موزه ملی عراق؛ راوی تاریخ هزاران ساله سرزمین رافدین

 منطقه “علاوی” در مرکز شهر بغداد نگین بی همتایی را در دل خود جای داده که انسان را با خود به اعمال هزاران ساله تاریخ می برد و عظمت حیات بشری سرزمین رافدین را با آثاری شگفت انگیز به تصویر می کشد. این نگین بی همتا موزه ملی عراق، قدیمی ترین و بزرگترین موزه این کشور است.

موزه ملی عراق قدیمی ترین و بزرگترین موزه این کشور است که در سال ۱۹۲۳ میلادی تاسیس شده و گنجینه بی مانندی از آثار تاریخی، باستانی و تمدنی را در خود جای داده است.

در پی کاوش تیم های کاوشگر و یافته شدن آثار باستانی، نبود چنین موزه ای در اوایل دهه بیست قرن گذشته میلادی برای نگهداری میراث تمدنی و تاریخی عراق در مکانی امن احساس شد. “گرترود بل” باستان شناس زن انگلیسی آثار باستانی عراق را جمع آوری کرد و در بخش کوچکی از ساختمان سرای حکومتی (القشلة) قرار داد.

در سال ۱۹۲۶ میلادی به منظور تجمیع بسیاری از آثار باستانی و کمبود فضا، ساختمان دیگری در خیابان “مامون” افتتاح و همه آثار باستانی به آنجا منتقل و گرترود به عنوان اولین مدیر موزه منصوب شد اما در سال ۱۹۶۶ میلادی بار دیگر به خاطر کمبود فضا، دولت عراق تصمیم گرفت تا موزه ای با ویژگی ها و استانداردهای جهانی در مکانی مناسب بسازد و اینگونه بود که ساختمان جدیدی در منطقه علاوی با طراحی “ورنر مارگ” معمار آلمانی زیر نظر مهندسان عراقی و توسط شرکتی لبنانی ساخته شد و به این مناسبت، نام موزه از موزه آثار باستانی بغداد به موزه ملی عراق تغییر یافت.
برای آنها که ذهن جستجوگری دارند، موزه ملی عراق می تواند بخشی از معمای پیچیده چگونگی زیست انسانی را – از نخستین روزهای ماقبل تاریخ تا دوره اسلامی و روبرو شدن با چالش های هزاران ساله – حل کند.
تصور اینکه پشت دیوارهای این موزه گسترده ای از تاریخ بشری تجلی یافته شور و شوق دیدن آثار کهن اجداد بشری و زندگی پیشینیان را بیش از پیش افزایش می دهد و پرسش های زیادی در تلاقی اندیشه و احساس مطرح می کند و تپش های قلب را برای دیدن نادیده ها و دانستن ناشناخته ها بیشتر می کند.
با برداشتن اولین گامها در دل این گنجینه تاریخی حسی چندگانه به سراغ انسان می آید؛ حس عظمتی بی کران درآمیخته با شُکوه، زیبایی، جبروت، ترس و امید به آینده.
قدمت آثار تاریخی و باستانی این موزه گسترده ای تا ۱۰۰ هزار سال قبل از میلاد را در بر می گیرد. این موزه حدود ۲۰۰ هزار اثر باستانی را همچون نگینی در بر گرفته است. بخشی از این آثار باستانی در سالن های موزه به نمایش گذاشته شده و بخش دیگری در انبارها نگهداری می شود.

وجود ۱۴ سالن اصلی در دو طبقه ی موزه خود حکایتگر عمق تاریخ تمدنی سرزمین رافدین است. هریک از سالن های اصلی حاوی چندین ویترین برای نمایش آثار باستانی است که مجموع آنها در ۱۴ سالن، بالغ بر ۴۵۱ ویترین می شود.
جالب اینکه سالن های موزه براساس زمانبندی تاریخی و تمدن هایی که یکی از پس دیگری در بین النهرین شکل گرفته اند، تقسیم بندی شده است؛ به نحوی که از عصر حجر و ماقبل تاریخ شروع و در ادامه به ترتیب به تمدنهای سومری، بابلی، آشوری، کلدانی، ساسانی و اسلامی با همه مراحل آن می رسد.

از جنبه زمانبندی، طبقه اول موزه حاوی قدیمی ترین آثار باستانی و تمدنی است و با آمدن به طبقه همکف می توان دوره های متأخر و تمدنهای پیاپی ظهور یافته در این سرزمین را دید؛ به گونه ای که با ورود از یک سالن به سالن دیگر در طبقه اول اندک اندک به دوره های نزدیکتر تمدنی می رسیم تا اینکه آثار تمدن اسلامی نمایانگر می شود.
طبقه اول موزه دارای پنج سالن است؛ به نحوی که سالن اول و دوم متعلق به آثار باستانی ماقبل تاریخ، سالن سوم و چهارم متعلق به همه مراحل دوره سومری و سالن پنجم حاوی اشیاء باستانی متعلق به دوره اکدی و بابلی است.
طبقه همکف موزه نیز حاوی ۹ سالن است. در اولین سالن مجسمه های دوره جدید آشوری قرار دارد. دومین سالن متعلق به مجسمه های دوره کاسیان (کاسی ها) است و در سومین سالن برخی آثار دوره های جدید کاسیان و آشوری ها به نمایش درآمده است.
چهارمین سالن به نمایش آثار باستانی ساخته شدن از عاج دوره نمرود اختصاص یافته است.
پنجمین سال نیز آثار باستانی دوره کلدانی را در خود جای داده و ششمین سالن حاوی آثار دوره اشکانیان بویژه در شهر “هترا” است.

هفتمین سالن متعلق به آثار دوره ساسانی است و هشتمین و نهمین سالن آثار دوره اسلامی را در خود جای داده است.
در سالن های متعلق به دوره ماقبل تاریخ از جمله استخوان ها و اسکلت انسان های متعلق به دوران اولیه دیده می شود که تقریبا سالم مانده است.
در این سالن ها همچنین مجسمه هایی با سرهای انسان و بدن های حیوانی، ابزارهای شکار از جنس سنگ و تقویم سنگی دیده می شود. تبرزین هایی از جنس چوب با تیغه های تیز سنگی از دیگر آثار باستانی این دوره است.
در بخش دیگری از سالن نیز ظروف گلی اولیه ای وجود دارد که گفته می شود انسان ها در آن قرار داده می شده و دفن می شده اند.
انواع ظروف گلی در شکل های مختلف برای استفاده در زندگی روزمره یا آیین های خاص، مجسمه های مختلف در شکل ها و اندازه های متفاوت از گل و سنگ و فلز از جمله خدایان سومری، مجسمه های دفع ارواح شرور، شیرهای سنگی و تخت های پادشاهی و ستون های سنگی با نقش های تقدیم هدایا به پادشاهان و ابزار آلات موسیقی و سنگ نوشته ها و ستون نوشته هایی به خط میخی و که هر بار ، منجنیق، تابوت های اولیه از فلز، ظروف و دستبندها و گردنبندها از جنس های فلز و سنگ و عاج، چاقوها و تبرهای فلزی اولیه، مُهرهای اولیه، ظروف مسی با نقش و نگار و نوشتار، سکه های متعلق به دوران های مختلف از دیگر آثار جای گرفته در سالن های مختلف موزه ملی عراق است.

صندوقچه چوبی قبر امام موسی کاظم (علیه‌ السلام)، ظروف مسی، چراغ و منبر چوبی با خط و نقوش اسلامی، محراب های سنگی، سکه، زره و کلاهخود و شمشیر از جمله آثار دوره اسلامی است که در این موزه به نمایش درآمده است.این گنجینه عظیم تمدن بشری بعد از سالیان سال آرمیدن، از دل خاک بیرون آورده شد تا روایتگر گوشه ای از حیات عظیم انسانی بوده و از هرگونه گزندی در امان باشد؛ اما در گذر زمان دستخوش حادثه شد. موزه ملی عراق در سال ۱۹۹۰ میلادی بعد از بمباران برخی از ساختمان های مقابل آن بسته شد و در سال ۲۰۰۰ میلادی بازگشایی و سپس پیش از جنگ آمریکا علیه عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی بسته شد.
درپی حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی، موزه ملی عراق هدف سرقت قرار گرفت و شماری از آثار و مجسمه های آن به سرقت رفت.
عراق تاکنون شماری از آثار باستانی به سرقت رفته خود را بازپس گرفته و درصدد بازگرداندن شمار دیگری از آنها از خارج از کشور است.موزه ملی عراق بعد از گذشت چندین سال بسته بودن بازگشایی شد تا بار دیگر تاکید کند که سرزمین رافدین با وجود همه رنج ها و ناملایماتی که در طول تاریخ دیده است؛ هر بار در سایه قدمت باستانی و تاریخ ریشه دارِ تمدن بشری خود توانسته است همچون ققنوس از دل خاکستر خود سر بیرون بیاورد.هرچند شیوع ویروس کرونا باعث شده تا مسئولان عراقی برای حفظ سلامت شهروندان و گردشگران موزه ملی را به طور موقت ببندند اما امید می رود که با کنترل و آغاز روند واکسیناسیون در آینده درهای این نگین بی همتای بغداد به روی همگان بار دیگر باز شود.

منبع:ایرنا

لباس محلی زنان کٌرد، قدمتی به بلندای تاریخ

لباس کٌردی یکی از زیباترین و پوشیده‌ترین لباس‌هایی است که نه تنها در ایران بلکه در کل جهان زبانزد طراحان مطرح پوشاک بوده است، رنگ‌هایی از جنس رنگین کمان که زیبنده فرهنگ قوم با اصالت کٌرد است. 

پوشاک هر قوم یک پدیده فرهنگی اجتماعی است و در این میان لباس‌های زیبا و شاد، توام با زیورآلات سرشار از تنوع رنگ که زنان کٌرد بر روی لباس‌ها دوخته‌اند بر این اصل تاکید دارد. 

شب‌بو عثمانی ۵۸ سال سن دارد و از سن ۱۱ سالگی مشغول طراحی و تهیه و تولید لباس کٌردی و محلی است و همچنین اولین بانویی است که مغازه فروش لباس‌های کُردی در شهر سنندج را دایر کرده و تا به امروز زمینه اشتغال برای چندین نفر ایجاد کرده است. 

از چه سالی وارد دوخت پوشش‌های زنان کٌرد شدید؟ 

از سن ۱۱ سالگی با دیدن لباس‌های کردی مادرم و اقوام علاقه‌مند به این حرفه شدم و با کمک و همراهی مادرم وارد این حرفه شدم و در حال حاضر بالغ بر ۴۸ سال است که مشغول به خیاطی، پولک دوزی و طراحی لباس زنان کٌرد هستم.

دلیل گرایش شما به تهیه و عرضه لباس کٌردی به صورت حرفه‌ای، چه بوده است؟ 

زمانی که می‌خواهیم قوم یا ملتی را خوب بشناسیم، ابتدا سراغ آداب و رسوم و فرهنگ آن‌ها می‌رویم و این موضوع در زبان، گویش و پوشش آن‌ها نمایان می‌شود، به گونه‌ای که در شناخت اقوام مختلف نخستین نمادی که جلب توجه می‌کند لباس‌ها با زیورآلات ویژه آن منطقه و قوم است.

