تبدیل لنج بندر کنگ به اقامتگاه سه ستاره شناور
/0 دیدگاه /در اخبار گردشگری /توسط Shahrzad Dehghaniزارعی گفت: میخواستیم به همه نشان دهیم که میتوان این لنجها را احیا کرد بنابراین از این لنج به عنوان هتل شناور یا اقامتگاه با خدمات هتل سه ستاره استفاده خواهیم کرد. برای دستورالعمل استفاده از این لنجها به عنوان اقامتگاه یا کاربری گردشگری نیز منطقه آزاد کیش با ما مشارکت کرد. این دستورالعمل را به سازمان بنادر و دریانوردی برای تصویب ارسال میکنیم.
مهر نوشت، وی ادامه داد: زمانی که شهرداری بندر کنگ، «بوم» صد سالهای را خریداری کرد همه گفتند چرا وقتی قرار است این لنج از بین برود، آن را خریدید؟ میتوانستید این هزینه را برای یک لنج سالم بگذارید. پاسخم این بود که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم به سمتی میرویم که تکنولوژی و امکانات در حال پیشرفت است و شناورهای فلزی جای این لنجهای چوبی را میگیرد ولی اگر در زمینه گردشگری کار کنیم، میتوانیم از دانش لنجسازی حفاظت کنیم و یک فعالیت گردشگری متنوعی داشته باشیم که با سایر کشورها رقابت کند.
رونمایی از دستمال آغشته به خون ناصرالدین شاه
/0 دیدگاه /در اخبار گردشگری /توسط Shahrzad Dehghaniمجموعه جهانی گلستان امروز (یکشنبه، ۱۲ اردیبهشت) و دقیقا ۱۲۵ سال بعد از ترور ناصرالدین شاه دستمال آغشته به خون جامانده از ترور این شاه قاجار را، رونمایی کرد.
درست ۱۲۵ سال قبل در چنین روزی در آستانه مراسم پنجاهمین سال تاجگذاری ناصرالدین شاه قاجار او به دست میرزا رضا کرمانی در حرم شاه عبدالعظیم در شهر ری ترور شد.
داستان از این قرار بود که صبح جمعه هجدهم ذیقعده ۱۳۱۳ قمری (برابر با دوازدهم اردیبهشت ۱۲۷۵) ناصرالدین شاه قاجار به شکرانه پنجاهمین سالگرد سلطنت به زیارت حضرت عبدالعظیم رفت اما رویای جشن پنجاهمین سال سلطنت را واقعیت هولناک قتل او درهم شکست.
میرزا رضا کرمانی، قاتل ناصرالدین شاه، در نقطهای او را به گلوله بست که چندسالی پیشتر به دستور شاه قاجار، سیدجمالالدین اسدآبادی را بازداشت و خوار و خفیف کرده بودند و بدین ترتیب میرزا رضا در آن روز هم انتقام ستمکشیهای خود از شاه گرفت و هم انتقام بدرفتاریها با مرشد خود را.
مجموعه جهانی کاخ گلستان به مناسبت سالروز ترور ناصرالدین شاه، تصویری از دستمال آغشته به خون این شاه قاجاری را رونمایی کرد. این دستمال با شماره اموال ۱۳۰۲ به ابعاد ۳۸ در ۲۸ سانتیمتر اکنون در گنجینه کاخ گلستان نگهداری میشود که تصویری از آن به نمایش گذاشته شده است. روی دستمال نوشته شده: دستمال شاه شهید است که در هفدهم ذیقعده روز جمعه برای بستن خون دهان زخم تپانچه که به زیر سینه چپ خورده از جیبش درآورده کنار آنرا پاره کرده به توی زخک داخل نموده که برای حرکت دادن جسد خون نیاید و این قسمت دیگر را بطور یادگار خونآلوده نگاه داشتم. بعدازظهر جمعه ۱۷ ذیقعده ۱۳۱۳/ دکتر شیخ محمد
امضای زیر متن به دکتر شیخ محمد خان احیاء الملک اشاره دارد که روز حادثه در حرم عبدالعظیم حضور داشت.
آفرین امامی روز یک شنبه در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی ایرنا با اشاره به ترور ناصرالدین شاه در چنین روزی گفت: بعد از ترور شاه دستمالی را برای جلوگیری از خونریزی بیشتر وی روی جای اصابت گلوله گذاشتند و پیکر بی جان وی را درشکه سوار کردند. یکی از همراهان شاه دست تو آستین لباس شاه کرد و برای مردم دست تکان داد تا مردم تصور کنند شاه زنده است.
