروانه‌ها و ملخ‌ها و گیاهان و حیوانات عجیب مثل خروس چهارپا و مرغ سه‌پا، ‌گونه‌های کمیاب حیات وحش و نسل‌های منقرض‌شده از جانوران بومی و غیربومی هم در این موزه نگهداری می‌شوند.

منبع:همشهری

پرده‌ بافی، هنری در آستانه فراموشی

دل‌آرا عباسی، یکی از هنرمندان مهربان و همیشه خندان استان زنجان است که محصولات پرده بافی را تولید می‌کند. او به‌واقع استاد حاذقی در رشته پرده بافی است که آثار بی‌نظیری را تولید کرده است، او متولد سال ۱۳۳۴در روستای آستاکل شهرستان طارم است که در خانواده‌ای هنرمند متولد شده و از کودکی غرق در دنیا‌ی این هنر بوده است در ادامه گفت‌وگویی با این هنرمند را می‌خوانید.

این حرفه را چگونه یاد گرفتید و چند سال است مشغول به این کار هستید؟

این حرفه را از مادرم یاد گرفتم و از زمانی که هشت سال داشتم تا ۱۲ سالگی، کنار او پرده بافی می‌کردم، حالا ۶۶سال سن دارم.

روزی چند ساعت کار می‌کنید؟

هشت ساعت، هر روز کار می‌کنم.

آیا برای نقش روی پرده از الگوی خاصی استفاده می‌­کنید؟

طرح و نقش روی پرده را از طبیعت الهام می‌گیرم. اشکال انتزاعی و گاهی شبیه اجرام آسمانی و گاهی هم شبیه آرزوها، تخیلات، عقاید و باورهایم نقش می‌زنم. این پرده‌ها را در طارم معمولاً برای ورودی خانه‌ها و یا جداکننده قسمت‌های مختلف منزل استفاده می‌کنند.

پرده بافی شغل سختی است؟

بله. بسیار سخت و دشوار است و نیاز به حوصله فراوان دارد. بافتن پارچه‌هایی با طرح و نقش روی دارهای زمینی، ‌کار بسیار دشواری است.

حالا هم مانند گذشته کار می‌کنید؟

نخیر، اکنون به خاطر استقبال کم از پرده­‌های سنتی دیگر سفارشی کار می‌کنم. دیگر کسی به سراغ پرده سنتی و دست‌بافت نمی­‌آید. علاوه بر این موارد، پایین بودن قدرت خرید مردم، گرانی مواد اولیه، مقدار کم بافت در طول روز ـ ظهور ماشین‌های پرده بافی و پرده­‌های حریر از عوامل مؤثر در منسوخ شدن صنعت پرده بافی هستند؛ اما همیشه می­گویم این پرده‌­ها در نهایت سادگی بسیار زیبا هستند.

پس منبع درآمدتان کم است؟

نخیر. خدا رو شکر در کنار پرده بافی، گلیم و مفرش هم می‌بافم و درآمدم بیشتر از طریق فروش محصولات گلیم و مفرش است.

 نحوه بافتن پرده را شرح دهید؟

به این صورت است که روی چهار پارچه‌ مختلف، چهار طرح متفاوت مانند کاج، گل یا یک حیوان را با استفاده از پشم و کاموا می‌بافم و سپس این چهار پارچه را به‌صورت رشته‌رشته کنار هم می‌گذارم و به هم وصل می‌کنم.

پرده را با پشم گوسفند می‌بافید؟

بله، پس از تهیه مرغوب‌ترین پشم، اولین قدم تمیز کردن پشم از چربی و چرک موجود و محلول در آن است که باید قبل از رنگ‌رزی انجام شود، پشم‌ها را در چمنزار پهن می‌کنم تا پس از جذب شبنم و تبخیر آن در روز سفیدتر شود و این عمل را چندین مرحله انجام می‌دهم. پشم‌ها را خودم با استفاده از گیاهان طبیعی رنگ می‌کنم و در این رنگ‌رزی از ریشه توت زرد، تنه، برگ‌ها، گل، میوه یا پوست انار قهوه‌ای ـ خاکستری، برگ مو زرد روشن، پوست درخت سیب قهوه‌ای ـ زرد، پوست درخت گردو، زعفران آبی یا آبی تیره و حنا استفاده می‌­کنم.

عاشق این هنر هستم همیشه به مشتریانم هم می‌گویم پرده‌های دست‌باف را هرگز با ماشین لباس‌شویی نشویند و حتماً با دست و آب سرد بشویند.

آیا شما تنها استاد بافنده پرده‌ در این شهرستان هستید؟

 نخیر ۲ پرده‌باف دیگر هم به جز من هستند اما کمی سالخورده شده‌اند توانايی فعاليت و آموزش در این رشته هنری را ندارند.

آیا در بخش آموزش هم فعالیت دارید؟

بله چند روز دیگر هم از طرف معاونت صنایع‌دستی کلاس آموزشی پرده بافی برگزار خواهد شد تا باز به دختران جوان روستا آموزش دهم.