لباس کٌردی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 

اجزای مختلف تشکیل دهنده لباس کٌردی نوعی نظم، زیبایی و یکپارچگی خاصی را در خود نهفته دارد و این موضوع بیانگر اصالت مردم کردستان است و برای بسیاری از هموطنان جذابیت ویژه‌ایی دارد. لباس کٌردی از جمله بهترین لباس‌ها از نظر اصیل بودن و هم حفظ حجاب است که دوخت آن علاوه بر علاقه و عشق، زمان زیادی می‌خواهد به همین دلیل در راستای تولید وعرضه آن گام برداشم.

جایگاه گذشته و کنونی شغل کٌردی‌دوزی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 

هر شغلی بر اساس نیازهای مردم، در جامعه کاربرد ویژه خود را دارد شغل خیاطی و کٌردی دوزی نیز با توجه به اینکه نقش ویژه‌ای در پوشش و هویت مردم مناطق کٌردنشین کشور به ویژه کردستان داشته، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. در گذشته نگاه به خیاطی نوعی نگاه هنری بود و خیاطان در زمره هنرمندان قرار داشتند، اما امروزه با توجه به گسترش و وسعت هنر و ایجاد صنوف مختلف، تا حدودی دید هنری مردم به خیاطی کاسته شده اما در کل این شغل نزد مردم کردستان از جایگاه ویژه‌ای که می‌توان گفت: همان هنر است برخوردار است.

میزان گرایش مردم به خصوص جوانان به هنر شما چگونه است؟ 

در حال حاضر در حوزه کٌردی‌دوزی مدل‌ها و سبک‌های جدیدی به بازار آمده که تا حدودی هم می‌توان گفت: جوان پسند است و هم از اصالت و اصل لباس کٌردی دور نشده است. لباس کٌردی به دلیل تنوع بالا در طراحی، رنگ، نوع پارچه و شادابی حتی در بین اقوام غیر کٌرد هم دارای جذابیت بوده و این خود یکی از ملاک‌های اصلی رونق و ماندگاری هنر طراحی و دوخت این نوع پوشش است.

چه میزان از فضای مجازی برای فروش تولیدات خود استفاده می‌کنید؟ 

به لطف استفاده از فضای مجازی ما توانسته‌ایم هنر خود را در کشورهای هم جوار از جمله عراق عرضه کنیم و فروش خوبی را داشته‌ایم و حتی در چندین نمایشگاه در شهرهای سلیمانیه و اربیل هم شرکت کرده‌ایم.

تاثیر شیوع کرونا بر هنر شما و فعالان این عرصه چگونه بوده است؟ 

کرونا بر کل اقتصاد و حوزه‌های هنری و فرهنگی تاثیر منفی داشته است و متاسفانه به دلیل کاهش مراسم و مهمانی‌ها تقاضا برای لباس کٌردی خیلی کم شده و در حال حاضر کارگاه ما از ۸۰ نفر نیرو به ۵۰ نفر تقلیل پیدا کرده و به لحاظ مالی هم آسیب‌های جدی دیده‌ایم. امیدواریم که با شروع واکسیناسیون و رعایت هر چه بیشتر پروتوکول‌های بهداشتی توسط مردم در آینده نزدیک شاهد از بین رفتن این بیماری و رونق دوباره بخش‌های مختلف صنایع دستی استان باشیم.

منبع:میراث آریا

به‌یاد دکتر حسین یقینی که چشم اصفهان بود

پیشینه آشنایی حقیر با مرحوم دکتر حسین یقینی به اوایل سال ۱۳۸۴ خورشیدی باز می‌گشت، و این درست زمانی بود که تازه فعالیتم را در سازمان میراث‌فرهنگی و گردشگری استان اصفهان آغاز کرده بودم و با توجه به فعالیت‌های فرهنگی و آموزشی خود، با تنی چند از دوستداران پیشکسوت اصفهان همچون: شادروان منوچهر دانش، شادروان حسین یقینی، ابراهیم آذری و بهنام دودی‌نیا در کنار سایر دوستداران فرهیخته اصفهان افتخار آشنایی یافتم.

فراموش نمی‌کنم که همزمان با پاسداشت هفته میراث‌فرهنگی سال ۱۳۸۴ این عزیزان محفلی کوچک ولی صمیمی را در محل سازمان ملی جوانان (پیشین) تشکیل داده و از حقیر نیز به منظور شرکت در این محفل دعوت به‌عمل آوردند، من نیز که در آن زمان شور ابتدای دوران جوانی در سر داشتم با افتخار این دعوت را پذیرفته و در آنجا بود که برای اولین بار حسین یقینی را دیدم، مردی بلند قامت که در ابتدای دوران کهنسالی بود، لکن شخصیتی بود با هیبت و گردن‌فراز و در عین حال با ادب و مهرورز که با شیدایی تمام از تجاربش در امر حفاظت از میراث‌فرهنگی اصفهان سخن می‌راند.

دومین دیدار در سال بعد در کنفرانس ملی پاسداشت مقام علمی و فرهنگی شیخ بهایی که به همت پژوهشکده میراث‌فرهنگی، سازمان میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی کشور برگزار شد و اینجانب در برگزاری آن مشارکت داشتم صورت گرفت، نقطه اوج این ملاقات زمانی بود که پژوهشگری در باب معماری و راز گرم شدن آب در گرمابه منسوب به شیخ‌بهایی داد سخن می‌داد، در پایان ارائه مقاله و در زمان تنفس برای ارائه مقاله بعد، ناگاه همچون سایر حضار مشاهده کردم که مرحوم یقینی به عنوان منتقد این مقاله از میان جمعیت به پا خواست و با صلابت و اعتماد به نفس تمام به مدت بیش از ۳۰ دقیقه یک نفس از تحقیقات خود در خصوص چگونگی گرم شدن رازآلود آب این حمام تاریخی سخن گفت و نشست را در خاموشی بهت و سکوت مطلق فرو برد و آنجا بود که کلام مولایمان امیرمومنان علی (ع) مصداق می‌یافت که فرمود: سخاوت و شجاعت، خصلت‌های والایی هستند که خداوند سبحان آن را در وجود هر کس که دوست داشته و او را در همه حال آزموده قرار می‌دهد.

به این ترتیب بود که فرد تازه کاری همچون من شیفته رفتارش شدم، خوشبختانه از آن به بعد همه‌ساله در محافل مختلفی که به مناسبت‌های مختلف تشکل‌های دوستداران مواریث فرهنگی بر پا می‌کردند، مشارکت و با تفکرات او بیشتر آشنا می‌شدم به گونه‌ایی که در یکی از این محافل از خود و زندگی فرهنگی‌اش سخن گفت که چگونه در عنفوان جوانی در چند رشته علمی از جمله معماری داخلی و داروسازی تحصیل کرده، همچنین از عشق دوران جوانی خود به تحصیل در رشته تاریخ سخن راند و می‌گفت که در زمره اولین گروه دانشجویان رشته تاریخ در گروه جدید التاسیس تاریخ در دانشگاه اصفهان در دهه۴۰ خورشیدی بوده و آنجا بود که شور و معرفی شناخت مواریث فرهنگی و معرفی آن‌ها در اثر همنشینی با بزرگانی همچون شادروان دکتر لطف‌الله هنرفر در وجودش شکل گرفت و از آن زمان بود که همت خود را مصروف معرفی شایسته مواریث ارزشمند تاریخی و لزوم حفاظت از آن‌ها به نسل‌های مختلف مردم این سرزمین و لزوم زدودن برخی اشتباهات و حتی خرافات از این میراث ارزشمند کرد.

در نشست‌های مختلف بود که متوجه شدم مطالعات میدانی و کتابخانه‌ای وسیعی در حوزه مردم‌شناسی فرهنگی و شناخت کالبد معماری آثار تاریخی و تزیینات مرتبط با آثار دارد و این درحالی بود که بیان شیوا و اعتماد به نفس بالایی که داشت در کنار استغنا مالی به او این اجازه را می‌داد که بی‌محابا در طول بیش از۵۰ سال به مصاف با کسانی برود که در ظاهر به مواریث فرهنگی اهمیت می‌دادند و در باطن با شرکت در این محافل به دنبال برآورده ساختن نیات غیر فرهنگی بودند.

حوزه فعالیت‌های او در طی پنجاه سال فعالیت علمی و فرهنگی در حوزه‌های تاریخ، معماری و تاریخ علم پزشکی متمرکز شده بود به گونه‌ای که خود می‌نویسد در طراحی داخلی هم نقشی داشته به نحوی که همکاری با تیم هنرمندان و معمارانی که در بازسازی هتل زیبای عباسی نقش داشتند همچون: مهدی ابراهیمیان، یسایی شاجانیان، رضا ارحام صدر و دیگر هنرمندان از افتخارات اوست، او همچنین در طراحی نماد دانشگاه اصفهان برگرفته شده از تزیینات ایوان نظام الملک مسجد جامع عتیق اصفهان نقشی اساس داشت که نقشی جاودان از او به یادگار باقی مانده. از او همچنین اثر مکتوبی در ۵ جلد با نام دانشنامه داروسازی و تاریخچه داروخانه‌داری در اصفهان به یادگار مانده که بنا به گفته اصفهان‌شناس فرهیخته، مهندس ابراهیم آذری این کتاب ۵ جلدی را به‌طور رایگان به دوستداران اصفهان تقدیم می‌کرد.

از آخرین کارهای فرهنگی که در آن با سایر دوستداران اصفهان همچون: دکتر سیروس شفقی و حشمت‌الله انتخابی همگام بود تلاش برای ثبت اول آذرماه به عنوان روز اصفهان بود که به همت این دوستداران در سال ۱۳۹۷ پس از ۲۰ سال پیگیری و تلاش بی‌وقفه به بار نشست.

حال که چند روزی است از درگذشت این دوستدار برجسته که بیش از۵۰ سال چشم اصفهان بود می‌گذرد با اندکی تعمق در احوال حیاتش در می‌یابیم که این انسان‌های فرهیخته نسلی بی‌تکلف و ساده زیست بودند که شاید ایرانیان در آینده کمتر شاهد بروز و ظهورشان باشند. پس آن هنگام که به این نکته می‌اندیشیم این شعر حضرت مولانا را در وصف این فرهیختگان تاریخ ساز زمزمه می‌کنیم:

ماییم که از باده‌ی بی‌جام خوشیم / هرصبح منوریم و هر شام خوشیم

گویند سرانجام ندارید شما / ماییم که بی‌هیچ سرانجام خوشیم

روانش شاد.

