مهارلو؛ جذاب بی زیرساخت!

یک فعال گردشگری گفت: با مشاهده تصاویر زیبای کاربران فضاهای مجازی از دریاچه مهارلو متوجه می‌شویم این دریاچه بدون هیچ امکاناتی مورد بازدید گردشگران داخلی و خارجی زیادی قرار می‌گیرد، اما با توجه به اینکه هیچ مکانی برای استراحت و هیچ سرگرمی خاصی برای بازدیدکنندگان وجود ندارد این توجه به گرفتن چند عکس و تماشای منظره دریاچه محدود می‌شود.

سید احسان تقوی در گفت‌وگو با ایسنا با تاکید بر جذابیت و تنوع در برنامه سفرها، گفت: کشور ما همچنان برای گردشگران خارجی به عنوان یک مقصد فرهنگی شناخته شده و برنامه سفر گردشگران خارجی که به ایران سفر می‌کنند اغلب شامل دیدار از سایت‌های تاریخی و موزه‌ها و در برخی موارد کویرهای مرکزی ایران است.

او ادامه داد: معمولا برنامه سفر از شهر تهران آغاز می‌شود و گردشگران تا زمانی که به شیراز می‌رسند از چندین سایت تاریخی، آرامگاه مشاهیر و موزه دیدن کرده‌اند.

این فعال گردشگری خاطرنشان کرد: گاهی اوقات دیده می‌شود در کمال ناباوری دیگر رغبت چندانی به دیدن یک اثر تاریخی شاخص که به زعم ما به لحاظ تاریخی و فرهنگی بسیار مهم است نشان نمی‌دهند و تمایل دارند چیزی متفاوت از یک آرامگاه یا اثر تاریخی ببینند و چه پدیده‌ای بهتر و جذابتر از دیدن رنگ صورتی دریاچه مهارلو و گذراندن یک‌نیم روز در ساحل دریاچه.

تقوی افزود: خودمان را لحظه‌ای به جای آن گردشگر خارجی بگذاریم و تصور کنیم که دلار به قیمت چهارسال قبل بازگشته و ما سفری ۱۰ روزه به یک کشور اروپایی داشته‌ایم. شاید تماشای کلیساهای باشکوه و آثار تاریخی آن مقصد اروپایی برای عده‌ای از ما بسیار جذاب باشد، اما شاید هم بعضی از ما دوست نداشته باشیم تمام مدت ۱۰ روز سفرمان به دیدن بناهای تاریخی بگذرد.

او با تاکید بر ایجاد فرصت جذب گردشگران با سلایق گوناگون، بیان کرد: اگرچه شان و منزلت آثار باشکوه تاریخی که در کشور ما جای دارند و برخی از آن‌ها در فهرست میراث جهانی یونسکو نیز به ثبت رسیده‌اند بر هیچ کس پوشیده نیست اما شاید کودکان و نوجوانانی که با والدین خود به ایران سفر کرده‌اند هنوز به درک کاملی از جایگاه رفیع این آثار در تاریخ تمدن بشری نرسیده باشند که بسیار هم طبیعی است.

این فعال گردشگری اظهار کرد: هنر ما به عنوان فعالان صنعت گردشگری آنست که بتوانیم طیف وسیعی از سلایق را پوشش دهیم و نگذاریم آنچه که از ایران در ذهن آن کودک یا نوجوان نقش می‌بندد تصویری کسل کننده و تکراری باشد. چه بسا زیبایی رنگ دریاچه مهارلو و توده‌های نمک و بازی در ساحل دریاچه، بیشتر از یک موزه یا خانه تاریخی، آن کودک یا نوجوان را مجذوب خود کند.

تقوی تصریح کرد: نباید فراموش کنیم که مقاصد گردشگری زیادی در دنیا وجود دارند که بدون داشتن آثار مهم تاریخی و با ساخت شهربازی و پارک‌های آبی جذاب، به عنوان مقصدگردشگری خانواده‌های دارای فرزند کم سن وسال محبوبیت یافته‌اند.

او گفت: با مشاهده تصاویر زیبای کاربران فضاهای مجازی از دریاچه مهارلو متوجه می‌شویم دریاچه مهارلو همین حالا و به همین شکل فعلی و بدون هیچ امکاناتی مورد بازدید گردشگران داخلی و خارجی زیادی قرار می‌گیرد اما با توجه به اینکه هیچ مکانی برای استراحت و هیچ سرگرمی خاصی برای بازدیدکنندگان وجود ندارد، دیدار گردشگران خارجی به گرفتن چند عکس و تماشای منظره دریاچه محدود می‌شود که نهایتا یک ساعت زمان میبرد و حال آنکه تمام تلاش متولیان گردشگری در بسیاری از کشورها این است که با روایتگری و داستان پردازی و خلق جاذبه‌های جدید مدت زمان ماندگاری گردشگران را در شهر خود تا حد امکان افزایش دهند.

این فعال گردشگری گفت: متاسفانه آمار دقیقی از میزان ماندگاری گردشگران خارجی در شهر شیراز و استان فارس موجود نیست ولی طبق بررسی‌های میدانی انجام شده، میزان ماندگاری گردشگران خارجی در کلان شهر شیراز نزدیک دوشب است. البته این آمار تقریبی و با احتساب بازدید از مجموعه‌های میراث جهانی تخت جمشید و پاسارگاد و سایت تاریخی نقش رستم است؛ حال که موهبتی طبیعی در کمترین فاصله مکانی به شهر شیراز وجود دارد می‌توانیم با ایجاد فضاهایی برای استراحت و بازی‌های آبی و پروازهای تفریحی باعث افزایش ماندگاری گردشگران در این مکان شویم.

تقوی عنوان کرد: هرچه گردشگران زمان بیشتری را در کنار دریاچه مهارلو سپری کنند علاوه بر بهره مندی مالی سرمایه گذاران در خود دریاچه، نرخ اشتغال واحدهای اقامتی شیراز را نیز افزایش میدهند. عکاسی از پرندگان مهاجر، دوچرخه سواری در حاشیه دریاچه، قایق سواری و تماشای شکوفه‌های بادام روستای مهارلو بخشی از فعالیت‌هایی است که می‌توان انجام داد. کوه‌های مشرف به دریاچه نیز فضای وسیع و مناسبی برای علاقه مندان به کوهنوردی فراهم کرده و منظره کم نظیری را ایجاد کرده است.

او اظهار کرد: در سال ۱۳۹۴ کارگروه طبیعت گردی فارس با حضور مدیرکل وقت محیط زیست استان، معاون گردشگری استاندار و جمعی از اعضای این کارگروه تشکیل شد. در آن جلسه طرح مدیریت گردشگری تالاب مهارلو از سوی محیط زیست مطرح شد که در یک برنامه زمان بندی پنج ساله و با صرف هزینه، زیرساخت‌هایی برای این منطقه در نظر گرفته شود تا بخش خصوصی نیز برای سرمایه گذاری اقدام کند. حتی برنامه ریزی شده بود که سه باشگاه دوچرخه سواری، قایق سواری و پاراگلایدر همگی از بخش خصوصی در این منطقه سرمایه گذاری کنند.

این فعال گردشگری گفت: اما از آن جلسه و آن تصمیمات نزدیک به ۶ سال می‌گذرد. امیدواریم پای سرمایه گذارانی به این منطقه باز شود که دلسوز محیط زیست تالاب مهارلو باشند و در کنار درآمدزایی که حق هر سرمایه گذار است، حفظ گونه‌های جانوری و به ویژه پرندگان مهاجر دریاچه، دغدغه آن‌ها باشد.

منبع:ایسنا

چمچمه گلین، آیین سنتی باران‌خواهی اقوام خراسان شمالی

آیین باران خواهی (طلب باران) در مواقع کاهش نزولات آسمانی مرسوم بوده است و از سوی مردمی انجام می‌شده که شغل بیشتر آن‌ها کشاورزی بوده و مابقی نیز برای قوت بخشیدن به برگزاری و یا همراه شدن با اجتماعات مردمی در این آیین حضور پیدا می‌کردند.

آش ویژه این آیین پس از جمع‌آوری نذورات به وسیله سرآشپز پخته می‌شود و زنان اطراف دیگ آش ایستاده و یک نفر شروع به خواندن دعای طلب باران می‌کند و بقیه دست‌ها را بالا برده و الهی آمین می‌گویند. پس از پخت آش و صرف کردن آن، مقداری از این آش به وسیله زنان جوان‌تر به در خانه‌های افرادی که در مراسم نبودند برده می‌شود.

بیشتر مراسم‌های مربوط به تمنای باران رنگ و بوی مذهبی دارد و با راز و نیاز به پیشگاه خداوند برگزار می‌شود. مردم در این آیین‌ها، واسطه‌ای بین خود و خدا قرار می‌دهند تا از این طریق رحمت خداوند شامل حالشان شود. این آیین‌ها در استان خراسان شمالی با خواندن اشعار و ترانه‌هایی به شکل دسته‌جمعی همراه است که زنان و بچه‌ها آن را اجرا می‌کنند.

برگزاری آیین باران خواهی در مناطق مختلف ایران، همواره متنوع و متفاوت بوده است.