دو دختر دارم که هرکدام استادکار تهیه‌ یکی از رشته‌های گلیم و مفرش هستند، گاهی هم در کنار من پرده بافی می‌کنند.

بزرگ‌ترین دغدغه‌تان چیست؟

من از فراموشی این هنر می­‌ترسم، هنری که سال‌های سال امثال مادرم و من برای بودنش و ماندنش تلاش کردیم و امیدوارم جوانان این کار را ادامه دهند.

منبع:میراث آریا

اهمیت توجه به گردشگری دسترس‌پذیر برای معلولان

این‌گونه به نظر می‌رسد که با توجه به جنگ‌ها، سوانح رانندگی و کار، نواقص مادرزادی و… روند معلولیت در جهان هیچ‌گاه متوقف نخواهد شد و نشستن روی صندلی چرخ‌دار، نابینایی، ناتوانی ذهنی و هر نوع معلولیتی نباید مانعی برای کسانی باشد که عاشق سفر کردن و استفاده از تمامی مواهب طبیعی و امکانات رفاهی و اجتماعی هستند. وقتی پای صحبت اکثر این افراد می‌نشینیم یک گفته بارها به گوشمان می‌خورد؛ «ما مسئول این نقص نیستیم و نباید تا ابد از لذت گردش و تفریح محروم بمانیم».

همه باید به این باور برسیم تنها کسی که مبتلا به نقص عضو است معلول نیست، حتی سالمندی هم، یک گوشه ماجرا است؛ مادری که باردار است و حتی جوانی که بدنش دچار آسیب مقطعی شده است هم نیازمند فضای مناسب‌سازی شده و به‌تبع آن لذت بردن از گردش و تفریح هستند.

همه می‌دانیم سفر کردن برای افراد دارای معلولیت به‌راحتی سفر کردن افراد بدون معلولیت نیست. افراد دارای معلولیت برای سفر کردن، باید توجه داشته باشند که تک‌تک نیازهای خود در زمان سفر را مدنظر قرار دهند. درواقع پیش از سفر، باید تمام آنچه را که ممکن است با آن مواجه شوند مورد ملاحظه قرار دهند، که انتظار می‌رود نقش مهم دولت‌ها در زمینه هموار کردن این بسترها بسیار پررنگ‌تر از قبل خودنمایی کند که فرد معلول مجبور نباشد از این عمل صرف‌نظر کرده و یا مکان سفر یا گردش او در دایره محدودی از انتخاب محصور شود.

همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد با توجه به رشد جمعیت و حرکت آن به‌سمت سالمندی، هر جامعه‌ای نیاز مبرم به بسترسازی شایسته را در خود احساس می‌کند و باید در این زمینه گام‌هایی استوار بردارد. افزون بر آن، استانداردسازی و به‌اصطلاح تجهیز شدن به مبلمان شهری فقط برای فرد دارای معلولیت نیست، بلکه آن شهر برای افراد غیر معلول نیز اصولی‌تر و ایمن‌تر می‌شود و علاوه بر این، چنین مناسب‌سازی می‌تواند توریست بیشتری را به خود جذب کند و بدین طریق آورده‌های بسیاری را نیز عاید جامعه کند.

نکته بسیار مهم و انسانی در مورد افراد معلول این است که آن‌ها نیز با حضور در تورهای گردشگری، از محدودیت طاقت‌فرسای محیط خانه بیرون می‌آیند و محیط‌های تازه‌ای را تجربه می‌کنند؛ در کنار لذت بردن از سفر، با افکار مختلف تعامل برقرار می‌کنند، در طول سفر انرژی و انگیزه تازه‌ای برای فعالیت‌های بعدی پیدا می‌کنند، و از همه مهم‌تر شرکت در تور کمک می‌کند تا از ابتلا به انواع افسردگی ناشی از ماندن در خانه و فرسایش تدریجی ذهن و جسم تا حد زیادی در امان بمانند.

با توجه به آثار فوق و آثار مثبت بسیار دیگر، سفر در معلولین، مقوله‌ای به نام سفردرمانی، گردش‌درمانی یا توردرمانی را پدید آورده است. یعنی سفر و گردش تبدیل به شیوه درمانی و توان‌بخشی شده است، که صدالبته باید با تدابیر مختلف در اصول برنامه‌ریزی‌های جوامع قرار گرفته تا بتوان افزون بر سالم‌سازی جامعه از نتایج پربار آن نیز بهره برد.

نهایتاً آنچه در این میان مهم می‌نماید این است که حمایت و پشتیبانی از معلولین توسط دولت‌ها نه از باب ترحم بلکه از باب رعایت حقوق آن‌ها می‌بایست موردتوجه ویژه قرار گیرد و نیز رسیدگی به مشکلات اجتماعی شدید آن‌ها و توسعه حضورشان در امور مختلف در گرو اتخاذ تدابیر مناسب دولت‌هاست.

منبع:میراث آریا