منبع:میراث آریا

عطر خوش فتیر مَسکه، غذای محلی مردمان خراسان شمالی در فصل بهار

فتیرمسکه، این خوراک محلی از کره محلی گوسفندی و یا گاوی در فصل بهار تهیه می‌شود برای تهیه آن ابتدا باید فتیر قتلمه درست شود، در فرهنگ بومي مردم استان خراسان شمالی تهیه خوراک تا پيش از دست‌یابی به تکنولوژی جديد از تنوع بسياري برخوردار بوده است. زنان  با الهام از استعداد و ذوق و هنر خانگی خود انواع غذاهای محلی و خوش‌طعم را برای مصرف خانواده و یا به مناسبت‌های مختلف ازجمله نوروز، عروسی و عزا می‌پختند که فتیر مسکه یک نمونه‌ای از آن است.

با گذشت زمان و ماشینی شدن کارها، هنوز هستند زنان عشاير و روستایی که با دست پرمهر خودشان برای خانواده فتیر مسکه درست می‌کنند. در گذشته‌های دور، نان محلی در خانه‌ها و در تنوره‌های هیزمی یا ساج، توسط زنان پخت می‌شد. هرچند، تنورهای گازی خانگی سیّار، در بسیاری از موارد، جای تنورهای گِلی را گرفته است.

خوراک سنتی و محلی یکی از مظاهر فرهنگی با ارزش هر کشوری است. حفظ و شناساندن این مهارت‌ها مانند هر کار فرهنگی و تاریخی از اهمیت فوق‌العاده برخوردار است. اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان نیز در تلاش است با حفظ فرهنگ‌های بومی مردمان این دیار، عطر خوش‌طعم غذاهای محلی، این دیار را ماندگار کند.

استان خراسان شمالی پیشینه‌ طولانی و فرهنگی غنی دارد که در تمام زمینه‌ها ازجمله غذاهای این استان نمود پیدا کرده است. مردم عزیز این خطه از سرزمین پهناور ایران، در جشن‌ها، مهمانی‌ها و مناسبت‌های گوناگون غذاهای سنتی متناسبی را طبخ می‌کنند که هرکدام طعم، بو و مزه‌ منحصربه‌فردی دارد.

برای تهیه فتیر مسکه، در ابتدای کار باید نان آن را تهیه کرد که در اصطلاح محلی به آن قتلمه می‌گویند.

کره محلی از شیر گوسفند یا گاو نیز برای استفاده در فتیر مسکه باید تهیه شود.

روش پخت نان برای فتیر مسکه

بیش از ده‌ها نوع نان سنتی در مناسبت‌های مختلف در شهر و روستاهای استان خراسان شمالی طبخ می‌شود و نان مهم‌ترین ماده غذایی در اين استان است. اهالی به کیفیت نان و استفاده از مواد افزودنی و زیباسازی ظاهر با ایجاد نقوش اهمیت خاص می‌دهند. نان‌های پخت شده در اين استان به دلیل ماندگاری، عطروطعم ویژه به‌عنوان سوغات به دیگر مناطق نيز فرستاده می‌شود.

قتلمه، یک نوع از این نان‌ها است که معمولاً آن را با مسکه(کره) می‌خورند. قَتلَمه، لغتی ترکی و یک نوع نان روغنی است که خمیر را درست می‌کنند و در لابه‌لای زواله های خمیر روغن و زردچوبه و بعضی‌اوقات ادویه دیگر می‌زنند این نوع نان دارای دوام زیادتری است.

قرص نان قَتْلَمَه به شكل دايره به قطر تقريبی ۲۰ تا ۲۵ سانتی‌متر و به ضخامت ۳ الی ۴ سانتی‌متر كه به‌منظور پخت كامل، رسيدن حرارت به سطح دايره شكلی نان، سوراخ‌هایی را روی آن با پنجه دست يا قاشق يا چنگال ايجاد می‌کنند.

مواد لازم برای تهيه نان قَتْلَمَه عبارت‌اند از آرد، آب، خمیرترش، روغن(روغن حيواني) و مواد افزودنی مانند زردچوبه و يا زعفران.

طرز تهیه قتلمه به این صورت است که ابتدا آرد را با نمک، آب و خمیرمایه به‌صورت خمير درمی‌آورند و به مدت يك ساعت کنار گذاشته تا خمير استراحت کند. خمير آماده را به‌صورت قطعاتی كه هر قطعه يك قرص نان بشود، تقسيم می‌کنند(در اصطلاح محلی چانه‌گیری می‌کنند.)، قطعات خمیر را به کمک چوبی بنام “اوخلو” پهن کرده و به‌صورت ورقه‌های نازک دایره‌ای شکل درمی‌آورند. روی خمیر پهن‌شده را روغن می‌زنند و دوباره جمعش می‌کنند(خمیرهای ورقه شده را كه به شكل دایره‌ای كامل است، روی‌هم می‌چینند و در فاصله ورقه‌ها، آغشته به روغن می‌کنند.)  سپس از وسط دایره هر یک سوراخ کرده و به‌طرف بیرون حرکت و روی‌هم می‌چینند و فواصل ورقه‌ها را آغشته به روغن می‌کنند.

تعداد این ورقه‌های نازک خمیر، به ضخامت نهایی قتلمه بستگی دارد و به اختیار بانوی خانه یا نانوا است. سپس آن‌ را به‌صورت لوله چندلا به هم می‌پیچند و بعد هر یک از این لوله‌های خمیری را به‌صورت طبقات روی‌هم می‌پیچند و پس از پهن کردن مجدد آن را بر روی ساج يا درون تنور می‌اندازند تا کاملاً پخته شود.

روش تهیه کره محلی

در بیشتر مناطق ایران زنان از ماست، کره محلی درست می‌کنند با این تفاوت که وسایل بکار رفته برای تهیه کره محلی در مناطق مختلف ایران متفاوت است و بدین‌صورت است که دامداران کوچ رو ابتدا شیر دام خود را به روش دستی می‌دوشند و شیر دوشیده را می‌پزند.

برای تبدیل آن به قاتیق (ترک‌های خراسان به ماست اغلب قاتیق و در مواردی قاتوق می‌گویند.) در دمایی که دست را نسوزاند به آن مایه ماست در حد نیاز معمولاً یک قاشق برای یک کیلو به آن اضافه می‌کنند. سپس روی آن را به مدت سه الی چهار ساعت می‌پوشانند که در همان دما باقی بماند. بعدازاین مدت، شیر به ماست تبدیل می‌شود.

تا همین اواخر در روستاها طریقه کره‌گیری بدین‌صورت بود شیری که از قبل مایع زده و به‌صورت ماست درآمده در وسیله‌ای به نام مشک (یایق) ریخته و به میزان یک‌سوم ماست به آن، آب اضافه می‌کنند و دهانه و سوراخ‌های آن را می‌بندند. مشک مذکور را از سه‌پایه چوبی به طرز افقی و با مهارت خاصی می‌آویختند و دو نفر که معمولاً زن بودند دو طرف مشک ایستاده از دسته چوبی آن گرفته به سمت یکدیگر هل داده و به‌اصطلاح تلمب زده تا کره از ماست جدا شود. این کار صبح زود که هوا هنوز خنک بود باید انجام می‌گرفت تا کره خودش را گرفته و از ماست جدا شود، بعد نیم ساعت از تکان دادن مشک درب ورودی مشک یا پوست را باز می‌کنند، اگر ماست به کره و دوغ تبدیل شده بود کار تمام است و اگر تبدیل نشده بود در آن را بسته و باز تکان می‌دهند.

از کره تولیدشده برای غذا بجای روغن استفاده می‌شود یا برای تأمین مخارج خانواده به بازارهای شهری و یا واسطه‌ها فروخته می‌شود و یا ممکن است بجای آن اجناسی مبادله کنند. کره محلی دامداران و عشایر یکی از محصولات پر زحمت ولی اقتصادی است زیرا به قیمت مناسب و معمولاً بیشتر از سایر کره‌ها فروخته می‌شود. این روش، سنتی و ایرانی است و مردم محلی از قدیم این‌گونه کره و روغن حیوانی تهیه می‌کرده‌اند. کره حاصل بسیار خوش‌طعم است.

در چند سال اخیر دستگاه‌های برقی کره‌گیر نیز به بازار آمده است. درون این دستگاه‌ها که شبیه به ماشین لباس‌شویی‌های استوانه‌ای قدیم است، پروانه‌ای وجود دارد که ماست را هم زده و دقیقاً کار مشک را انجام می‌دهد.

تهیه فتیر مسکه

در مرحله سوم  بعد از پخت قتلمه آن را در ظرف‌هایی به نام «مجمعه» یا ظرفی به نام لنگری و یا دوری، قرار می‌دهند، رو و زیر فتیر داغ را با کره تازه  پُر و شکر و دارچین هم به آن اضافه می‌کنند.

در مناطقی هم آن را درون قابلمه‌های مسی قرار داده و لابه‌لای فتیرهای قتلمه، کره محلی گاوی و یا گوسفندی قرار می‌دهند و بعد روی حرارت ملایم قرار داده تا کره باز شده و به خورد فتیر قتلمه برود. سپس روی فتیر مسکه شکر و در صورت تمایل دارچین ریخته و سرو می‌کنند.

فتیر مسکه یکی از غذاهای بسیار مقوی است که چاشنی آن دوغ است. برای از بین بردن و خنثی کردن چربی کره بعد از خوردن این فتیر خوشمزه مرسوم است که از دوغ تازه محلی استفاده می‌شود.

مهارت پخت فتیر مسکه، این غذای پُرطرفدار با شماره ۱۴۳۵ به‌عنوان میراث ناملموس مردمان خراسان شمالی ثبت ملی شده است.

منبع:میراث آریا

شیرینی کام گردشگر‌ان با طعم اصیل بستنی سنتی برغان

طبیعت بکر، آب و هوای پاک، ساکنین خون‌گرم و مهمان‌نواز روستای برغان با فرهنگ غنی و پیشینه تاریخی از جمله ظرفیت‌های گردشگری استان محسوب شده به گونه‌ای که همواره در طول سال گردشگران و مسافران بسیاری از آن بازدید می‌کنند.

در این میان علاوه بر آثار تاریخی و طبیعی، محصولات لبنی، میوه، سوغات و صنایع دستی از جمله جاذبه‌های گردشگری است که در این میان آلوی برغان و بستنی سنتی از شهرت ویژه‌ای برخوردار هستند.

وجود باغات و درختان مثمر تنها گوشه‌ای چشم‌نواز از طبیعت زیبای برغان بوده و همچنین تهیه و فرآوری محصولات لبنی از بهترین مواد اولیه تازه و طبیعی محلی، سوغاتی منحصر به فردی محسوب می‌شود که کام گردشگران را شیرین کرده و خاطره خوشی از حضور در این روستای هدف گردشگری برای آنان باقی می‌گذارد.

همان‌گونه که اشاره شد یکی از جاذبه‌های روستای گردشگری برغان، خوراکی خوشمزه و معروف آن بستنی سنتی گله است که در دکان گل و بلبل مجید گلدار مبدع آن تهیه شده و در فهرست آثار ناملموس ملی به ثبت رسیده است و در اختیار بازدیدکنندگان قرار می‌گیرد.