آیین چمچه گلین، چمچمه خاتون، باران لی، کوسه کوسه و کوسه گلین از جمله آداب‌ورسوم اقوام خراسان شمالی در خصوص باران خواهی محسوب می‌شود، در اين منطقه کشاورزان هنگام خشک‌سالی که برای کشت دیم منتظر بارش بودند و برای مدتی باران نمی‌بارید، این مراسم را برگزار می‌کنند و بر این باورند که پس از انجام آن بارش به امر خدا رخ می‌دهد.

چمچمه گلین (عروس باران)

مردم خراسان شمالی پارچه‌ای، آدمک مانند (مترسک) درست می‌کنند و به چوب بلندی نصب می‌کنند که آن را در آبادی‌های شهرستان شیروان کوسه گلین و در آبادی‌های شهرستان بجنورد چمچمه گلین (عروس باران) و در برخی روستاها کوسه اونیم یا قرری ینگی می‌گویند.

از آیین‌های بسیار رایج باران‌خواهی است که مردان  و پسران برای طلب باران، عروسکی را با ظاهری مردانه می‌سازند، عروسک نماد باران است، در فصل بهار، زمانی که زراعت دیم نیاز به آب دارد و باران نبارد، عده‌ای از جوانان چوبی را که دو یا سه متر طول دارد فراهم می‌کنند و پارچه‌ای به آن می‌بندند، این چوب و پارچه روی آن چولی قزک نام دارد، سپس این چولی قزک را در دست گرفته به کوچه‌ها می‌روند و این شعر را به‌طور دسته‌جمعی می‌خوانند

 چولی قزک بارونه کن              بارون بی پا کن                    گندم به زیر خاکه              از تشنگی هلاکه

در گویش کرمانجی

کَلمَه کُت دو کُلّه              هوای گُرمه گُرمه               گندم به زیر خاکه                      از تشنگی هلاکه

در زبان ترکی

کُو سم کُو سم یار اولسن                   یاقوش یاغسون بار اُولسن

در این اشعار، روزی افراد وابسته به باران رحمت خداوند است و به این طریق کودکان با خواندن این اشعار به در خانه‌ها می‌روند و صاحبان خانه‌ها به آن‌ها شیرینی و آجیل می‌دهند.

اجرای مراسم چولی قزک و خواندن ترانه‌های باران و در واقع خواسته کشاورزان و دامداران برای بارش باران بیان می‌شود. در این آیین، یک نفر عروسک را به دست می‌گیرد و اطراف او هم عده‌ای از مردان سال‌خورده و جوانان راه می‌افتند و به در خانه‌ها می‌روند و ضمن خواندن اشعار باران‌خواهی، نیازهایی را از مردم طلب می‌کنند.

اهل هر خانه نیز پس از پاشیدن آب روی عروسک، خواستۀ بچه‌ها را می‌دهند. بچه‌ها این نیازها را که موادی خوراکی مانند آرد، روغن، گندم و یا برنج است می‌گیرند و بدین‌وسیله برای زراعت دیم، طلب باران می‌کنند تا زراعت از تشنگی درآید، اهالی هر منزل با شنیدن صدای آنان با کاسه‌های پر آب به استقبال آنان می‌شتابند و کاسه آب را به روی افراد گروه می‌پاشند، به طوری که لباس‌های اکثر آن‌ها خیس می‌شود. در بعضی از محل‌ها خوراکی نیز به افراد گروه می‌دهند، علاوه  بر این عمل، در تکایا و مساجد نیز، آش مخصوصی می‌پزند و بین مستمندان تقسیم می‌کنند تا عنایتی بشود و باران ببارد.

آیین مناطق ترک‌نشین

در روستاهای ترک‌نشین اين منطقه در اواسط بهار يا پاييز كه محصولات ديمی نياز به آب دارند، دختر دَم بختی سوار الاغ شده، همراه با زنان روستا به در خانه‌ها رفته و با خواندن شعر باران، ذکر صلوات و گرفتن نذورات هر خانه و جمع‌آوری آن آش درست كرده و در بين همسايگان پخش می‌کنند. به در هر خانه كه می‌رسند، صاحب‌خانه مقداری گندم، پول، آرد شيرين و… به آن‌ها می‌دهد این دسته جلوی در هر خانه‌ای توقف می‌کند یکی از افراد آن خانه ظرفی را پر از آب کرده می‌آورد و روی کوسا (چوم چومه) گلین می‌ریزد و از خداوند بارش باران را طلب می‌کند و به زبان تركی می‌خوانند:

چمچه خاتون چم اوسته                 الله دان یاقوش ایستده

الیم قالوب خمیرده                      بیرچه قاشق سوایسته                                                                                      چاخ داشوچاخماخ داشو               یاندو ورکلر باشو

الله جان بیر یاقوش  گندر            ایسلادا داقو وداشو

یکی دیگر از آیین‌های باران‌خواهی، پختن آش یا حلیم و تقسیم آن میان اهالی یا مستمندان است که به‌صورت گروهی و با مقدمات و تشریفات خاصی انجام می‌شود.

در برخی نقاط دیگر خراسان برای انجام مراسم آش باران خواهی مردم هر محل برای پختن آش از تک‌تک خانه‌ها اقلام مورد نیاز را جمع می‌کنند و با آن آشی به نام  یاغیش تورئنی می‌پزند. پس از پخت، برای تک‌تک خانه‌های محل كاسه آشی می‌فرستند.

در این مراسم زنان و کودکان از افرادی که شرکت کرده بودند می‌خواهند برای پخت آشی به‌منظور طلب باران کمک کنند که هر کدام از همسایه‌ها چیزی کمک می‌کنند و مقداری آب هم روی عروسک می‌پاشند و دعاها و اشعاری را زیر لب زمزمه می‌کنند، معمولاً بعد از این مراسم مردم نماز باران را به‌صورت جماعت برگزار می‌کنند.

در روستای گریوان واقع در بخش مرکزی بجنورد مراسم باران خواهی در محل چشمه پرآبی به نام سرچشمه (باش بولاق) انجام می‌شود و آش یا نهار تدارک دیده را بين اهالی محل و در راه خدا بین مستمندان و فقرا تقسیم  می‌کنند و معتقدند با تقسیم آش نذری در راه خدا باران می‌بارد.

برای انجام اين رسم مردم هر محل برای پختن آش از تک‌تک خانه‌ها اقلام مورد نیاز را جمع می‌کنند و با آن آشی به نام ترمانج می‌پزند. پس از پخت، ابتدا مقداری از آن را از ناودان خانه پايين می‌ریزند و از خدا طلب استعانت و ياری می‌کنند. سپس برای تک‌تک خانه‌های محل كاسه آشی می‌فرستند.

پخش نذری، خواندن نماز شکر و همچنین درخواست برای بارش باران با قرائت ادعیه نیز در این روز انجام می‌شود.

برگزاری مراسم آیین باران خواهی به‌صورت دسته‌های در حال حرکت مردم طالب باران که عروسک را به مکانی خاص مشایعت می‌کنند، انجام می‌شود، این حرکت دسته‌جمعی یکی از مهم‌ترین عناصر آیین باران خواهی است. که از جایی شروع و در نهایت در کنار رودخانه‌ها، چشمه‌ها و یا قنات‌ها به پایان می‌رسد تا برگزاری این آیین کامل شود.

این آیین در خراسان شمالی با شماره ۱۶۸۵ در ۲۸ آبان ماه سال ۹۷ به ثبت ملی رسیده است.

منبع:میراث آریا

خلیج‌فارس، نام، تاریخ و جغرافیا (بخش نخست)

خلیج‌فارس که حدود ۲۲۲ هزار و ۵۰۰ کیلومترمربع وسعت دارد، ۲/۶ درصد از آب‌های سطح کره زمین را شامل می‌شود. طول این دریا از ساحل عمان تا رأس خلیج‌فارس ۹۰۰ کیلومتر و عرض آن بین ۱۸۵ تا ۳۳۳ کیلومتر است. عمق متوسط این دریا بین ۲۵ تا ۳۵ متر است و گودترین نقاط آن در ساحل شمالی است، ساحل جنوبی آن عمق چندانی ندارد. چهار رودخانه بزرگ کارون، دجله و فرات و چندین رودخانه کوچک مانند جراحی و هندیجان (زهره) به خلیج‌فارس می‌ریزند.

از تنگه هرمز تا دهانه اروندرود و از آنجا تا رأس مسندام جزایر مهمی از جمله: جزیره هرمز در مدخل تنگه هرمز و مقابل بندرعباس، لارک در تنگه هرمز و در جنوب جزیره هرمز، جزیره قشم که بزرگ‌ترین جزیره خلیج‌فارس است، جزیره هنگام در جنوب جزیره قشم، دو جزیره تنب بزرگ و کوچک در جنوب قشم، جزیره فروز در جنوب ساحل بندر لنگه، جزیره کیش (قیس) در مقابل شیب کوه، جزیره ذراب یا اندارب یا اندرابی که امروز آن را هندورابی گویند، در مقابل ساحل شیب کوه و در مغرب جزیره کیش، جزیره لاوان از جزایر شیب کوه (جزایری که نام‌برده شد در استان هرمزگان قرار دارند)، جزیره خارک در شمال غربی بوشهر، جزیره خارکو و جزیره سیری در مغرب ابوموسی و جنوب فرور، جزیره عباسک در شرق بندر بوشهر و جزیره شیف در شرق بندر بوشهر.