وی گفت: پیکر شاه از در عالی که هم اکنون در خیابان ناصر خسرو قرار دارد و قرار است به زودی بازگشایی شود به کاخ وارد شد. اما هنگامی که پیکر به کاخ گلستان رسید جانی بر بدن نداشت.
گلستان تنها میراث جهانی تهران
کاخ گلستان با قدمتی بالغ بر ۴۴۰ سال یکی از منحصر به فردترین مجموعههای تاریخی ایران است. نام گلستان این مجموعه ریشه در تالاری به همین نام دارد که از بناهای عهد آقا محمد خان قاجار بوده و در سال ۱۲۱۶ ه. ق و در عهد فتحعلی شاه قاجار به پایان میرسد.
کاخ گلستان از عهد صفویه تا دوران معاصر دستخوش تغییراتی شده است. بنیان کاخ گلستان به دوران شاه عباس صفوی و به سال ۹۹۸ ه. ق و با احداث چهار باغی در داخل حصار شاه طهماسب و بعدها و در زمان شاه سلیمان صفوی (۱۱۰۹ – ۱۰۷۸ ه. ق) با ساخت دیوان خانهای در همان محدوده چنارستان شاه عباسی شکل میگیرد ولی امروزه از آن بنیانها اثری در میان نیست.
داشتههای موجود کاخ گلستان از لحاظ دیرینگی محدود به بخشی از آثار و ابنیه از دوران زندیه بوده و فراتر از آن نمیرود.
کاخ گلستان در دوم تیرماه ۱۳۹۲ خورشیدی و در سی و هفتمین اجلاس سالانه کمیته میراث جهانی سازمان یونسکو به عنوان میراث بشری از جانب یونسکو به ثبت رسید.
جرم انتقال کرونا در سفر چیست؟
/0 دیدگاه /در اخبار گردشگری /توسط Shahrzad Dehghaniتا کنون از خودتان پرسیدهاید جرم انتقال کرونا در سفر چیست؟
به گزارش ایسنا، «سفر» توصیهنشدهترین فعل در وضع حاضر است و محدودیتهای مرتبط با آن، با وجود ۱۹۸ شهر قرمز در کشور هنوز برداشته نشده است. با این حال، تبلیغ سفرهای گروهی انجام میشود، بهویژه با فرارسیدن فصل بهار و نزدیک شدن تعطیلات عید فطر. اما اگر بدون توجه به توصیهها سفر رفتید و به کرونا مبتلا شدید و یا عامل انتقال این ویروس به دیگران بودید، چه مسؤولیت شهروندی و حقوقی متوجه شما و همراهانتان است؟
وزارت بهداشت و ستاد ملی مقابله با کرونا همچنان بر سفر نرفتن تاکید دارند و هماینک تردد جادهای بین ۱۹۸ شهر قرمز و ۱۵۷ شهر نارنجی مشمول جریمه است. با این حال، اگر ضرورتی برای سفر بود و یا با گروه و تور مسافرت رفتید حتما نکات بهداشتی را رعایت کنید. تاکید میشود پس از سفر، ۱۴ روز از تماس و ارتباط با دیگران خودداری شود. اگر فکر میکنید با فرد مبتلا به کووید-۱۹ تماس داشتهاید، سفرهای بعدی را عقب بیندازید. حتی اگر بدون نشانه باشید، ممکن است ویروس را در جریان سفر به دیگر افراد منتقل کنید. آمارهای وزارت بهداشت نشان میدهد ۵۱ هزار نفر از افراد کرونا مثبت، بدون توجه به شرایط، کیلومترها از شهر خود دور شدهاند. ایرج حریرچی گفته ۲۱ درصد این افراد فقط در فروردینماه قرنطینه را شکسته و سفر رفتهاند.
وزارت بهداشت قبلا از جریمه افرادی که قرنطینه کرونا را شکستهاند، خبر داده بود. حریرچی اکنون گفته در طرح قبل با وجود تعیین ۲۰۰ هزار تومان جریمه برای متخلفان، اما برخی افراد محدودیتها را رعایت نکردند. مشخص شد این میزان بازدارنده نبوده است. بنابراین در کمیته امنیتی – اجتماعی وزارت کشور مقرر شد وزارت بهداشت موارد تخلف را اعلام کند و نیروی انتظامی ناظر بر رعایت آنها باشد و اعمال قانون کند.