در روزهای گذشته خبر درگذشت مرحوم مجید گلدار کام دوستداران و اهالی روستا را تلخ کرد اما میراث و یادگاری ارزشمند به جامانده خاطره او را تا همیشه به شیرینی در یادها زنده نگه خواهد داشت و بدون شک خانواده او ادامه دهنده راه ایشان خواهند بود. یکی از برنامه‌های پیش بینی شده به منظور گرامیداشت هفته میراث فرهنگی در البرز ادای احترام و ابراز همدردی با خانواده و میراث‌داران زنده‌یاد گلدار است.

پیدایش بستنی سنتی برغان به ۵۰ سال پیش بر می‌گردد زمانی که مرحوم گلدار نوجوان بوده و با برف و شیره بستنی تولید می‌کرده و همیشه رویای تولید بستنی امروزی گله را با هدف رونق اقتصادی، ایجاد اشتغال، جلوگیری از مهاجرت جوانان و رشد صنعت گردشگری در روستا در سر می‌پرورانده است. بدون شک راز خوشمزگی و شهرت جهانی بستنی گله برغان را می‌توان در عشق و محبت سازنده آن جستجو کرد.

دکان گل و بلبل تنها و شعبه اصلی بستنی گله برغان بوده که در بازار روستا قرار گرفته است و به‌رغم پیشنهادات از سراسر کشور، زنده‌یاد گلدار به شدت علاقمند و معتقد بود که با رونق صنعت گردشگری و اقتصادی موجب اشتغال‌زایی برای اهالی زادگاه خود شود. مغازه‌ای کوچک اما شیرین با صاحبی خوش‌رو و مهربان که خالق بستنی سنتی گله برغان بوده و با ثبت آن در فهرست آثار ناملموس ملی بار دیگر نام زادگاه خود را بر سر زبان‌ها انداخته است.

در واقع این بستنی از جمله خلاقیت‌های یکی از اهالی خون‌گرم و مهمان نواز روستای برغان بستنی محسوب شده و تنوع طعم‌های مختلف این بستنی در کنار پایه و شکل اولیه آن در سال‌های اخیر توانسته هر گردشگر با هر ذائقه‌ای را مجذوب خود کند.

مواد اولیه تهیه بستنی سنتی گله

شیر تازه و چرخ نشده دام، خامه، سرشیر، شهد قند، شکر و ثعلب که موجب کش‌دار شدن آن می‌شود همراه گلاب و زعفران ناب ایرانی مخلوط و تهیه می‌شود. در طول فرآیند تولید نباید قطره‌ای آب وارد مواد اولیه شود وگرنه محصول نهایی از کیفیت مطلوبی برخوردار نخواهد بود.

شیوه سنتی تهیه بستنی گله روستای برغان

شیر تازه دام را نیم ساعت جوشانده و مدتی به حال خود گذاشته تا سرد شود. بعد آن را داخل ظروف آهنی گالوانیزه ریخته و شکر و گلاب اضافه می‌کنند. آن‌قدر هم می‌زنند تا به خوبی با هم مخلوط شوند. سپس آن را در ظرف چوبی پر از یخ قرار داده و روی یخ نمک می‌ریزند و مخلوط را با پاروی چوبی از جنس گردو به مدت ۴ ساعت هم می‌زنند و در ادامه خامه، زعفران و ثعلب را با زمان‌بندی خاص اضافه می‌کنند تا مواد سفت و یکدست شود. چیزی که در شیوه تولید آن جالب و متمایز بوده اضافه کردن نمک به ظرف یخ است. میزان شیر، گلاب، خامه و زمان افزودن آن‌ها از جمله فنونی است که طی سال‌ها تجربه بدست آمده است.

به همت کارشناسان حوزه ثبت، دانش سنتی فرآوری این محصول با توجه به ویژگی‌هایی بی‌نظیر، خاص و منحصر به فرد تنظیم برودت، میزان و زمان افزودن مواد اولیه، مدت زمان هم‌زدن بستنی سنتی گله برغان در ششمین همایش میراث ناملموس ایران در تاریخ ۹۹/۱۱/۰۴ و به شماره ۷۷۴ در فهرست آثار ناملموس به ثبت رسیده است.

راز خوشمزگی و ماندگاری بستنی گله در شیوه سنتی آماده‌سازی آن است و تمام مراحل تولید با دست انجام شده و از ماشین و ابزار صنعتی استفاده نمی‌شود. صفر تا صد مراحل کار به شیوه سنتی و با دست انجام می‌شود و طی فرآیند طولانی تولید، خبری از ماشین بستنی‌سازی، ابزار و ادوات ماشینی، همزن‌های برقی و دیگ‌های آلومینیومی نیست.

مرحوم گلدار معتقد بود بستنی گله تنها یک خوراکی نبوده بلکه نماد فرهنگ ناب ایرانی با آداب و رسوم پیشینیان است که حفظ و حراست از آن وظیفه همگان بوده و باید دست به دست هم داده تا به مانند پارچه و گلیم این روستا به دست فراموشی سپرده نشود که بدون شک ثبت آن در فهرست آثار نا ملموس ملی یکی از راه‌های حفظ آن محسوب می‌شود.

قطعا تفاوت زیادی بین بستنی‌های صنعتی و سنتی برغان وجود دارد و بدون شک طعم، مزه خاص و عالی آن ارزش یک بار امتحان کردن داشته و حیف است به برغان رفته و آن را نچشید. با وجود زحمت بسیار فراتر از منفعت اقتصادی آن اما چون مرحوم گلدار این کار را با جان و دل انجام می‌داد سخت پایبند به آن بوده و در تمام فصول سال به همت بلند او تهیه شده و به فروش می‌رسید. به عقیده او رضایت و شیرینی کام مشتریان جایگزین سختی و مرارت‌های کار بود.

تهیه و تولید بستنی دست ج‌ساز به سبک قدیم و شیوه سنتی در واقع توانسته این بستنی را به تنهایی در زمره یکی از جاذبه‌های گردشگری برغان قرار دهد. همراه با بستنی گله آلوچه برغان دیگر خوراکی خوشمزه و معروف برغان سرو شده و شیوه تهیه آلوچه برغان نیز به شیوه محلی انجام می‌شود. آلوی برغان که محلی‌ها به آن گوجه برغان می‌گویند محصول پیوندی از آلوی معمولی با آلوی بخارا است که طعم و مزه خاصی دارد. دانش سنتی فرآوری این محصولات در فهرست آثار ناملموس ملی به نام البرز به ثبت رسیده است.

به همان میزان که تعیین حریم و ثبت آثار تاریخی مهم است ثبت میراث ناملموس نیز از اهمیت خاصی برخوردار است چون در لابه‌لای این میراث‌فرهنگی، آداب و رسوم پیشینیان نهفته است. بدون شک خوراک‌های محلی یکی از عوامل جذب گردشگر و توسعه پایدار محسوب شده و به منظور جلوگیری از تحریف و فراموشی آن در مقابل هجوم مدرنتیه به مواریث سنتی باید با تهیه و تکمیل پرونده‌های ثبتی به همت کارشناسان مربوطه اهتمام ورزید.

منبع:میراث آریا

فلک‌الافلاک ،نگین لرستان

چندی پیش موسی خادمی، استاندار لرستان از خطری که فلک‌الافلاک را تهدید می‌کند سخن گفت و توضیح داد:«قلعه فلک‌الافلاک به علت قرار گرفتن بر روی یک تپه در مرکز شهر خرم آباد از لحاظ ایمنی دچار خطر است و قبلا در زلزله‌های استان ترک‌هایی در بنا به وجود آمده اما بحث استحکام‌بخشی و ایمن‌سازی این قلعه از سال‌ها قبل شروع شده و اقدامات پیشگیرانه در حال انجام است

همشهری آنلاین- فاطمه کاظمی:

صحبت‌های خادمی آن هم در شرایطی که پرونده فلک‌الافلاک در فهرست موقت آثار جهانی یونسکو ثبت شده، این نگرانی را به وجود می‌آورد مبادا در اثر غفلت‌هایی که در خصوص آثار تاریخی صورت می‌گیرد، ایران فرصت جهانی‌شدن فلک‌الافلاک و به دنبال آن منافعی که برای لرستان و ایران خواهد داشت را از دست بدهد.

زخم‌هایی بر تن فلک الافلاک

البته رسانه‌های لرستان قبلا نیز درباره آسیب‌هایی که فلک‌الافلاک از زلزله و سیل دیده و ترک‌هایی که بر جانش نشسته، هشدار داده‌اند و معتقدند چنین عواملی باعث شده این قلعه تاریخی در فهرست آثار موقت یونسکو خاک بخورد و فعلا نتواند مراحل ثبت نهایی را طی کند. نم‌زدگی دیوارهای قلعه باستانی فلک‌الافلاک، گلسنگ‌هایی که روی دیوار دیده می‌شود، احداث راه‌پله‌های نوساز بدون توجه به همخوانی با این بنای تاریخی، وجود موزه‌های مردم‌شناسی و باستان‌شناسی در داخل این بنای منحصربه‌فرد و آسیب‌های ناشی از فعالیت این موزه‌ها، از دیگر مشکلاتی است که فلک‌الافلاک با آن دست در گریبان است.

تکذیب شایعات

اما عطا حسن‌پور، مشاور مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی لرستان شایعه در خطر بودن فلک‌الافلاک را رد می‌کند و معتقد است در سال‌های اخیر یک پروژه بزرگ با عنوان استحکام‌بخشی به فلک‌الافلاک آغاز شده که در مراحل پایانی است و مرمت‌های آن هر ساله انجام می‌شود.

وی می‌افزاید: بعد از سیل 98، آسیب‌هایی مانند نشست خاک و ترک‌های دیوار به این قلعه وارد شد که مورد پایش قرار گرفت و از قلعه رفع خطر شد و مشکل خاصی ندارد.

حسن‌پور در توضیح صحبت‌های استاندار می‌گوید: منظور آقای استاندار این بوده که قلعه در معرض آسیب‌های طبیعی مانند سیل و زلزله قرار دارد و مرمت آن باید به شکل جدی‌تر در دستور کار باشد.

فلک‌الافلاک آزاد است

این باستان‌شناس و محقق میراث فرهنگی با بیان این‌که اخیرا نیز آزادسازی قلعه در دستور کار قرار گرفته، ادامه می‌دهد: قسمت‌های شمالی آن کاملا آزاد شده و ارتش و دانشگاه لرستان، املاک خود در حریم این قلعه را واگذار کرده‌اند. همچنین بیشتر مبلغ املاک بخش جنوبی قلعه که در اختیار سپاه پاسداران است، پرداخت شده و در آینده‌ای نزدیک تخلیه و به فضای فرهنگی تبدیل خواهد شد. در واقع هیچ فضای مزاحمی در حریم فلک‌الافلاک وجود ندارد.