بنابر مطالعات انجام‌شده، خلیج‌فارس در دوره‌های گذشته به‌مراتب گسترده‌تر از حال بوده، ولی باگذشت زمان در اثر رسوب‌گذاری اروندرود از وسعت آن کاسته شده است؛ خلیج‌فارس از طرف مغرب و شمال غربی به دو کشور عراق و کویت محدود می‌شود و در سمت جنوب آن، قسمتی از خاک عربستان سعودی و شبه‌جزیره قطر و سرزمین امارات متحده عربی واقع است و مشرق و جنوب شرقی آن با خاک شبه‌جزیره رأس مسندام (Rasal Massndam) مجاور بوده و از طرف شمال شرق به آب‌های دریای عمان منتهی می‌شود.

گستره نام خلیج‌فارس در منابع تاریخی

اگرچه دریای پارس نام خود را از قوم پارس که در حدود ۸۰۰ ق. م در خوزستان و سپس فارس حکومت می‌کردند، گرفته است، اما برای نخستین بار نام این دریا در متن لوگان زاگسی (Lugal Zagesi) پادشاه اروک آمده است. پیش از آنکه قوم آریایی بر ایران تسلط پیدا کنند، آشوری‌ها این دریا را در کتیبه‌های خود به نام نامرتو (Narmarratu) که به معنی رود تلخ است، یاد کرده‌اند، احتمالاً این قدیمی‌ترین نامی است که از خلیج‌فارس باقی‌مانده است.

در تمدن ایلامی در هزاره سوم قبل از میلاد که حدود جنوب این امپراتوری را در برمی‌گرفت و به بوشهر کنونی (لیان قدیم، به قول یونانیان مزامبریا) محدود می‌شد، سنگ نبشته‌هایی به دست آمد که بیانگر توجه ایلامی‌ها به سواحل خلیج‌فارس است. با تشکیل امپراتوری هخامنشی و تصرف فینیقیه و مصر، هخامنشیان به ضرورت توسعه و نفوذ خود در دریاها پی بردند. اقدام داریوش در شناسایی مسیرهای دریایی نشان می‌دهد که این پادشاه به منطقه خلیج‌فارس توجه خاصی داشته است.

اگرچه نام دریای پارس به صورت مستند در آثار مورخان و جغرافی‌دانان یونانی آمده، اما در کتیبه‌ای که از داریوش هخامنشی در تنگه سوئز مصر یافت شد، عبارتی به این مضمون آمده که: «درایه تی هچا پارسیا آئی تی» که زبان‌شناسان آن را به این صورت معنی کرده‌اند: دریایی که از پارس می‌رود (سر می‌گیرد)؛ چنان‌که ملاحظه می‌شود، از این دریا به‌عنوان دریای پارس یادشده است. (منتظر القائم، ۱۳۸۴:۲۴۷)

بیش از سیزده تن از مورخان و جغرافی‌دانان یونانی و رومی مانند هکاتائوس (۴۸۰ ق. م)، ویکائرخوس (۳۰۰ ق. م)، آراتستن (۲۱۰ ق. م)، هیپارخوس (یا هیپارک) (۱۳۰ ق. م)، پوزیروتیوس (یک ق. م)، استرابو (یک ق. م)، پومپوتیوس (یک میلادی)، کنت کورث (یک میلادی)، فلاریوس آریانوس (۱۴۰ میلادی)، بلطمیوس (قرن دوم میلادی)، پری اجب (۳۰۰ میلادی) و اوروزیوس (۴۰۰ میلادی) در آثار خود خلیج‌فارس را به‌ نام سینوس پرسیگوس، پرسیکوم ماره، پرسیکون کاای تاس آورده‌اند. (پاسورث ۱۳۸۴:۲۹)

تا قبل از نئارخوس (Nearchus) (۲۴-۳۲۵ ق. م) برداشت‌های جغرافیایی از خلیج‌فارس مبهم بود و نویسندگان یونانی، خلیج‌فارس، خلیج عدن و دریای سرخ را تحت عنوان دریای اریتره، نام‌گذاری کرده بودند. (چیت‌ساز، ۱۳۸۴:۲۰۲)

فلاویوس آریانوس (Flavius Arrianus) که در قرن دوم میلادی زندگی می‌کرد، در کتاب معروف خود آنابازیس (Anabasis) از سفر دریایی نثارک که به دستور اسکندر مأموریت داشت از رود سند به دریای عمان و خلیج‌فارس برود و به مصب فرات داخل شود، سخن گفته و نام این دریا را پرسیکون کا‌ای تاس (Persikon Kaitas) نوشته که ترجمه تحت‌اللفظی آن خلیج‌فارس است.

کلودیوس پتوله مااوس (Cloudius Ptolemaeus) یا بطلمیوس معروف که از بزرگان علم هیئت و جغرافیای قدیم است و در قرن دوم قبل از میلاد زندگی می‌کرده، در کتاب بزرگی که در علم جغرافیا به زبان لاتین نوشته از این دریا به‌عنوان پرسیکوس سینوس یاد می‌کند. بنابراین همان‌گونه که نوشتیم بسیار از مورخان و جغرافی‌دانان مشهور یونانی و رومی نام این آبراه مهم را دریای پارس نوشته‌اند.

نام خلیج‌فارس در منابع دوران اسلامی

در کتاب‌های معتبر جغرافیایی و تاریخی که در سده‌های نخستین اسلامی تألیف شده‌اند و به مناسبتی از دریای پارس نامی به میان آمده، از این دریا با نام بحر فارس، البحر الفارسی، الخلیج الفارسی و خلیج‌فارس یاد شده است.

بعضی از جغرافی‌دانان اسلامی معتقدند که بحر الفارسی به گستره آبی وسیعی اطلاق می‌شده است و محدوده‌ای که امروز به نام خلیج‌فارس شناخته می‌شود، تنها قسمتی از دریای پارس به شمار می‌رود.

ابن فقیه که کتاب خود را با عنوان مختصر کتاب البلدان در سال ۲۷۹ هجری تألیف کرد، از این دریا به‌ نام بحر فارس یاد کرده است.

ابن رسته در کتاب الاعلاق النفسیه که در سال ۲۹۰ هجری در اصفهان تألیف شده و ابوالقاسم عبیدالله بن احمد بن خردادبه که در قرن چهارم هجری می‌زیسته در کتاب معروف المسالک و الممالک و ابواسحاق ابراهیم بن محمد الفارسی الاصطخری که در قرن چهارم هجری می‌زیسته است در کتاب المسالک و الممالک از این آبراه مهم با عنوان بحر الفارسی یاد کرده‌اند.

اصطخری دراین‌باره می‌نویسد: «بدان که دریای پارس شعبه‌ای از دریای محیط است که این دریا از صین (چین) بیرون می‌آید و از شهر واق‌واق می‌گذرد تا می‌رود بر حدود شهرهای سند و هند و کرمان تا آنجا که به پارس می‌رسد.» (اصطخری، ۱۳۴۰:۱۰۷)

مؤلف کتاب حدود العالم من المشرق الی المغرب پس از توضیح درباره حدود بحر الاعظم به پنج خلیج اشاره می‌کند که یکی از آن‌ها خلیج پارسی است. او در این باره می‌نویسد: «و چهارم خلیج پارس خوانند که حد از پارس برمی‌گیرد با پهنای اندک تا به حدود سند رسد.» (مینورسکی، ۱۳۷۲:۹۴)

همچنین ابوالحسن علی بن الحسین بن علی المسعودی در دو کتاب مشهور خود مروج الذهب و معادن الجوهر و التنبیه و الاشراف و مقدسی در کتاب البدء و التاریخ و ابن حوقل در کتاب صوره الارض که آن را به سال ۳۶۷ قمری به پایان رسانده، آن را بحر الفارس نامیده‌اند.

ابن بلخی در کتاب فارسنامه، یاقوت حموی در معجم البلدان، ابوعبدالله زکریا بن محمد بن محمود قزوینی در کتاب آثار البلاد اخبار العباد و حمدالله مستوفی در کتاب نزهه القلوب و ده‌ها مورخ و جغرافی‌دان مسلمان دیگر این خلیج را خلیج‌فارس (بحر فارس) نامیده‌اند (مشکور، بی‌تا؛ ۴۵-۴۲)

محمدجواد مشکور در مقاله‌ای با عنوان نام خلیج‌فارس که به مناسبت برگزاری درس گروهی خلیج‌فارس آن را نوشته و اداره‌کل انتشارات و رادیو در جلد اول مجموعه مقالات خلیج‌فارس به چاپ رسانیده است، بیش از چهل کتاب و مأخذ معتبر معرفی می‌کند که نویسندگان آن آثار، نام این دریا را خلیج پارس معرفی کرده‌اند. شایان‌ذکر است که خلیج العربی در کتاب‌های تاریخی و جغرافیایی قدیم مطلقاً به دریای سرخ که بین تنگه باب المندب و کانال سوئز قرار دارد، اطلاق می‌شد و به مناسبت شن‌های سرخ ساحل آن را به یونانی اریتره (Erithree) و به لاتین ماره روبروم (Marerubrum) یعنی دریای سرخ و بحر قلزم می‌خواندند.