سوای برخوردهای قانونی که ستاد ملی کرونا برای شکستن قرنطینه تعیین میکند و به نظر میرسد با امکان شناسایی و ردیابی این افراد، امکان جریمه و کنترل آنها را دارد، در قانون نیز نادیده گرفتن محدودیتها و نکات بهداشتی در صورت انتقال این بیماری به دیگران و خطرآفرین شدن آن، رفتاری «مجرمانه» شناخته میشود و مصادیق و مواد قانونی مرتبط برای آن وجود دارد.
منطبق با نظر کارشناسان حقوق جزا و جرمشناسی، چنانچه بدون رعایت موازین بهداشتی و پروتکلهای مربوطه از جمله لزوم قرنطینه و قطع ارتباطات فیزیکی و تماسی با دیگران، خود را در معرض عموم قرار دهید و از این طریق باعث آلودگی دیگران و انتشار ویروس شوید و بر اثر آن، فرد یا افرادی فوت کنند، حسب مورد مشمول یکی از بندهای (الف)، (ب)، (پ) و (ت) ماده ۲۹۱ شده و قتل عمد محسوب میشود. مواد ۴۹۲ و ۴۹۳ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۹۲ نیز بر مسؤولیت کیفری چنین فردی صحه میگذارد.
در ماده ۲۹۱ قانون مجازات اسلامی، جنایت در موارد زیر «شبه عمدی» محسوب میشود:
الف- هرگاه مرتکب نسبت به مجنیٌ علیه قصد رفتاری را داشته، لکن قصد جنایت واقعشده یا نظیر آن را نداشته باشد و از مواردی که مشمول تعریف جنایات عمدی میشود، نباشد.
ب- هرگاه مرتکب، جهل به موضوع داشته باشد مانند آنکه جنایتی را با اعتقاد به اینکه موضوع رفتار وی شیء یا حیوان و یا افراد مشمول ماده(۳۰۲) این قانون است به مجنیٌ علیه وارد کند، سپس خلاف آن معلوم شود.
پ- هرگاه جنایت به سبب تقصیر مرتکب واقع شود، مشروط بر اینکه جنایت واقعشده یا نظیر آن مشمول تعریف جنایت عمدی نباشد.
ماده ۴۹۲ این قانون نیز تعیین میکند «جنایت در صورتی موجب قصاص یا دیه است که نتیجه حاصله مستند به رفتار مرتکب باشد، اعم از آنکه به نحوه مباشرت یا به تسبیب یا به اجتماع آنها انجام شود.»
در ماده ۴۹۳ قانون مجازات اسلامی نیز آمده که «وجود فاصله زمانی، میان رفتار مرتکب و نتیجه ناشی از آن، مانع از تحقق جنایت نیست. مانند فوت ناشی از انتقال عامل بیماری کشنده، که حسب مورد موجب قصاص و یا دیه است. حکم این ماده و ماده ۴۹۲ این قانون در مورد کلیه جرایم جاری است.
ماده ۲۲ قانون طرز جلوگیری از بیماریهای آمیزشی و بیماریهای واگیردار مصوب سال ۱۳۲۰ مجلس شورای ملی نیز مقرر کرده «اشخاصی که مانع اجرای مقررات بهداشتی یا در اثر غفلت، باعث انتشار یکی از بیماریهای واگیردار میشوند، به هشت روز تا دو ماه حبس تادیبی و پرداخت جریمه نقدی به یکی از این دو کیفر محکوم میشوند.»
در ماده ۶۸۸ بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵ نیز مقرر شده است «هر اقدامی که تهدید علیه بهداشت عمومی شناخته شود از قبیل آلوده کردن آب آشامیدنی یا توزیع آب آشامیدنی آلوده، دفع غیربهداشتی فضولات انسانی و دامی و مواد زاید، ریختن مواد مسمومکننده در رودخانهها، زباله در خیابانها و کشتار غیرمجاز دام، استفاده غیرمجاز فاضلاب خام یا پساب تصفیهخانههای فاضلاب برای مصارف کشاورزی ممنوع است و مرتکبان چنانچه طبق قوانین خاص مشمول مجازات شدیدتری نباشند، به حبس تا یک سال محکوم خواهند شد.» در تبصره یک ماده ۶۸۸ (اصلاحی مصوب سال ۱۳۷۶) نیز مقرر شده است که تشخیص اقدام علیه بهداشت عمومی به عهده وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی است.