ثبت جهانی، شاید وقتی دیگر

مساله اساسی دیگر بلاتکلیفی پرونده ثبت جهانی فلک‌الافلاک در یونسکو است که سال‌هاست مردم لرستان را در انتظار گذاشته. حسن‌پور در این‌باره توضیح می‌دهد: قلعه فلک‌الافلاک در فهرست موقت میراث جهانی ثبت شده و طبق قولی که وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی داده است در آینده‌ای نزدیک ثبت قطعی جهانی آن در دستور کار قرار خواهد گرفت و ارزیابان یونسکو برای ارزیابی پرونده و رفع نواقص آن وارد لرستان خواهند شد. مشاور مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی لرستان درباره اینکه آیا باید منتظر بود تا ارزیابان یونسکو نواقص پرونده را یادآوری کنند و بعد برای رفع آن‌ اقدام شود، می‌گوید: هیچ کدام از پرونده‌هایی که از سراسر جهان به یونسکو ارسال می‌شوند، بدون نقص نیستند و رفع نقص بر عهده ارزیابان یونسکو است. به نظر می‌رسد مشکل خاصی برای ثبت جهانی فلک‌الافلاک در فهرست یونسکو وجود نداشته باشد اما امسال به ثبت جهانی نخواهد رسید و سال آینده نیز شاید نرسد.

ثبت دره خرم آباد با محوریت فلک الافلاک

این باستان‌شناس و محقق میراث فرهنگی تأکید می‌کند: هر سال فقط یک اثر از هر کشور ثبت جهانی می‌شود و پرونده ثبت جهانی لرستان تنها محدود به قلعه فلک الافلاک نیست بلکه عنوان پرونده «دره خرم آباد با محوریت فلک الافلاک» است. این قلعه تاریخی درون دره‌ای است که شهر فعلی خرم‌آباد در آن قرار گرفته و این شهر به عنوان دره قدیم در فهرست آثار جهانی ثبت خواهد شد. دلیل ثبت جهانی این دره هم این است که از حدود 54 هزار سال پیش تا امروز بلافصل، تطور دوره‌های پیش از تاریخ، تاریخی و اسلامی در آن جریان داشته است. دهه شصت که باستان‌شناسان از دانشگاه‌های میشیگان و رایس آمریکا این دره را مورد کاوش قرار دادند لقب پایتخت پیش از تاریخ دنیا را برای آن در نظر گرفتند.

پس به دلیل این‌که این دره موجب استقرارهای انسانی از قدیمی‌ترین دوره‌های تاریخی تاکنون بوده و همچنین بستر مناسبی برای شکل‌گیری زیست جوامع انسانی به لحاظ داشتن آب و هوای مناسب است، قابلیت ثبت جهانی دارد.

از جهان فلک‌الافلاک

بنای اولیه قلعه فلک الافلاک مربوط به دوره ساسانی است و حدود 5 هزار و 300 مترمربع مساحت و 8 برج حجیم آجری دارد. در گذشته نیز یک حصار بزرگ با 12 برج این قلعه را احاطه کرده بودند. در دهه چهل که این قلعه ثبت ملی شد کاربری فرهنگی پیدا کرد در حالی که کاربری‌های قبلی آن به دلیل نقش تدافعی که داشته، عموما نظامی بوده است. از قرن چهار هجری هم محل نگهداری خزائن سلطنتی شخصی حاکم لرستان بوده است. این قلعه در دوره‌های صفویه و قاجار نیز کاربری نظامی داشته و در دوره پهلوی اول زندان سیاسی بوده و در دوره پهلوی دوم نیز کاربری نظامی به این قلعه برگردانده می‌شود تا این‌که در دهه شصت تبدیل به موزه باستان‌شناسی و مردم‌شناسی شد. در حال حاضر هم جدای از این‌که بنای قلعه، معماری فاخر باقیمانده از دوره ساسانی محسوب می‌شود، دو موزه مهم باستان‌شناسی و مردم‌شناسی نیز در آن قرار گرفته که هر ساله مورد بازدید گردشگران داخلی و خارجی قرار می‌گیرد. بیش از 12 هزار شی تاریخی در گنجینه این قلعه نگهداری می‌شود که در آینده‌ای نزدیک به موزه مفرغ در پایین‌دست قلعه تبدیل خواهد شد.

منبع:همشهری

واریش ،مـثل بـهشت

روستای «واریش» از زیباترین مناطق ییلاقی شهر تهران است که در شمال غرب پایتخت قرار دارد.این روستا به‌همراه روستای «وردیج»، زیر مجموعه بخش «کن» و «سولقان» محسوب می‌شود و در محدوده منطقه ۲۲ شهر تهران قرار گرفته‌اند. غرب تهران به‌دلیل قرار گرفتن کوه‌های مرتفع در آن، ظرفیت‌های برجسته‌ای برای گردشگری در محیط کوهستانی دارد. آب و هوای دلپذیر روستای واریش و دسترسی سریع به آن از دل شهر تهران، این روستا را به مقصد گردشگری محبوبی برای ساکنان پایتخت تبدیل می‌کند. از سوی دیگر، جاذبه گردنه «ارواح سنگی» در مسیر دسترسی به روستا، گردشگران زیادی را به این منطقه می‌کشاند.

روستای واریش در منتهی‌الیه غربی تهران واقع شده است و به‌دلیل قرار گرفتن در مسیر بادهای غرب به شرق تهران و ارتفاع زیاد، از آلودگی‌های هوا، در این روستا خبری نیست. این روستا در انتهای مسیر آسفالته جاده وردیج ‌ـ واریش قرار دارد. ارتفاع روستای واریش در حدود ۴۰۰‌مترمربع بیشتر از روستای وردیج است.

«علی سلطانی» یکی از ساکنان این روستا است. او درباره هویت این روستا و ویژگی‌های آب و هوای آن می‌گوید: «روستای وردیج و واریش نزدیک به ۵۵۰ نفر سکنه دارند، به‌دلیل سرمای شدید این منطقه در نیمه دوم سال و قطع ارتباط مسیر آن با تهران در مواقع بارش‌های شدید برف، تعدادی از ساکنان آن در این مدت در روستا حضور ندارند. در روستای واریش و اطراف آن، باغ‌های سرسبز، رودخانه خروشان، کوه‌های بلند و دره‌های عمیق وجود دارد. بیشتر باغ‌های این روستا را باغ‌های «گردو»، «سیب»، «خرمالو»، «توت» و «شاتوت» تشکیل می‌دهند. چشمه‌ها و رودخانه روستا، آب لازم برای آبیاری این باغ‌ها را تأمین می‌کنند.

خانه‌های روستایی در بخش جنوبی این روستا قرار گرفته‌اند و با وجود محدودیت بسیار برای ساخت‌وساز در این منطقه، وجود برخی ویلاهای نوساز، بافت قدیمی روستا را دستخوش تغییر کرده‌است. هوای روستای واریش به مراتب از روستای وردیج سردتر است و دسترسی به آن در زمستان، بسیار سخت و در بعضی اوقات غیرممکن می‌شود. این روستا در ماه‌های اردیبهشت و خرداد، از شکوفه‌های زیبا پوشیده می‌شود و در دامنه کوه‌های آن «لاله‌های واژگون» و «شقایق‌های وحشی» به چشم می‌خورند. هوا در بهار در این منطقه هنوز اندکی سرد است، اما در تابستان اینجا شبیه بهشت می‌شود و هوای بسیار مطبوع و خوب حال هر گردشگری را خوب می‌کند. در فصل پاییز درختان منطقه رنگارنگ و زیبا می‌شوند و در بسیاری از روزهای زمستان، ارتفاعات روستاهای وردیج و واریش، پوشیده از برف است».

سلطانی با اشاره به پرداخت مبلغی برای ورود به روستا می‌گوید: «برای بازدید از روستای واریش باید مبلغی برای ورودی پرداخت کنید و این مبلغ برای رسیدگی و نظافت روستا که برعهده ساکنان است، هزینه می‌شود. محیط روستای واریش بسیار سرسبزتر از روستای وردیج است و در سراسر آن باغ‌های میوه مانند «آلو»، «گیلاس»، «زردآلو»، توت و شاتوت به چشم می‌خورد. چشمه واریش منبع اصلی تأمین‌کننده آب شرب روستا و باغ‌ها به شمار می‌رود. فاصله روستای واریش از روستای وردیج تنها ۴ کیلومتر است. در قسمت ورودی روستای واریش، تابلوی راهنمایی مسیر چشمه واریش را مشخص می‌کند.»

  • زیارتگاهی در دل کوه

یکی دیگر از جاذبه‌های طبیعی اطراف روستاهای وردیج و واریش که پس از گذشتن از روستای واریش به آن می‌رسید، ارتفاعات کوه‌های پهنه حصار است. در میان دشت پهنه حصار امامزاده «بی بی‌زرین قمر» (س) قرار دارد که برای گردشگران و کوهنوردان این منطقه شناخته شده است. در این امامزاده که پیکر یکی از خواهران امام «رضا» (ع) دفن شده است، اتاقی برای استراحت وجود دارد. یکی از اتاق‌های این امامزاده استراحتگاه و آشپزخانه کوهنوردان به شمار می‌رود. مسیر جاده منتهی به ارتفاعات و دشت پهنه حصار از روستای واریش، در شمال شرقی این روستا قرار دارد و شیب آن ملایم است. این مسیر که با نام خیابان «مسیح‌الله‌محمد» در میان بومیان شناخته می‌شود، به نام یکی از خلبان‌های نیروی هوایی ارتش نامگذاری شده که در جنگ تحمیلی ۸ ساله به شهادت رسیده است.

  •  گردنه ارواح سنگی

یکی از دلایل اصلی شهرت روستاهای وردیج و واریش که بر جذابیت گردشگری این منطقه می‌افزاید، قرار گرفتن منطقه‌ای موسوم به گردنه ارواح سنگی در مسیر دسترسی به این روستا است. پس از ورود به جاده وردیج ‌ـ واریش و امتداد آن به مدت ۱۵ دقیقه و حدود ۶ کیلومتر طی مسیر، به منطقه‌ای پوشیده از سنگ و صخره‌های عجیب می‌رسید. سنگ‌ها و صخره‌های این منطقه با اشکالی عجیب و غریب شمایلی شبیه به بدن و سر جانوران دیده می‌شود.

شکل غیرطبیعی این سنگ‌ها توجه بسیاری را جلب می‌کند و سبب پیدایش شایعه‌هایی نیز هست. در میان اهالی این صخره‌ها را با نام «آدمک جیان» می‌شناسند. به باور آنها از زمان شکل‌گیری این روستاها و آغاز سکونت در آن‌ اطلاعات دقیقی در دست نیست. شکل ظاهری صخره‌های پر حفره در جاده روستای وردیج و واریش، در گذشته می‌توانسته است پناهگاه خوبی برای اقامت باشد.