منبع:میراث آریا

خلیج‌فارس و هویت سرزمین ایران

عیلامیان در هزاره‌های پیش از میلاد، خلیج فارس را به عنوان مادر مقدس می‌شناختند و پس از آن نیز اقدامات اقتصادی و امنیتی هخامنشیان و ساسانیان همه و همه نشان از نقش پر رنگ و جایگاه ویژه خلیج فارس دارد‌.

خلیج فارس پیوند دیرینه‌ای با هویت ایرانی، قلمرو سرزمینی و تاریخ و فرهنگ ایران دارد. از همان بدو شکل‌گیری نخستین حاکمیت‌های سیاسی در فلات مرکزی ایران، خلیج فارس نقشی حیاتی و تاثیرگذار در معادلات اقتصادی، بازرگانی و سیاسی حکومت‌ها ایفا می‌کرده است.

به‌نوعی می‌توان این آبراهه مهم در خاورمیانه را مشترک در سرنوشت هویت سرزمینی ایرانیان و سایر ملت‌هایی دانست که مراوداتشان از طریق این منطقه انجام می‌شده است.

اهمیت خلیج فارس تا بدان جا بوده است که در کتیبه‌ها و متون تاریخی مکشوفه از اولین تمدن‌های شکل گرفته در بین النهرین تا فلات مرکزی ایران به آن اشاره شده است.

اهمیت یافتن راه‌های دریایی که به واسطه نا امن شدن راه‌های زمینی در کانون توجه حاکمان وقت قرار می‌گرفته است، در کنار جایگاه مهم بازرگانی و تجارت، نقش و اهمیت خلیج فارس را در معادلات حاکمان زمان دو چندان می‌کرده است.

توجه عیلامیان به خلیج فارس در هزاره‌های پیش از میلاد که آن را به عنوان مادر مقدس می‌شناختند، در کنار اقدامات اقتصادی و امنیتی هخامنشیان و ساسانیان که بر رونق و شکوفایی اقتصاد تجاری آن افزود، همه و همه نشان از نقش پر رنگ و جایگاه ویژه خلیج فارس دارد.

کرانه‌های جنوبی و شمالی خلیج فارس در ادوار مختلف تاریخی همواره بخشی جدایی ناپذیر از سرزمین ایران بوده‌اند، در برهه‌های زمانی گوناگون هنگامی که نظارت سیاسی حکومت مرکزی بر روی کرانه‌ها و سواحل خلیج فارس دچار سستی می‌شده است، حکومت‌های بومی قدرت یافته در کرانه‌های جنوبی خلیج فارس به سواحل شمالی و ایرانی نشین نزدیک می‌شدند و این مناطق را تحت سیطره خود در می‌آوردند.

مجموع این اقدامات منجر به اقدامات بازدارنده از سوی حاکمیت سیاسی وقت در ایران می‌شد و مبانی رفتاری ایران را از برخوردهای تعاملی به تعارضات منطقه‌ای تبدیل می‌کرد.

اهمیت خلیج فارس در چهار راه حوادث خاورمیانه به اندازه‌ای مهم بوده است که دولت‌های اروپایی از قرن هفدهم تا قرون بیست و یک ارزش آن را درک کرده و به جایگاه مهم آن واقف بودند، به نحوی که لرد کرزن نایب السطنه دولت بریتانیا در هندوستان شناخت منافع سیاسی انگلستان را در گرو شناخت خلیج فارس می‌دانست و بر ارزش و اهمیت این آبراهه مهم و استراتژیک تاکید می‌کرد.

بنابراین و بر اساس چنین نقش و اهمیت والایی که خلیچ فارس در مقاطع گوناگون تاریخ داشته است و به تناسب اهمیتی که حکمرانان وقت در معادلات خود به این منطقه مهم می‌داده‌اند، می‌توان وحدت و هویت سرزمینی ایران را در پیوستگی با خلیج فارس دانست.

منبع:میراث آریا

موزه منطقه‌ای خلیج‌فارس و رسالت تاریخی آن

موزه‌ها در گستره دنیای امروزی با توجه به نوع نگاهی که دولت‌ها و حاکمیت‌ها به آن دارند و بسته به نوع و میزان تأثیرگذاریی که که بر فرهنگ مردمان آن سرزمین در نهادینه کردن تاریخ و فرهنگ ملی یک کشور دارند، دسته‌بندی می‌شوند.

در ایران اما جایگاه موزه‌ها آنگونه که باید نیست و موزه‌ها معمولا در انتقال و رسانیدن مفهوم تاریخ و فرهنگ گذشته‌های دور ایران زمین که در سیر زمان و یا یک برهه زمانی خاص به عنوان کنشگران سیاسی، فرهنگی و اقتصادی گذشته‌های دور ایران، نقش پویایی ایفا کرده‌اند با نقصی عمده روبه رو است.

با این وجود و با تمام کمبودهای موجود در نقاط مختلف کشور، موزه‌های مختلفی تأسیس و ایجاد شده‌اند که با توجه به ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های موجود هر یک به فراخور ظرفیت‌های موجود کشوری و یا استانی، در صدد ایفای رسالت تاریخی خود برآمده‌اند.

از میان موزه‌های موجود، موزه منطقه‌ای خلیج فارس بوشهر که چند ماهی بیشتر از گشایش آن نمی‌گذرد با توجه به ظرفیت‌ها و قابلیت‌هایی که دارد می‌تواند به عنوان یک موزه تخصصی که مختص تاریخ و فرهنگ خلیج فارس است نقشی محوری در کرانه‌ها و سواحل شمالی خلیج فارس ایفا کند.

همانگونه که از نام این موزه بر می‌آید، یک موزه منطقه‌ای است و و مناطق عمده‌ای‌ای در سواحل خلیج فارس را که شامل بوشهر، خوزستان و هرمزگان است را مبنی قرار داده و به معرفی فرهنگ تاریخی و تمدنی خلیج فارس از دوران پیش از تاریخ تا دوران معاصر در این مناطق اختصاص دارد.

محل استقرار موزه منطقه‌ای خلیج فارس، محلی است که خود ریشه در تاریخ و فرهنگ مردمان بوشهر دارد که پیوند آنان با خلیج فارس به مانند سایر مناطق همجوار خلیج فارس از خوزستان گرفته تا هرمزگان پیوندی عمیق و ستودنی است.

کنسولگری دولت بهیه بریتانیا واقع در عمارت سبزآباد بوشهر، دارای تاریخی بس طولانی است. این عمارت نماد قدرت نمایی دولتی بوده است که زمانی اروپا، آسیا، آفریقا و خلیج فارس در ید قدرتش بود و بنا به قولی آفتاب در امپراطوریش هیچ گاه غروب نمی‌کرده است.

اما امروز چه سخن‌ها که که این کنسولگری با خود برای اهل معنی دارد. امروزه که نام خلیج فارس بر تارک این عمارت می‌درخشد، تداعی کننده تاریخ پر فراز و نشیب مردمان سرزمینی است که در بزنگاه‌های حساس تاریخی و در اوج اعتبار و هبوط و انحطاطهای زمانه همواره در راستای وحدت سرزمینی ایران کوشیده‌اند و نام وطن، پیوسته بر زبانشان جاری و با مهرشان عجین بوده است.

آری اینچنین است که موزه منطقه‌ای خلیج فارس در کنسولگری سبزآباد تصویرگر قدمت عیلامیان، اقتدار هخامنشیان، رزم آوری اشکانیان، اندیشه‌های ساسانیان، دریانوردی سیرافیان، رونق و شکوفایی هرمز و رشادت‌های امام قلی خان، کیاست شاه عباس، وطن پرستی نادرشاه، عطوفت کریم خان، خواستن‌ها و نتوانستن‌های قاجارها و تدبیرهای تیمورتاش است.

منبع:میراث آریا

یا رمضان، میراث کهن قوم ترکمن در ماه رحمت الهی

برخورداری از تنوع اقوام یکی از ویژگی‌هایی است که استان گلستان به آن اشتهار دارد، این تنوع موجب شده اقوام مختلف این استان همچون دیگر نقاط کشور، آداب‌ورسوم خاصی در ماه رمضان داشته باشند.

یکی از باشکوه‌ترین آیین‌های ماه مبارک رمضان و از رسوم به‌جامانده از گذشته در بین ترکمن‌های استان گلستان آیین یا رمضان است، اين مراسم نمونه‌ای از احسان، نيكوكاری و كمک دسته‌جمعی مردم، به مستمندان هر محل است.

ترکمن‌ها بر این عقیده‌اند که برگزاری مراسم یا رمضان باعث افزایش برکت در منزل و حفظ سلامتی اعضای خانواده می‌شود.