باور بومیان این منطقه نیز بر همین استوار است. اهالی می‌گویند که پیشینیان آنها در قلعه‌ای در این منطقه سکونت داشتند؛ اما کارشناسان زمین‌شناسی دلیل پیدایش حفره‌ها را تنها بر اثر فرسایش طبیعی می‌دانند. بنا بر نظر دانشمندان زمین‌شناسی، مناطقی از این دست، باقی مانده رسوب کوه‌های آتشفشانی‌ است که بیش از ۳۵ میلیون سال پیش فوران کرده است. نمونه‌هایی از این سنگ‌ها، در دیگر مناطق جهان و ایران، از جمله روستای «کندوان» تبریز نیز دیده می‌شوند.

  • آبشار لتمال

از دیگر جاذبه‌های طبیعی روستای وردیج می‌توان به آبشارهای «لتمال» اشاره کرد. در کوهستان‌های اطراف روستاهای، رودخانه‌های فصلی در بهار جریان دارند که سبب زیبایی دو چندان این منطقه می‌شوند. آبشار لتمال از ۳ آبشار کوتاه و بلند تشکیل می‌شود که ارتفاع بلندترین آنها به ۳۵‌مترمربع می‌رسد.

۲ آبشار دیگر نزدیک به ۵‌مترمربع ارتفاع دارند. آبشار اصلی که بلندترین آبشار است، به‌صورت پلکانی بر روی سنگ‌ها می‌ریزد. رودخانه فصلی پر خروشی نیز در جوار آبشارهای لتمال وجود دارد که از اواخر زمستان و در بهار، بسیار پر آب می‌شود. «لت» در زبان محلی به‌معنای «سنگ» و «مال» نیز به معنی «مالیده شدن» است. به‌دلیل برخورد آب این آبشار به سنگ‌ها، این نام را بر این آبشارها گذاشته‌اند. برای رسیدن به آبشارهای لتمال باید در مسیر اصلی، پس از مجتمع «معلم»، با پای پیاده وارد دره شوید و در حدود یک ساعت پیاده‌روی کنید. نخستین آبشاری که خواهید دید، آبشار کوتاه‌تر ۵‌مترمربعی است و سپس به آبشارهای بعدی می‌رسید. زیبایی منحصربه‌فرد این آبشار، مسافت پیاده‌روی به‌سمت آن را برای علاقه‌مندان طبیعت، آسان می‌کند.

چگونه بروید؟  
این روستا در ارتفاعات مشرف به دره غربی «کن» واقع شده است و ۱۸۵۰‌مترمربع از سطح دریا ارتفاع دارد. برای رفتن به روستای وردیج و واریش باید به غرب تهران بروید. «علی موسوی» از جمله گردشگرانی است که برای گذراندن روز تعطیلش به این روستا سفر کرده است. او می‌گوید: «مسیر دسترسی به این روستاها از این جاده بسیار تماشایی است؛ اما در زمان بارندگی و فصل‌های سرد سال، ‌ تردد در آن می‌تواند خطرساز باشد. این جاده آسفالت است و پیچ‌وخم‌های زیادی دارد. فاصله مرکز شهر تهران تا روستای واریش نزدیک به ۴۴ کیلومتر است.» شما می‌توانید از طریق یکی از بزرگراه‌های «شهید خرازی»، «شهید همدانی» یا آزادراه «تهران‌ـ کرج» می‌توانید به این روستا برسید.

ورودی مستقیم به جاده وردیج ‌ـ واریش در بزرگراه شهید خرازی قرار گرفته است و اگر خود را به بزرگراه «شهید همت» برسانید، می‌توانید به‌راحتی در امتداد غربی بزرگراه شهید همت به بزرگراه شهید خرازی وارد شوید و پس از طی مسافت نزدیک به ۸ کیلومتر به مسیر خروجی جاده وردیج ‌ـ واریش خواهید رسید. همچنین می‌توانید از امتداد بزرگراه «شیخ فضل الله» به آزادراه تهران‌ـ کرج وارد شوید و از خروجی بزرگراه «شهید اردستانی»، به بزرگراه «شهید خرازی» و جاده وردیج ‌ـ واریش برسید. از طریق بزرگراه‌های «شهید حکیم» و «علامه جعفری» نیز به بزرگراه «شهید همدانی» خواهید رسید و از بزرگراه شهید اردستانی می‌توانید به بزرگراه شهید خرازی و وارد جاده وردیج ‌ـ واریش شوید. جاده واریج ‌ـ وردیش ۱۲ کیلومتر تا روستای واریش امتداد دارد.

منبع:همشهری

«تاج‌آباد» روستای عاشقان ادبیات

چندی پیش «پائولو کوئیلو» نویسنده شهیر برزیلی در صفحه اینستاگرامش درباره نام‌گذاری یک کوچه روستایی در ایران به نام «کیمیاگر» نوشت: «ابتکار کتابخوان‌ها و عاشقان ادبیات به این روستا موقعیتی منحصربه‌فرد بخشیده و این روستا را در منطقه مطرح کرده است. کوچه‌های این روستا در همدان همه با شاهکارهای ادبیات جهان نامگذاری شده است».

همشهری آنلاین- فاطمه کاظمی:

روستایی که پائولو کوئیلو از آن یاد می‌کند، همان روستای «تاجی‌آباد» یا «تاج‌آباد» است که اهالی آن همه کتابخوان هستند و بزرگترین کتابخانه روستایی کشور با ۶ هزار جلد را راه‌اندازی کرده‌اند. همه معابر این روستا با موافقت اهالی با عناوین شاهکارهای ادبیات ایران و جهان نام‌گذاری شده است و آن‌ها منتظرند با ثبت جهانی کاروانسرای تاریخی روستایشان بیش از پیش به جهان معرفی شود. پائولو کوئیلو در ایمیلی از سوی سفارت برزیل در ایران به شورای روستای تاج‌آباد اعلام کرده به محض آرام‌شدن اوضاع جهان از شیوع کرونا به تاج‌آباد سفر خواهد کرد تا روستای ادبیات ایران را از نزدیک ببیند.

تاریخ بلند

از آن‌جایی که در کشور اسناد مکتوب زیادی درباره روستاها وجود ندارد، نمی‌توان درباره تاریخچه آن‌ها به صورت قطعی صحبت کرد، اما بر اساس آن‌چه از اسناد ملی موجود

 به دست آمده و همچنین سفرنامه‌های موجود، تاج‌آباد بیش از ۴۰۰ سال قدمت دارد و کهنسالان روستا ۶ گورستان در آن معرفی می‌کنند که هر کدام نشان‌دهنده ۵۰ تا ۱۰۰ سال سکونت در آن است.

رئیس شورای اسلامی روستا با بیان اینکه اشیای تاریخی کشف‌شده نشان می‌دهد قدمت روستا بیشتر از ۴۰۰ سال است، می‌گوید: «قلعه‌ای در ۶ کیلومتری روستا و زاغه سفیدشده در کوه‌های آن وجود دارد که به اذعان باستان‌شناسان قدمت روستا را به هزار سال می‌رساند یا برای اشیای تاریخی کشف‌شده در آن بیش از ۳ هزار سال قدمت تعیین کرده‌اند و ۱۵۰ کتیبه در آن کشف شده است.»

«قباد یاری» تاکید می‌کند بارها از طریق میراث فرهنگی پیگیر ثبت ملی این آثار بوده، اما به نتیجه نرسیده است.

۶ هزار جلد کتاب، بدون کتابخانه

با نگاهی به گذشته روستا متوجه می‌شویم سابقه کتابخوانی در آن مربوط به دیروز و امروز نیست، بلکه تاریخ بلندی می‌توان برای آن متصور شد. از سال‌های بسیار دور فردی که کتاب داشت را برای مهمانی‌ها دعوت می‌کردند و شاهنامه، اسکندرنامه و مختارنامه نقل محافل تاج‌آبادی‌ها بوده است.

رئیس شورای روستای تاج‌آباد می‌گوید: «از سال ۸۴ خلا یک کتابخانه را در روستا احساس می‌کردیم. بنابراین تصمیم گرفتیم به اهالی روستا کتاب امانت بدهیم تا در زمان مشخصی مطالعه و آن را در گروه ارائه دهند. بعد از چند ماه کتابخانه روستا با ۱۱۳ جلد کتاب و فضای کوچکی که یکی از اهالی روستا هدیه داد، فعالیت خود را آغاز کرد. از همان زمان به هر ارگان و فردی که فکر می‌کردم می‌تواند به ما کتاب اهدا کند، ایمیل زدم و درخواست کتاب کردم. در طول ۲ سال کتابخانه روستا بارور شد و اهالی هم از آن استقبال کردند.»

وی با بیان اینکه در کتابخانه فعالیت‌های جنبی مانند آموزش بی‌سوادان هم آغاز شده است، می‌افزاید: «از آن‌جایی که روستا مدرسه راهنمایی نداشت، پیگیر ادامه تحصیل افرادی شدیم که تحصیلات ابتدایی داشتند. در گروه اول ۱۷ نفر ادامه تحصیل دادند و راهنمایی را تمام کردند و ۶ نفرشان تا پایان متوسطه پیش رفتند و ۲ نفر از آن‌ها به دانشگاه راه پیدا کردند. یکی از آن‌ها دهیار روستاست که لیسانس دامپزشکی گرفته و در حال حاضر هم گروه جدیدی بالای ۳۵ سال ادامه تحصیل را آغاز کرده‌اند.»

یاری ادامه می‌دهد: «جالب است بدانید کتابخانه روستای تاج‌آباد بیش از ۶ هزار جلد کتاب دارد، اما هنوز ساختمان مناسبی برای آن در نظر گرفته نشده و فضای ۲۰ متری کتابخانه موجود جوابگوی این همه کتاب نیست. به همین دلیل کتاب‌ها در فضاهایی مانند آرایشگاه‌های زنانه و مردانه، مغازه‌ها، قهوه‌خانه‌ها و بانک در دسترس عموم قرار داده شده‌اند.»

اهالی ورزشکار

اوایل در حمام عمومی روستا سرای ورزش راه‌اندازی شد، اما یکی از اهالی که ساکن تهران بود به روستا نقل مکان کرد و در آن باشگاه ورزشی راه انداخت که در ۲ بخش آقایان و بانوان فعال است. یاری می‌گوید: «این گروه در نخستین حضور خود در میادین ملی کاراته توانستند ۲۶ مدال کسب کنند و همین موجب شد امکانات سرای ورزش را هم در اختیار او قرار دهم تا کارشان بهتر پیش برود. حمام عمومی را به کتابخانه تبدیل کردیم و با ۳۰ میلیون تومان کمک مالی ‌ فضای حمام را مرمت کردیم، اما این فضا امکانات سرمایشی و گرمایشی ندارد و فقط علمک گاز آن نصب شده.

سال ۹۴ که روستا به عنوان روستای دوستدار کتاب معرفی شد، شورای اداری کتابخانه‌های استان در روستا تشکیل و قرار شد فضای کتابخانه را تجهیز کنند، اما عملا هیچ اتفاقی نیفتاد.»

رنگ و بوی ادبیات در کوچه‌های روستا

افزایش سرانه مطالعه در میان روستاییان و عجین شدن فرهنگ آن‌ها با کتابخوانی موجب شد کوچه و خیابان‌های روستا هم با شاهکارهای ادبیات ایران و جهان نام‌گذاری شود.