نحوه برگزاری آیین یا رمضان

اين آيين بعد از نماز تراويح در شب چهاردهم ماه لیله البدر انجام می‌شود. امام جماعت مسجد، مراسم یا رمضان را در شبستان مسجد برای نمازگزاران اجرا کرده، سپس گروه مجری به همراه افراد جوان به‌طرف منزل اهالی محل به راه می‌افتند و امام یا نماینده او شعر یا رمضان را خوانده و افراد به‌صورت جمعی در آخر هر بيت الله می‌گويند. این کار تا پاسی از شب ادامه یافته و تا آخرین خانه به شعرخوانی می‌پردازند.

در ابتدا برای اجرای مراسم نیاز به تشکیل گروه در هر محل است که غالباً نماینده امام جماعت مسجد به عنوان سرگروه، برای خواندن اشعار و یک نفر نیز به عنوان مسئول جمع‌آوری صدقات و نذورات انتخاب می‌شود. پس از آن مراسم را شروع کرده و به تمام خانه‌ها می‌روند و شعرخوانی می‌کنند.

افراد جوان و یا کودکان محل نیز این گروه را همراهی می‌کنند. اين افراد در برابر هر خانه سر و صدا به راه می‌اندازند، تا اهالی خانه با شنيدن آن از خانه بيرون ‌آيند و هدايای خود را كه اغلب مواد غذايی مثل آرد، برنج، نان، كشمش، قند، گندم و يا پول است، به فردی كه كيسه به دست دارد، تحويل دهند.

در پایان مراسم سایر افراد پراکنده شده و تنها کسانی كه كيسه‌های هدايا را به پشت خود گرفته‌‎اند، به مسجد محل می‌روند و هدايا را به امام جماعت و چند نفر از ریش‌سفیدان تحويل می‌دهند، سپس اين هدايا به وسیله آنان و با توجه به شناختی كه از قبل از وضعیت مالی اهالی محل دارند، بين نيازمندان در همان شب تقسیم می‌شود تا با خيالی آسوده به روزه‌داری خود ادامه دهند.

مردم در این شب تا سحر بیدار می‌مانند و به بازی و شادی در کوچه و خیابان مشغول‌اند و شهر در تکاپو است. زنان مسن‌تر در کوچه‌ها و معابر شهر دور هم جمع می‌شوند و به لاله خوانی می‌پردازند. کودکان و جوان‌ها نیز در کوچه‌ها به بازی‌هایی از جمله تاب‌بازی (چاتما) سرگرم می‌شوند.

در اینجا به نمونه‌ای از شعر آیین يا رمضان اشاره می‌کنیم:
۱- سلام‌علیکم ياتان كيشي لر/ سلام بر کسانی که خفته‌اند
كيرپگی كيرپگه يتان كيشی لر/ ابرو به ابرو دوخته‌اند
نماز اوقاب روزه توتان كيشی لر / نماز خوانده، روزه گرفته‌اند
محمد امتی يا رمضان (الله)/ ای امت محمد، یا رمضان (الله)
۲- رمضان آی لری گلر گچر/ ماه رمضان، همچنان می‌آید و می‌گذرد
آي نگ اون دوردينه يالقمين سچر / در شب چهاردهم نورافشانی می‌کند
آطينی ايرلاب مونر ده قاچار/ اسب خود را زین کرده، فرار می‌کند.
محمد امتی يا رمضان(الله)
۳- بيزا سيزی بای گورديک/ ما شمارا توانمند دیدیم
توينونگزده آی گورديک/ بر بالای خانه‌تان، ماه دیدیم
آلتين بيله آپارديق، كوموش بيلان قوپارديق/ با طلا بردیم، با نقره از جا کندیم
آز برانينگ غيزی بولسين/ کسانی که کم بدهند، نوزادشان دختر باشد
كوپ برانينگ اوغلی بولسين/ کسانی که بیشتر بدهند، نوزادشان پسر باشد
محمد امتی يا رمضان (الله)

اشعار آیین یا رمضان دارای گونه‌های مختلفی است، این سروده‌ها به‌طور کلی به دو بخش بزرگ‌سالان و کودکان تقسیم‌بندی می‌شود اما به لحاظ قالب شعری به چهار گونه متفاوت شامل کودکانه یا گونه شعری مسمط، یازده‌ هجایی، رباعی چهار مصراعی و هفت ‌هجایی، مثنوی و هفت ‌هجایی و منظومه بلند رایج است.

یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های این نوع آداب، وجود حس همکاری و همیاری در بین مردم یک قوم است، در واقع این آیین با روح معنوی رمضان گره‌خورده و کاملاً رنگ مذهبی به خود گرفته است.

عطرآگین کردن فضا با نام الله، رنگ خدایی بخشیدن، دستگیری از مستمندان، حفظ و تقویت روحیه روزه‌داری و زنده نگه‌داشتن سنت انفاق و صدقه از حکمت‌ها و فلسفه این مراسم است.

مراسم آیینی‌مذهبی یا رمضان قوم ترکمن به شماره ملی ۱۵۵۲ مورخ ۹ اسفند سال۹۶ در فهرست ثبت آثار میراث ناملموس استان گلستان قرار گرفت.

منبع:میراث آریا

آداب ‌و رسوم ماه مبارک رمضان در استان سمنان

از دیرباز تاکنون یک یا چند روز مانده به ماه رمضان، مردم استان سمنان به پیشواز این ماه رفته و گرفتن روزه را آغاز می‌کنند. علاوه بر آن با گردگیری، غبارروبی و نظافت منازل و مساجد به استقبال ماه رمضان می‌روند. دعوت از روحانی برای برپایی نماز جماعت و بیان احکام شرعی در طول ماه مبارک رمضان در نقاط روستایی از دیگر آداب مربوط به این ماه است. در برخی شهرها و  روستاهای استان سمنان زنان به مناسبت فرا رسیدن این ماه، به سر و دست و پاهای خود حنا می‌بندند، این آیین همراه با ذکر صلوات و نیایش انجام می‌شود. تهیه مایحتاج مورد نیاز ماه رمضان در نقاط شهری و روستایی از چند روز مانده به آغاز این ماه عزیز مرسوم است. در شهر مجن شستشوی وسایل خانه و مالیدن دوغاب گل قرمز به نمای دیوارهای کاه‌گلی در استقبال از رمضان انجام شده و در دیگر نقاط، تهیه آرد برنج و گندم برای پخت حلوا مورد توجه زنان کدبانو و خانه‌دار است.

آداب سحر و افطار

در گذشته، در شب‌های ماه رمضان و به هنگام سحر افرادی خوش‌صدا بر روی پشت بام خانه خود و یا مسجد رفته و اقدام به خواندن دعا و مناجات  می‌کردند و  گاهاً این افراد در حین گذر از کوچه‌های هر محله با خواندن ادعیه سحرگاهی اقدام به بیدار کردن اهالی در وقت سحر می‌کردند. این کار در اصطلاح محلی، شب خوانی (شو خوانی) گفته می‌شود. امروزه صدای دعا و مناجات از بلندگوی مساجد نقاط شهری و روستایی به گوش می‌رسد. کوبیدن بر روی ظروف مس و طبل از دیگر روش‌های آگاه کردن اهالی در هنگام سحر بوده است. بیدار کردن اهالی یک کوچه، یا محله از سوی فردی از همسایگان نیز متداول است. زدن زنگ خانه و یا کوبیدن دیوار خانه‌هایی که در مجاورت یکدیگر هستند، از جمله روش‌های اعلام هنگام سحر در منطقه است.

در برخی روستاهای استان علاوه بر شب خوانی و پخش مناجات، اهالی از بانگ خروس و یا موقعیت ستارگان آسمان به وقت سحر پی می‌برند. نمونه‌ای از مناجات شو خوان‌ها:

الله تویی، مرد تویی، دانایی، از مورچه‌ای که دم زند در ته چاه

از دم زدن مور آگاه تویی یا الله   یا رب تو گناهان مرا دو نیمه کن در عرصات      نیمی به حسن بخش، نیمی به حسین.

اهالی روستای عشقوان در منطقه خوارتوران مراسم شب خوانی را چووشی (چاوشی)  می‌گویند. هنگام غروب آفتاب و به گوش رسیدن صدای اذان، وقت افطار و باز کردن روزه است. زنان برای تهیه افطار از هنگام ظهر مشغول پخت غذا و تهیه سفره افطاری می‌شوند. مرسوم است که پس از صرف افطار، مردان و زنان، خود را به مسجد محل رسانده و نماز مغرب و عشاء را به جماعت می‌خوانند. در برخی مساجد نیز نماز جماعت قبل از باز کردن روزه اقامه می‌شود. به‌طورکلی حضور افراد در نمازهای جماعت یومیه در ماه مبارک رمضان بیشتر مورد توجه است. مردان و زنان پس از خواندن نماز جماعت ظهر و عصر به تلاوت  قرآن می‌پردازند. قرائت یک جزء از کلام ا.. مجید در هر روز از ایام این ماه مورد توجه اهالی منطقه است. جلسات تلاوت قرآن در طی سی روز ماه مبارک از سوی زنان در خانه‌ها و یا زینبیه بر پا می‌شود.

در برخی نقاط پس از ختم کامل قرآن، هر کس به فراخور وسع مالی خود مقداری نبات، نقل، برنج و یا گلاب به  جلسه آورده و به نیت برکت بین حاضران پخش می‌کند. دعوت از دوستان، اقوام و آشنایان برای صرف افطار از دیگر رسومی است که در این ایام برگزار می‌شود. برخی اهالی شهر دامغان در اولین جمعه ماه مبارک رمضان در خانه‌های خود نماز جعفر طیار می‌خوانند.

خوراک

اهالی استان سمنان در ماه مبارک رمضان برای وعده سحری از غذاهایی چون برنج و خورش و گاهاً ته‌چین و آبگوشت استفاده می‌کنند.آن‌ها به هنگام غروب آفتاب و با شنیدن اذان، روزه خود را با قدری آب گرم، نمک و یا خرما باز کرده، سپس غذای افطاری که شامل کوکو، نان، پنیر، سبزی، سوپ و یا انواع آش است را میل می‌کنند. در برخی نقاط تهیه خوراک‌هایی چون شیر برنج، فرنی، شله‌زرد، حسّو (در شهر شاهرود)، لرزان (شاهرود، دامغان)، آروشه و حلوای آروشه (سمنان و توابع) اقدام می‌شود. در شهرستان دامغان پخت کشمش‌پلو برای اولین شب از ماه مبارک رمضان مرسوم است.

در باور اهالی، حضرت علی (ع) برای افطار نان جو و خرما میل می‌کرده، بر این اساس برخی نیز روزه خود را با نان و خرما افطار می‌کنند. پخت انواع نان به خصوص نان‌های روغنی در طول ماه رمضان مرسوم است. پرداخت هزینه نانوایی‌هاو توزیع نان صلواتی از دیگر آداب حسنه این ایام است.

مراسم شب‌های قدر

اهالی استان در شب‌های قدر (شب‌های ۱۹، ۲۱ و ۲۳ رمضان) پس از صرف افطار در مسجد محل خود حضور یافته و با خواندن قرآن و دعاهای جوشن کبیر، مجیر، افتتاح و ذکر مصیبت به شب‌زنده‌داری اقدام می‌کنند. سخنرانی وعاظ در ارتباط با شهادت حضرت علی (ع) و عزاداری از دیگر مراسم شب‌های قدر است. در برخی از مساجد نقاط شهری و یا روستایی گستردن سفره سحری برای پذیرایی از عزاداران مرسوم است. زنان در شب‌های قدر خرما، انواع نان محلی، شله‌زرد و … بین عزاداران تقسیم می‌کنند. در نقاط مختلف استان سمنان زنان و مردان در لیالی قدر هم‌زمان با خواندن هر بند از دعای جوشن کبیر بر روی ظرفی از قند، نبات، نقل و یا خرما دمیده و خوردن آن را به نیت شفا و تبرک توصیه می‌کنند. همچنین گره زدن بر روی نخ به هنگام خواندن دعای جوشن کبیر پس از قرائت هر بند از دعا از سوی برخی از زنان مرسوم است. نخ صد بند (گره) را برای گشایش کار و بخت‌گشایی دختران در میان قرآن نگه می‌دارند. در شهر شاهرود، زنان هم‌زمان با تلاوت دعای جوشن کبیر ظرفی از آب حاوی زعفران را نزد خود نگه‌داشته و با خواندن هر بند از دعا بر آن می‌دمند تا به‌عنوان تبرک آن را با خود به خانه ببرند. انجام غسل شب احیاء، خواندن نماز صد رکعتی و … از دیگر آداب و اعمال مربوط به شب‌های قدر است. در روستای جزن دامغان نیز در این شب‌ها دسته‌های زنجیرزن از مساجد و حسینیه‌های محل به راه افتاده و با گذر از معابر و کوچه‌ها به زنجیرزنی و عزاداری می‌پردازند.

شهادت حضرت علی (ع)

در شب‌های قدر اهالی نقاط مختلف شهری و روستایی سمنان، اقدام به برپایی مجالس عزاداری می‌کنند. پوشیدن لباس سیاه به نشانه عزا و ماتم در ایام شهادت حضرت علی (ع) امری متداول است.

 بنا بر باوری کهن اهالی نقاط مختلف استان کار کردن در روز ۲۱ ماه رمضان را حرام دانسته و در مجالس عزاداری حضور می‌یابند. در نقاط شهری با فرا رسیدن این مناسبت حرکت دسته‌های سینه‌زنی از اماکن مذهبی و  مساجد آغاز شده و عزاداران  با گذر از معابر و خیابان‌ها چنین می‌گویند:

وای علی کشته شد                         شوهر زهرا چه شد

حرکت این قبیل دسته‌ها غالباً به اماکن مقدس همچون امامزاده، مساجد و یا گلزار شهدا ختم می‌شود.

در روستای کوه زر با فرار رسیدن ۲۱ رمضان برخی اهالی به نیت اموات خود نان فتیر پخته و بین سایرین  تقسیم می‌کنند. اهالی نقاط کویری استان سمنان در روز شهادت حضرت علی (ع) از انجام فعالیت‌های روزمره خودداری کرده و مرسوم است که دامداران شیر دام‌های خود را در این روز به فقرا و نیازمندان داده و یا برای تهیه افطار و پذیرایی از نمازگزاران به مساجد محل می‌دهند.

اقدام اهالی نقاط مختلف برای گستردن سفره افطاری در لیالی قدر بسیار چشمگیر است. تهیه و تقسیم کردن خیرات برای آمرزش اموات نیز در این شب‌ها مورد توجه اهالی منطقه است.

شب ۲۷ ماه رمضان

در باور برخی اهالی، نزول قرآن در این شب انجام شده و بر این اساس برخی تا پاسی از شب به احیاء و شب‌زنده‌داری در مساجد می‌پردازند. زنان سمنانی، گرمساری و دامغانی در این روز برای شادی ناشی از کشته شدن قاتل ملعون امام علی (ع) بر دست و پای خود حنا می‌مالند.

برخی زنان در این روز گوش دختران خود را سوراخ کرده و برای آن‌ها گوشواره می‌خرند. گفتنی است که در شهرهای شاهرود، گرمسار و روستای جزن برخی زنان در بین نماز ظهر و عصر با اندکی پارچه، نخ و سوزن کیسه‌ای کوچک دوخته و سکه‌ای را به نیت تبرک درون آن می‌گذارند، شاهرودی‌ها آن را کیسه ُمراد نامیده و برای برآورده شدن حاجت آن را تا سال دیگر نزد خود نگه می‌دارند. همچنین در شهر شاهرود خوردن کله پاچه در این شب برای افطار مرسوم است. اهالی  بر این باورند که در این شب ابن ملجم قاتل امام علی(ع) کشته شده است.

عید فطر

در آخرین روز از ماه مبارک رمضان، اهالی نقاط مختلف خود را برای فرا رسیدن عید رمضان مهیا می‌کنند. برای این منظور غسل کرده، لباس تمیز یا نو پوشیده و به استقبال عید فطر می‌روند. رؤیت هلال ماه شوال نشانی بر پایان ماه مهمانی خدا است که این امر در گذشته از سوی افراد خبره و مطلع به اطلاع مردم رسانده می‌شد و امروزه از طریق رسانه‌های جمعی اعلام می‌شود.

هنگام افطار آخرین شب از ماه رمضان اعضای هر خانواده  بنا بر قوت غالب فطریه خود را دست‌به‌دست چرخانده و آن را برای افراد مستمند کنار می‌گذارند. در منطقه کویری اگر زکات فطریه، گندم و یا اقلامی دیگر به‌غیر از پول باشد آن را داخل ظرفی ریخته و دست‌به‌دست می‌گردانند. مرسوم است که اعضای خانواده هر یک بر روی  گندم یا برنج دست‌ زده و سپس آن را به فقرا می‌دهند.

در روستای نام نیک در منطقه کالپوش به مناسبت عید فطر فردی که به‌تازگی پدر شده کفش‌های خود را وزن کرده و همان مقدار گندم یا برنج به فقرا می‌دهد.

نماز عید فطر هم‌زمان با طلوع خورشید با ذکر اللهم لبیک در  نقاط شهری و روستایی بر پا می‌شود. صله‌رحم، زیارت اهل قبور و اماکن مقدس و دید و بازدید از جمله آداب این عید فرخنده است. دیگر اینکه اهالی هر محل به دیدن خانواده‌هایی که به ‌تازگی عزیزی را از دست داده‌اند و به‌اصطلاح نوعید دارند می‌روند، عیادت از بیماران و بردن هدیه برای نوعروسان از دیگر آداب این روز است.

در بر خی نقاط نیز تمام خانواده‌های عزادار برای این منظور در مسجد محل گرد هم آمده و اهالی به دیدن آن‌ها می‌روند. مرسوم است که صاحبان  عزا از مهمانان خود با شیر، خرما، نان و میوه پذیرایی می‌کنند.

 مصالحه و آشتی دادن افرادی که کدورتی از یکدیگر به دل دارند از دیگر آداب مرسوم در روز عید فطر است.