 رئیس شورای روستای تاج‌آباد در این‌باره می‌گوید: «از سال ۹۱ به دنبال نام‌گذاری خاص برای معابر روستا بودیم. یکی از دوستان پیشنهاد داد حالا که فرهنگ روستا با کتاب عجین شده، کوچه و خیابان‌های آن هم رنگ ادبیات به خود بگیرند. ۲۰۰ عنوان استخراج کردیم و مشاوران دهیاری و هیات امنای مسجد با آن‌ها موافقت کردند. سر نام‌گذاری ورودی روستا نظرسنجی برگزار کردیم و در نهایت ۷۰۰ نفر از اهالی روستا که در نظرسنجی شرکت کرده بودند به بهشت گمشده جان میلتون رای دادند. از آن زمان به سفارتخانه‌های کشورهای مختلف ایمیل می‌زدیم و درخواست می‌کردیم اگر کتاب شاخصی دارند، معرفی کنند تا معابر روستا به آن‌ها مزین شوند. چند کشور مانند اتریش، سوئیس و هلند پاسخ دادند و از آن استقبال کردند. اتریش برایمان کتاب فرستاد که به زبان آلمانی است و اگرچه نمی‌توانیم از آن‌ها استفاده کنیم، اما به عنوان هدیه گرانقدر نگهداری می‌کنیم.»

نام‌گذاری معابر روستای تاج‌آباد به شاهکارهای ادبیات همین‌قدر هم ساده نبوده و نیست. یاری در این‌باره می‌گوید: «همیشه در سیستم اداری کشور ما کارشناسانی هستند که فقط کارشناس هستند و سمت مدیریتی ندارند. همین کارشناسان موجب شده‌اند کار نام‌گذاری معابر در نیمه راه متوقف شود. برای مثال ۳۷ عنوان جدید برای معابر روستا پیشنهاد شده، اما کارشناسان اجازه نمی‌دهند و کار روی زمین مانده است. از این موارد جدید ۷ عنوان مربوط به دفاع‌مقدس است که بخشی از تاریخ معاصر کشور ما محسوب می‌شود و اصرار داریم از آن در روستا ردی بماند. سر همین نام‌گذاری‌ها و به دلایل واهی بارها به دادگاه احضار شدم و قضات دادگاه، شرافتمندانه من را تبرئه کردند و اصرار داشتند این کار را ادامه دهم و گفتند حق ندارم پا پس بکشم و همین به من خیلی روحیه داد.»

کاروانسرای تاریخی 

تنها ۲ کاروانسرای تاریخی مدور در کشور وجود دارد که یکی از آن‌ها در روستای تاج‌آباد است. این کاروانسرا به شاه عباسی معروف است که در زمان شاه عباس ساخته شده، اما قبل از آن نیز محل استراحت که چاپارخانه نامیده می‌شود، بوده است و زائران عتبات و حج در آن اقامت می‌کرده‌اند. این کاروانسرا در دوره صفویه و همچنین قاجاریه مرمت و سال ۷۶ در فهرست آثار ملی ثبت شده است. مسئولان میراث فرهنگی معتقدند پرونده این کاروانسرا را برای جهانی‌شدن به یونسکو ارسال کرده‌اند، اما هنوز مشکلاتی وجود دارد.

یاری می‌گوید: «سال ۸۶ که نقشه روستا و طرح هادی روستا به روز شد حریم کاروانسرا به روز نشد و مجوز یک ساختمان ۲ طبقه در حریم آن داده شد که پرونده همان ساختمان الان در دادگاه است. سال ۹۶ به مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی پیشنهاد دادم تاج‌آباد عنوان روستای هدف گردشگری به خود بگیرد، اما هیچ اعتنایی به من نشد. پیشنهاد راه‌اندازی بازارچه محلی هم روی زمین ماند. در عوض مدیرکل میراث فرهنگی از من خواست طی ۲ روز رضایت ۵ نفر از اهالی روستا که در کنار کاروانسرا ملک دارند را بگیرم تا در روند ثبت جهانی‌شدن به حریم کاروانسرا اضافه شود و من رضایت ۴ نفر را گرفتم. اما ۳ سال گذشت و مالکان پشیمان شدند. اداره‌کل میراث فرهنگی و اداره راه حتی اجازه ندادند یک تابلو در ورودی روستا برای معرفی کاروانسرا نصب شود.»

علی مالمیر، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان همدان در خصوص قرار گرفتن دو کاروانسرای تاج‌آباد و فرسفج در قالب کاروانسراهای کشور و معرفی به عنوان ثبت ‌جهانی اظهار می‌کند: دو کاروانسرای همدان در حوزه پرونده‌های زنجیره‌ای است که به یونسکو ارسال شده و پیش‌بینی شده ارزیابان یونسکو تیرماه به همدان سفر کنند.

حالا باید دید با این شرایط ارزیابان یونسکو تاج‌آباد برای جهانی‌شدن را خواهند پذیرفت یا این فرصت هم از دست خواهد رفت.

منبع:همشهری

نقش بازاریابی ‌و تبلیغات در توسعه گردشگری سلامت در ایران

بی‌شک پیوند دو مقوله علمی بازاریابی ‌و تبلیغات و گردشگری سلامت نقش مهمی در توسعه کیفی گردشگری سلامت در ایران به‌عنوان یکی از جدیدترین گونه‌های گردشگری ایفا خواهد کرد.

امروزه ارائه خدمات پزشکی به‌عنوان گردشگری سلامت در جهان شناخته شده و متقاضیان بسیاری دارد. به گونه‌ای که در دو دهه گذشته گردشگری پزشکی (سلامت) رشد چشمگیری در کل جهان داشته است.

محققان عوامل موثر بر توسعه گردشگری پزشکی را به دو گروه «فشار» و «کشش» تقسیم می‌کنند. به‌نحوی که عامل فشار به‌میزان کمی و کیفی ارائه خدمات پزشکی در کشورهای مبدا مربوط می‌شود، در حالی که عوامل کششی مربوط به ارائه بهینه خدمات پزشکی در کشورهای مقصد است، لذا میزان کمی و کیفی ارائه خدمات پزشکی در کشورهای مقصد انگیزه بیماران برای سفر به کشورهای خارجی را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

امروزه بازاریابی و گردشگری سلامت دو روی یک سکه هستند. به‌نحوی که بازاریابی گردشگری سلامت در حقیقت در ۳ حوزه می‌تواند به توسعه این گونه گردشگری یاری‌رسانی کند. با این وصف معرفی صحیح خدمات پزشکی از یک‌سو و همچنین معرفی خدمات جانبی پزشکی و محصولات پزشکی از سوی دیگر و در نهایت معرفی خدمات جانبی گردشگری از جمله حمل و نقل و اقامت می‌تواند به توسعه اقتصادی جوامع میزبان گردشگری سلامت منتهی شود.

مهم‌ترین ابزار بازاریابی در راستای توسعه گردشگری امروزه بهره‌گیری صحیح از فناوری نوین ارتباطات است که بطور چشم‌گیری زندگی ما را امروزه تغییر داده و درعین حال فرصت‌های جدیدی را در زمینه‌ی بازاریابی فراهم کرده است. با رشد سریع جامعه جهانی در تجارت الکترونیک و روی آوردن اکثر کسب و کارها به اینترنت و استفاده از وب سایت‌ها برای عرضه و معرفی و فروش محصولات وارداتی یا تولیدی خود، به نظر می‌رسد مراکز خدمات گردشگری سلامت نیازمند ایجاد واحدی به نام بازاریابی گردشگری سلامت در مراکز خود دارند تا با حضور کارشناسان بازاریابی و بهره‌گیری از آخرین متدهای فناوری ارتباطات به معرفی خدمات پزشکی و حتی خدمات جانبی آنان پرداخته شود.

گردشگری اینترنتی، نقش زیادی در توسعه صنعت گردشگری در جهان دیجیتالی شده امروزی دارد و به‌عنوان یک موتور محرک برای توسعه اقتصادی گردشگری است. با رشد چشمگیر و فراگیر شدن تلفن‌های همراه هوشمند، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی در دهه اخیر، بنگاه‌های گردشگری نیز برای بازاریابی محصولاتشان، خود را با این ابزارهای روز تطبیق داده و بازاریابی شبکه‌های اجتماعی به‌یکی از مهم‌ترین رویکردهای بازاریابی در دنیای امروز بدل شده است. شبکه‌های اجتماعی از قابلیت‌های بالایی برای بازاریابی در صنعتی که با روحیات و تفریحات مردم در ارتباط است همچون صنعت گردشگری برخوردارند که این خود نشانگر نقش با اهمیت رسانه‌های جدید و قدرت آن‌ها در جذب تعداد مخاطبان است.

هرگونه سیاست‌گذاری در امر بازاریابی گردشگری سلامت در حقیقت فرآیندی همانند متقاعد کردن مصرف کنندگان برای این‌که چرا آن‌ها باید کالای خاص یا خدماتی را که رقبا از آن غفلت می‌کنند انتخاب کنند، شامل می‌شود.

در بازاریابی گردشگری سلامت، بیماران و همراهان آن‌ها به‌عنوان مخاطب هدف و بیمارستان‌ها و سایر امکانات و خدمات مرتبط با آن به‌عنوان محصولی که قرار است به‌عنوان محصول در میان رقبای خود به بازار عرضه شود در نظر گرفته می‌شوند. بنابراین بازاریابی گردشگری سلامت را می‌توان فرایند متقاعد کردن بیماران یا همراهان آن‌ها در انتخاب یک بیمارستان خاص برای درمان خود دانست.

یک بازاریابی اخلاقی و علمی می‌تواند سود بیمارستان‌های را افزایش دهد که به‌طور غیرمستقیم درآمد ملی آن کشور را از طریق صادرات مراقبت‌های بهداشتی افزایش می‌دهند.

بنابراین بازاریابی نه‌تنها می‌تواند باعث برنده شدن بیماران در انتخاب خود شود بلکه درآمد حاصل از صادرات مراقبت‌های بهداشتی را نیز افزایش داده و باعث افزایش تجارت و اعتبار بیمارستان‌ها و همچنین ارائه دهندگان خدمات بهداشتی می‌شود.

بازاریابی گردشگری سلامت همچنین می‌تواند در جذب بیماران اعم از داخلی و خارجی با نام تجاری بیمارستان بسیار موثر باشد و مهم‌تر این که در بین بیماران در سراسر جهان در مورد وجود درمان خاصی از بیماری‌های تهدید کننده و زندگی در یک بیمارستان از هر کشور ایجاد آگاهی می‌کند.

تحقیقات مختلف نشان داده که امروزه شبکه‌های اجتماعی در سطوح مختلف از جمله دوستان و همسایگان تاثیر قابل توجهی در انتخاب مقصد گردشگری پزشکی دارند. بنابراین، با توجه به تاثیر شبکه‌های اجتماعی و وب سایت‌ها در انتخاب مقصد، بیمارستان‌ها و کلینیک‌ها می‌توانند از شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان منبع اطلاعاتی و تاثیرگذار برای بیماران استفاده کنند، تا جایی که آن‌ها می‌توانند تجربیات خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. این بدان دلیل است که بیماران می‌توانند به ابزاری رایگان برای اطمینان از کیفیت خدمات پزشکی برای سایر مشتریان تبدیل شوند.