منبع:میراث آریا

دستکندهای اشتهارد

در محدوده‌ی روستای «صحت آباد» و «قشلاق دایلر» شهرستان اشتهارد استان البرز یک مجموعه معماری دستکند صخره‌ای شناسایی شده است. در معماری دستکند، فضاهای دلخواه با برداشتن توده‌ی صخره‌ای و ایجاد فضای معماری در دل صخره‌ها ایجادشده است. با توجه به موقعیت جغرافیایی این منطقه که به بیابان اشتهارد نزدیک است وجود چنین معماری صخره‌ای در این منطقه یک مورد خیلی خاص است که نیاز به رسیدگی ویژه دارد.

دستکندهای کشف‌شده در اشتهارد درواقع در یک نقطه بیابانی ایجادشده که در فاصله‌ی کمی از دامنه‌های جنوبی البرز قرار دارد و این امر موجب شده تا معماری دستکند اشتهارد تافته‌ای جدا بافته در قیاس با دیگر معماری‌های صخره‌ای ایران همچون میمند و کندوان باشد.
کارشناسان باستان شناس استان البرز در محوطه‌ی دستکند به بقایای سفال‌هایی دست پیداکرده‌اند که بیشتر آن‌ها متعلق به دوران اسلامی و اواخر سده‌های سوم و چهارم تا دوره صفوی است، اما چند تکه سفال دوره اشکانی هم شناسایی شده است که کاوش‌های باستان‌شناسی در این منطقه می‌تواند تاریخ دقیق شکل‌گیری محوطه را هویدا کند.
در نزدیکی این مجموعه معماری صخره‌ای شهرستان اشتهارد ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های ویژه‌ای همچون رود شور، دریاچه نمک، بیابان، کوه‌های رنگی، غار نمکی و بافت تاریخی شهرستان اشتهارد وجود دارد که همگی در کنار هم شرایط خاصی را در بحث گردشگری آنجا ایجاد می‌کند.

منبع:ایسنا

۴۱ زیبای خفته ایرانی در خلیج فارس

حدود ۹۵ جزیره در خلیج فارس وجود دارد که بیش از ۴۰ جزیره در جغرافیای ایران قرار گرفته است. بیشتر این جزیره‌ها زیستگاه گونه‌های جانوری، پایگاه نفتی و غیرمسکونی است و فقط در دو جزیره ایرانی زیرساخت گردشگری وجود دارد.

به گزارش ایسنا، خلیج فارس حوزه مشترک ایران، بحرین، کویت، عمان، قطر و عربستان سعودی است. از بین این کشورها بیشترین جزایر متعلق به ایران است. بحرین که یکی از جزایر خلیج فارس نیز محسوب می‌شود، هفت جزیره دیگر را در مالکیت دارد. ۹ جزیره دیگر در محدوده کویت، پنج جزیره متعلق به عمان، هفت جزیره در حوزه استحفاظی قطر، ۱۱ جزیره در اختیار عربستان و ۱۶ جزیره دیگر در مالکیت امارات متحده عربی است. البته اختلافاتی بین ایران و امارات بر سر مالکیت جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک، زرکوه و آریانا وجود دارد، هرچند اسناد و قراردادهای تاریخی مالکیت ایران بر سر این جزایر را اثبات و تایید می‌کند.

به جز قشم و کیش، که نام‌آشناتر از سایر جزیره‌های خلیج فارس هستند، هرمز، ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک، هندورابی، لاوان، هنگام، ناز، لارک، سیری، فرور بزرگ و کوچک، فارسی، نگین، خارک، خارکو، شیف، مینو، خور موسی، دارا، صدرا، تهمادون، آریانا، زرکوه، شیدور، عباسک، ام‌الکرم، نخیلو، گرم، بونه، قبر ناخدا، سه دندون، مطاف، میر مهنا، ام سیله، شیخ کرامه، چراغی، مرغی و مولیات دیگر جزایر ایرانی خلیج فارس به شمار می‌آیند.

نیمی از این جزایر مسکونی بوده و در برخی از آن‌ها تاسیسات نظامی و نفتی مستقر شده است. بیشتر جزایرِ خالی از سکنه نیز به زیستگاه جانوری تبدیل شده‌اند. دسترسی به بیشتر این جزایر دشوار و در مواردی ناممکن بوده و گاه به مجوزهایی از فرمانداری، محیط زیست، منابع طبیعی و سایر نهادها نیاز دارد.

تردد مسافری بین بیشتر جزایر خلیج فارس با قایق‌های صیادی صورت می‌گیرد و دسترسی با اتوبوس دریایی و کشتی‌های مسافربری تنها برای تعداد محدودی از جزایر از جمله کیش، قشم، هرمز و خارک برقرار شده است. تردد دریایی بین جزایر معمولا ممکن نیست، مثلا از جزیره کیش نمی‌توان به قشم سفر کرد، باید به بنادر هرمزگان برگشت و از آن‌جا به قشم یا هرمز رفت. برای سفر به جزیره هنگام که در فاصله نزدیکی از جزیره قشم قرار دارد نیز باید حتما تا قشم رفت و از آن‌جا با قایق‌های صیادی به جزیره هنگام رسید.

برای سفر به جزیره ابوموسی که طرح تبدیل آن به منطقه گردشگری از زمان محمود احمدی‌نژاد مطرح شد و ناکام ماند، از هواپیماهای کوچک می‌توان برای جابه‌جایی استفاده کرد، که البته فقط ساکنان این جزیره چنین امکانی دارند و استفاده از این هواپیما برای مسافران تنها در صورت داشتن جوازِ ورود به ابوموسی امکان‌پذیر است. از تهران و بندرعباس نیز پروازهای موردی برای جزایر خارک و سیری وجود دارد، اما از آن‌جا که این دو جزیره به همراه لاوان محل استقرار دکل‌های نفتی و پایگاه مهم صادرات نفت به شمار می‌آیند، سفر به این جزایر برای گردشگر و مسافر بدون مجوز میسر نیست و عملا این جزایر برای گردشگران در دسترس نیستند.

در بین این ۴۱ جزیره، فقط کیش و تا حدی قشم برای گردشگری آماده شده‌اند. جزایر هنگام و هرمز که تردد مسافری به آن‌ها نیز انجام می‌شود، با وجود داشتن اقامتگاه‌های بومی، اما دارای ضعیف‌ترین خدمات گردشگری، به‌ویژه در بخش حمل و نقل عمومی هستند. از طرفی آماده نبودن محیط برخی از این جزایر با توجه به حریم‌های نظامی، محدودیت‌هایی را برای رفت و آمد و عکاسی گردشگران به‌وجود آورده است که سفر را چندان آسان نمی‌کند.

مرکز مطالعات خلیج فارس (موسسه مطالعات ژئوپولتیک استراتژیک تاریخ و جغرافیای خلیج فارس) در گزارشی به وضعیت جزایر ایرانی خلیج فارس پرداخته و با انتقاد از ضعف امکانات و فقر خدمات به‌ویژه در جزایر مسکونی خلیج فارس و در مقابل رونق گردشگری، تجارت و تولید ثروت در جزایر کشورهای عربی تاکید کرده است: جزایر ایرانی همچون الماسی هستند که می‌توانند عامل تولید و ثروت، رونق تجارت، جذب سرمایه‌گذار خارجی و توسعه صنعت گردشگری برای کل کشور شوند، اما امروز از مدیریت نادرست رنج می‌برند.

در کلیات این گزارش آمده که اهالی جزایر مسکونی خلیج فارس با مشکلات عدیده اقتصادی، آموزشی، فرهنگی، رفاهی و درمانی مواجه‌اند. ساکنان برخی از این جزایر با وجود استقرار پایگاه‌های نفتی و دریایی از ثروت، اما در بیکاری و فقر به سر می‌برند و از ابتدایی‌ترین امکانات بی‌بهره‌اند و شغل اهالی بعضی از این جزایر فقط به صیادی محدود شده است.

مرکز مطالعات خلیج فارس یادآوری می‌کند که وسعت جزیره قشم ایران به تنهایی از ۲۲ کشور مستقل جهان بزرگ‌تر است. اگر ایران می‌خواست فقط یک جزیره مصنوعی شبیه قشم (بدون ویژگی‌های طبیعی) در خلیج فارس ایجاد کند، باید بالغ بر ۲۶۶۵ میلیارد دلار برای آن هزینه می‌کرد.

این اندیشکده پیشنهادها و طراح‌های در دسترس و واقع‌گرایانه‌ای را برای آبادانی و عمران جزایر خلیج فارس و خروج از وضعیت نامناسب رفاهی تهیه کرده است که به آن‌ها اشاره می‌شود:

حیاتی‌ترین نیاز مردمان جزایر آب شرب و برق است. در نبود آب شرب سالم، هیچ طرح عمرانی و رفاهی نمی‌تواند موفق شود. امروزه جزیره آبادان در خوزستان پس از طی کردن هشت سال ویرانی و جنگ و نابودی در جنگ تحمیلی،  متاسفانه هنوز از داشتن آب مناسب شرب و سازندگی و زندگی رفاهی مناسب محروم است.

کمک به صیادان جزیره و دادن امکانات رفاهی به آن‌ها برای رونق زندگی خود که تنها منبع درآمدشان از صید ماهی و میگو است. به همین منظور شرکت سهامی شیلات باید حاصل تلاش روزانه آن‌ها را خریداری و مبلغ آن را روزانه یا ماهانه پرداخت کند. ایجاد مراکز بهداشتی بسته‌بندی برای استانداردسازی صیدهای دریایی می‌تواند نه تنها به فروش آن کمک کند، بلکه پلی برای صادرات به دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس است.