دلیل این امر آن است که در مواردی مانند خدمات پزشکی، محصولات قبل از خرید قابل مشاهده نیستند. به همین دلیل رضایت مشتری می‌تواند قیمت‌های انواع خدمات درمانی را توجیه کند.

بازاریابان گردشگری سلامت در کلینیک‌ها و بیمارستان‌ها باید سعی کنند امکان مراجعه مجدد بیماران در این مراکز را افزایش دهند، زیرا مشتریان سابق در صورت احساس رضایت، اشتیاق بیشتری برای بازگشت و استفاده از امکانات و خدمات بیمارستان‌ها و کلینیک‌ها دارند.

درک این‌که چه کسی قبلا به یک مقصد سفر کرده است و انگیزه‌های او، می‌تواند به بازاریابان در برنامه‌ریزی استراتژی‌های عملی کمک کند. بازرگانان گردشگری سلامت همچنین باید از ابزارهای بازاریابی بیشتری برای گسترش نگرش مثبت در میان گردشگران سلامت در کشورهای مختلف استفاده کنند. از آنجا که جذب مشتری جدید پزشکی هزینه بیشتری نسبت به حفظ مشتری فعلی پزشکی دارد، مدیران بازاریابی سلامت باید از راهکارهای برای حفظ مشتری استفاده کنند.

منبع:میراث آریا

نقش صنایع‌دستی در توسعه گردشگری استان خراسان شمالی

هنرمندان و صنعتگران خراسان شمالی در ۶۱ رشته صنایع‌دستی فعالیت دارند که از این تعداد چهار رشته شامل سفره کردی، پادری، چاروق و حکاکی روی سنگ موفق به کسب مهر اصالت بین‌المللی یونسکو و ۶۲ اثر صنایع‌دستی از استان نیز به کسب نشان ملی و مرغوبیت کالا شده‌اند. بجنورد مرکز خراسان شمالی به‌عنوان شهر ملی گلیم ایران مزین شده که می‌توان از این ظرفیت برای جذب گردشگران تلاش کرد.

نخستین خانه صنایع‌دستی استان در محل خانه جاجرمی بجنورد و نخستین خانه نساجی سنتی کشور در دهکده گردشگری روئین اسفراین همه‌ساله میزبان گردشگران و مسافران فراوانی است و مسافران و گردشگران می‌توانند از نزدیک فعالیت هنرمندان این منطقه و مراحل تولید صنایع‌دستی سنتی را مشاهده کرده و تولیدات هنرمندان را در محل تولید خریداری کنند.

مردم استان خراسان شمالی از اقوام فارس، کرمانج، ترک، تات، ترکمن و اقلیت‌های گوناگون دیگر مانند بلوچ، عرب، لر تشکیل شده است. حضور قومیت‌های مختلف با فرهنگ‌های متنوع، هم‌نشینی جذاب و درخور تحسینی را برای تولیدات صنایع‌دستی فراهم آورده و بسیاری از نقوش و تکنیک‌های هنرهای مردم این سرزمین از قومی به قوم دیگر راه یافته است و تولیدات صنایع‌دستی از سوی اقوام گوناگون ساکن در خراسان شمالی روایتگر هویت تاریخی و فرهنگی این خطه است.

نقوش و نگاره‌های به کار گرفته شده در صنایع‌دستی استان خراسان شمالی ریشه در اعتقادات و باورهای هنرمندان این خطه از کشورمان دارد و هنرمندان خراسان شمالی، صنایع‌دستی را با نگاره‌های متنوع با رنگ‌های الهام گرفته از طبیعت خلق می‌کنند. اسناد و مدارک برجای‌مانده از ادوار گذشته در خراسان شمالی بیانگر آن است که تولید صنایع‌دستی در این منطقه از ایران سابقه‌ای دیرینه برخوردار است. نوآوران و استادان صنایع‌دستی در این حوزه جغرافیایی همواره به‌موازات آفرینش‌های ذوقی صنعتگران و هنرمندان دیگر مناطق کشور، در خلق آثاری زیبا و خلاقانه دستی داشته‌اند که برخی از این رشته‌های هنری اکنون برجاست و چون سفیری صادق، گوشه‌ای از هویت تاریخی و فرهنگی این خطه را روایت می‌کند.

«سفره کردی» یک هنر خاص از بافته‌های داری منحصربه‌فرد زنان عشایر خراسان شمالی است و به‌عنوان هنری وصف‌ناپذیر مطرح است که نمادهای اشتیاقی و ذوق و احساس آنان نسبت به طبیعت و تاریخ قومی و فرهنگی را در خود جای داده است و نقش‌های بافته‌شده نشان از عظمت فرهنگ، هنر، باورها، آداب‌ورسوم، و تاریخ پر فراز و نشیب این دیار را با خود به یدک می‌کشد؛ نمادها در سفره کردی همگی بیانگر کرامت قومی و احترام به طبیعت است. انواع گلیم و سفره کردی، جاجیم، پارچه‌بافی، چادرشب بافی و حوله بافی، کلاه کرکی، دوخت لباس‌های سنتی، زیورآلات محلی، چاروق، انواع سفال و… از مهم‌ترین هنرهای دستی استان خراسان شمالی محسوب می‌شوند که همگی از شهرت و منزلت جهانی برخوردارند و تولید آن در استان در زمره پرطرفدارترین مشاغل قلمداد می‌شود.

استان خراسان شمالی در موسیقی مقامی نیز شهرتی فراگیر دارد که وجود هنرمندان موسیقی هنر ساخت سازهای سنتی را نیز به یکی از اصیل‌ترین و قدیمی‌ترین هنرهای استان تبدیل کرده که به دلیل وجود اقوام ترک، ترکمن و کرمانج در منطقه موسیقی فولکلوریک رواج دارد. افزون بر ۱۵ هزار صنعتگر و هنرمند در ۶۱ رشته درزمینه‌ی تولید انواع صنایع‌دستی فعالیت می‌کنند که برخی از تولیدات صنایع‌دستی استان ازجمله سفال و سرامیک، دست‌بافته‌های داری و انواع زیورآلات به کشورهایی چون لهستان، چین، ترکیه، ایتالیا، لبنان، قطر، کانادا و سوئد صادر می‌شود.

صنایع‌دستی استان به دلیل اشتغال‌زایی، توجیه اقتصادی دارد و یکی از راهکارهای مبارزه با بیکاری در مناطق مختلف استان است که ارزش افزوده بالا، حفظ فرهنگ و اصالت سنتی، انتقال هنر بومی و محلی و پیوند نسل‌ها از دیگر خصوصیات هنرهای دستی است و به دلیل مشارکت دادن زنان در تولید و متنوع کردن منابع درآمد خانوار، می‌تواند تأثیرات بلندمدت بر توسعه اقتصادی و اجتماعی استان داشته باشد.

گردشگری یکی از فعالیت‌های مهمی است که در دهه‌های اخیر از جایگاه ویژه‌ای در توسعه اقتصادی برخی کشورها برخوردار بوده است و در بسیاری از مقاصد گردشگری، تاکنون ارتباط تعریف‌شده و معینی میان صنایع‌دستی و صنعت گردشگری به وجود نیامده است.

استان خراسان شمالی با داشتن تنوع محیط جغرافیایی طبیعت زیبا و ظرفیت‌های بالقوه طبیعی، فرهنگی و تاریخی و جایگاه ویژه آن به‌عنوان یکی از گذرگاه‌های اصلی گردشگری کشور بین دو قطب سیاحتی شمال و زیارتی مشهد مقدس به‌عنوان یکی از قطب‌های مهم گردشگری کشور به شمار می‌رود که توسعه توریسم می‌تواند در بهبود وضعیت معیشتی و اقتصادی مردم آن نقش پررنگی ایفا کند. توسعه‌ای که به فرموده مقام معظم رهبری در سفر به استان به‌عنوان دومین عامل توسعه استان از آن نام برده شد. صنایع‌دستی این استان نیز به جهت هم‌جواری و هم‌نشینی فرهنگ‌های غنی اقوام مختلف کرد و ترک و ترکمن و تات و… از تنوع و جذابیت‌های کم‌نظیری برخوردار است که چشم را به میهمانی رنگ و طرح و نقش فرامی‌خواند.

بی‌شک توجه و اهتمام جدی به مقوله صنایع‌دستی با توجه به پتانسیل‌های بالقوه این هنر–صنعت و دارا بودن شرایط ویژه‌ای نظیر پراکندگی گسترده در سطح استان، آموزش با هزینه پائین، نیاز به سرمایه‌گذاری اندک، خانگی بودن اکثریت رشته‌های فعال و… می‌تواند با کمک به توسعه گردشگری به‌عنوان یک صنعت، پاسخگوی بسیاری از نیازهای امروز جامعه در ایجاد اشتغال، پاسداشت فرهنگ و سنن، حمایت از تولید داخلی، افزایش درآمد خانوار و ارتقاء سطح معیشت و رفاه خانوار و… بوده و تأثیر شگرف و به سزایی در جامعه به‌جا بگذارد فعالیت بیش از ۱۵ هزار نفر در ۶۱ رشته صنایع‌دستی در استان، برپایی ۹ نمایشگاه ملی و بین‌المللی، حضور در بیش از ۴۱۰ نمایشگاه خارجی و داخلی، کسب ۴ نشان مهر اصالت یونسکو و ۶۲ مهر مرغوبیت ملی و… توسط صنعتگران صنایع‌دستی استان و گردش مالی سالانه بیش از ۵۰ میلیارد ریال این هنر- صنعت در بخش فروش مربوط به نمایشگاه و بازارچه‌های مربوطه نشان از ظرفیت ویژه صنایع‌دستی استان دارد.

ازآنجاکه صنایع‌دستی و صنعت توریسم بر یکدیگر اثر متقابل دارند و می‌توانند موجبات رشد و توسعه یکدیگر را فراهم سازند توجه و اهمیت دادن به صنایع‌دستی به‌عنوان رهاورد ملموس و سوغات سفر به توسعه صنعت گردشگری در استان خراسان شمالی به‌عنوان یک گذرگاه عبوری و نه یک مقصد گردشگری کمک شایان توجهی می‌کند، اقداماتی که باهدف ایجاد جاذبه در بخش صنایع‌دستی نظیر ایجاد و راه‌اندازی بازارچه‌های صنایع‌دستی، برگزاری جشنواره‌های فرهنگی و هنری، معرفی روستاهای هدف صنایع‌دستی و… در راستای جذب و افزایش میزان ماندگاری مسافر و گردشگر ازاین‌دست است که همت، همدلی و هم‌زبانی مسئولان و مردم را می‌طلبد.

منبع:میراث آریا