ساخت سردخانه برای محافظت از محصولات دریایی صیادان جزیره می‌تواند به نحو ارزنده‌ای موثر واقع شود؛ زیرا با ذخیره‌سازی آبزیان در سردخانه صیادان می‌توانند زمینه را برای بسته‌بندی و صادرات به دیگر مناطق هموار کنند.

اشتغال‌زایی از مولفه‌های مهم برای ایجاد رفاه اجتماعی در جزایر است. ساخت کارخانه‌های بومی بسته‌بندی و سردخانه یکی از پیشنهادات برای ایجاد شغل در جزایر است. از دیگر اقدامات برای به کارگیری نیروهای بومی منطقه ساخت کارخانه لنج‌سازی و تعمیر قایق‌های صیادی است.

برآورد موقعیت جزایر و ساخت اسکله‌های متناسب با موقعیت آن‌ها. ساخت اسکله‌های چوبی استوار و مناسب برای توقف صیادان و لنج‌های‌شان و همچنین بنادر تجاری و سوخت‌رسانی برای شناورهای غول‌پیکر.

ساخت مناطق ویژه گردشگری در جزایر. توریست‌های بسیاری تمایل به آن دارند که برای اوقات فراغت از سفر دریایی استفاده کرده و به جزیره‌ای در دریا بروند که هزینه‌های زیادی نیز برای‌شان در برنداشته باشد. از آن‌جایی که سفرهای توریستی به جزایری همچون کیش و قشم با هزینه‌های تقریبا زیادی انجام می‌شود، می‌توان با برنامه‌ریزی مناسب و ایجاد پارک‌های دریایی، پلاژها، هتل و متل‌ها و فضای گردشگری با ورودی مناسب جریان زندگی و رونق و آبادانی و گردش سرمایه را در جزایر به حرکت انداخت.

گردشگری دریایی یکی از مهم‌ترین زیرشاخه‌های صنعت گردشگری است که در ایران به آن توجه کمتری شده است. در حال حاضر بخش خصوصی خواهان سرمایه‌گذاری در جزایر خلیج فارس برای رونق گردشگری در این مناطق است. با این وجود به‌رغم این‌که کشور ما از سواحل زیبایی در بخش‌های شمالی و جنوبی برخوردار است، اما نبود امکانات و تاسیسات مورد نیاز گردشگری، وسیله حمل و نقل دریایی و مجتمع‌های تفریحی دریایی در سواحل این دریاها باعث شده است تا درخواست گردشگران داخلی و خارجی برای استفاده از تورهای دریایی بی‌پاسخ بماند. ایجاد تورهای گردشگری دریایی برای اسکی و غواصی و … در جزایر می‌تواند باعث شکوفایی و رونق و آبادانی این مناطق شود.

منبع:ایسنا

سنت‌های ماندگار مسلمانان کویت در ماه رمضان

ماه رمضان همواره از جایگاه و اهمیت خاصی در میان مسلمانان برخوردار است؛ این ماه پر برکت با ایجاد تغییراتی در زندگی روزمره افراد، سبب می‌شود مردم آغاز این ماه را جشن گرفته و در شب‌زنده‌داری‌های خود در این ایام به راز و نیاز با خداوند بپردازند.

هریک از کشورهای اسلامی تلاش می‌کنند تا با برگزاری آداب و رسومی که از جمله میراث گرانبها گذشتگان به شمار می‌رود، ماه مبارک رمضان را جشن گرفته و به استقبال این ماه پر فضیلت بروند؛ مردم کشور کویت نیز از جمله کشورهایی هستند که تلاش می‌کنند، با انجام مراسم مختلف در ماه رمضان آداب و رسوم و سنت‌های دیرین و کهن سرزمین خود را زنده نگاه دارند.

بسیار از آداب و رسومی که برای استقبال از ماه مبارک رمضان انجام می‌شود، بین کشورهای اسلامی و عربی شباهت دارند که از جمله آن‌ها می‌توان به سفره‌های افطاری، شب‌زنده‌داری، جمع شدن خانوده کنار یک‌دیگر، تجمع در مساجد و یا حتی یاد کردن از گذشته و تعریف داستان‌هایی کهن اشاره کرد.

با شروع ماه مبارک رمضان، شور و شعف خاصی در سرتاسر کشور کویت ایجاد می‌شود و مسلمانان این کشور با برگزاری آداب و رسوم خاص خود این ماه پرفضیلت را گرامی می‌دارند. در ادامه به معرفی تعدادی از این آداب می‌پردازیم.

مسلمانان کویت آخرین روز ماه شعبان که هلال ماه رؤیت می‌شود را «یوم‌القریش» می‌نامند و در این روز خود را برای آغاز ماه مبارک رمضان آماده کرده و این روز را جشن می‌گیرند؛ این جشن از قرن ۱۹ آغاز شده است. در این روز تمام اعضای خانواده در کنار یکدیگر جمع شده و با تهیه انواع غذاهای خوشمزه این روز را جشن می‌گیرند. به طوری که مردم در «دیوانیه‌ها» که محل‌هایی برای تجمع اهالی یک قوم یا محله‌اند، برای دیدار و گفت‌وگو با بزرگان خود جمع می‌شوند و فرا رسیدن این ماه را به یکدیگر تبریک می‌گویند.

قریش در زبان عربی به معنای سخاوت و بخشش است و می‌توان گفت که انسان‌ها در این روز با خوراکی‌ها و نوشیدنی‌های خوشمزه بخشش کرده و مهمانی‌هایی برگزار می‌کنند. ماهی از غذاهای اصلی این آیین به شمار می‌رود و در طول ماه رمضان بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد، زیرا مردم کویت معتقدند خوردن ماهی سبب می‌شود تشنگی آن‌ها برطرف شود.

در این روز مردم خانه‌های خود را نظافت کرده و خانم‌ها دست و پای خود را حنا بسته و خانه‌های خود را با انواع بخور، معطر می‌کنند. هم‌چنین با شروع ماه مبارک رمضان گلدسته‌ها و مساجد نیز تزئین شده و مردم فانوس‌ها و چراغ‌هایی را در مناطق مختلف شهر می آویزند.

از دیگر مراسم قدیمی مسلمانان این کشور همچنین می‌توان به شست‌وشوی لباس‌ها در آب دریا با نزدیک شدن به ماه رمضان اشاره کرد؛ البته این رسم در حال حاضر رسمی قدیمی است که اجرایی نمی‌شود و تنها برای مردم خاطرات آن باقی مانده است.

در این کشور نیز همچون دیگر کشورهای اسلامی اشخاصی با نام «مسحراتی» وجود دارند که در سحرهای رمضان، مردم را از خواب بیدار می‌کنند. سحرخوان از شخصیت‌های برجسته در ماه رمضان است که به او «پدر طبل» نیز گفته می‌شود. مردم این کشور نیز با دادن مقداری پول یا سحری از این فرد تشکر می‌کنند.

جشن «قرقیعان» نیز از آداب و رسوم کهن مردم کویت است که از اجداد و نیاکان خود به ارث برده‌اند و هم‌اکنون نیز برای حفظ و برگزاری این جشن تلاش بسیاری کرده‌اند. بر اساس این آیین، کودکان در شب‌های ۱۴، ۱۵ و ۱۶ ماه رمضان جشن می‌گیرند و ظروفی مانند کاسه و بشقاب در دست گرفته و با استفاده از آن‌ها صدایی تولید می‌کنند. آن‌ها در این روز به خانه‌ همسایه‌ها، دوستان و آشنایان رفته و خوراکی‌هایی مانند انجیر خشک، فندق، بادام، شیرینی، نقل و گردو دریافت می‌کنند.

در گذشته کودکان سبدی ساخته شده ازبرگ و شاخه‌های درخت نخل در دست داشتتند و خوراکی‌هایی مانند انجیر خشک، گردو، نقل، فندق، بادام و شیرینی را در آن سبد قرار می‌دهند؛ سپس به خانه‌های خود رفته و به مناسبت این ایام با خواندن شعر و سرودهایی به خانه باز می‌گشته‌اند.

روزه‌داران کویتی در این ماه مبارک معمولا در خانه‌ بزرگان خانواده جمع شده و برای برگزاری دو ضیافت «افطار» و «الغبقه» حاضر می‌شوند؛ «الغبقه» وعده‌ای است که پیش از سحر و معمولا از ساعت ده تا یک بامداد است. در دهه آخر ماه مبارک رمضان، روزه‌داران کویتی در مراسم احیای شب‌های قدر در مساجد شرکت می‌کنند که برجسته‌ترین آنها اجرای مراسم در مسجد «الدولة الکبیر» است.

مراسم و مناسک ماه رمضان در کشور کویت هر سال در مساجد این کشور برگزار می‌شده است، اما در سال گذشته و در روزهای شیوع ویروس کرونا با توجه به ممنوعیت برگزاری مراسم افطار و اقامه نماز جماعت در مساجد، در کشور کویت نیز برگزاری این مراسم ممنوع اعلام شده است.

منبع:ایسنا