با علم به وجود این قوانین، در صورت سفر و مشاهده فرد مشکوک در بین گردشگران برای پیشگیری از انتقال احتمالی آلودگی به دیگران، بهتر است از طریق سامانه تلفنی بهداشت به شمارههای ۱۹۰ (ستاد فوریتهای سلامت محیط و کار) و ۴۰۳۰ (سامانه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برای پاسخگویی به سئوالات مردم درخصوص ویروس کرونا) راهنمایی لازم دریافت شود.
همچنین طبق دستورالعمل وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی که اواخر سال ۹۸ ابلاغ شده تامین بهداشت مسافر با متولی و میزبان بوده، بویژه آنکه مدام در تبلیغها پیامِ «اجرای سفر با رعایت کلیه پروتکلهای بهداشتی» مشاهده میشود. در این دستورالعمل معین شده است: وظیفه تامین اقلام بهداشتی مورد نیاز برای حفاظت فردی و بهداشتی کارکنان و گردشگران شامل انواع دستکش یکبار مصرف، انواع ماسک، شیلد محافظ، محلول ضدعفونی دست و سطوح در واحدهای اقامتی به عهده مدیر واحد، در پایانهها، راهآهن و فرودگاه فقط برای کارکنان به عهده مدیران این مراکز است.
تمام پرسنل شاغل در تاسیسات گردشگری نیز برای حفاظت فردی موظفند هنگام کار از ماسک، دستکش و لباس کار تمیز استفاده کنند و بر اساس نوع شغل و لزوم نزدیکی به گردشگران، مانند خانهدار هتلها، استفاده از شیلد محافظ هم توصیه میشود. افرادی که در واحدهای اداری و مالی و امثالهم مشغول هستند به شرط وجود فاصله مناسب بین کارکنان و ارباب رجوع از انجام این عمل مستثنی هستند. پرسنل واحدهای دارای ارتباط مستقیم با گردشگران هم موظفند قبل از خروج از محل کار دوش بگیرند.
منبع:ایسنا
ناقوس مرگ «دریاچه اوان» الموت به صدا درآمد
/0 دیدگاه /در اخبار گردشگری /توسط Shahrzad Dehghaniمحمد الموتی از فعالان محیط زیست منطقه الموت قزوین در یادداشتی که درخصوص منطقه اوان نگاشته و آن را در اختیار ایسنا قرار داده؛ مینویسد: به نظر میرسد که مدیریت کلان استان قزوین نمیخواهد درک کند که هر پروژه و برنامه و طرح توسعهای در حریم دریاچه اوان، مادامیکه منافع مردم جوامع محلی و اهالی و ساکنان روستاهای اطراف دریاچه را تضمین نکند محکوم به شکست است.
متأسفانه درخصوص سرمایهگذاری در منطقه اوان الموت، مدیریت دریاچه در اختیار مجموعهای قرار گرفته که مرادش از حضور در منطقه، نه تنها دریاچه و ساماندهی حریم نیست، بلکه تملک اراضی دهها و شاید صدها هکتاریِ سگدشت و دامنهٔ نسامتله، به ثمن بخس و ایجاد و احداث شهرک و پیشفروش ویلا و آپارتمان و… هدف اصلی سرمایهگذار است.
البته در این مورد اساساً تقصیر، متوجه سرمایهگذار نیست چرا که هر سرمایهگذار غیربومی دیگری هم، به حکم دو دو تا چهارتای مطلق، قدم در راه سرمایهگذاری میگذارد و اگر این حساب و کتاب درست درنیاید، هرگز راضی به سرمایهگذاری نخواهد شد.
این امر، طبیعت هر نوع سرمایهگذاری محسوب شده و به خودی خود مذموم نیست و اشکال از نوع نگاه و رویکرد مدیریت کلان استان در حوزه گردشگری و بومگردشگری و به عبارتی، گردشگری اجتماعمحور است.
گردشگری اجتماعمحور، تنها گزینه مدیریت مناطق گردشگری استان قزوین است. حتی در بخش شهری هم، این الگو موفقتر خواهد بود، چه برسد به عمده مناطق گردشگری استان که به دلیل موقعیت روستایی، لاجرم ذیل الگوی مدیریت اکوتوریسم قرار میگیرند.
بنابراین، نخستین سؤال واضح این است که برنامه سرمایهگذار، برای تحقق اجرای این الگو چیست؟ آیا چنانچه اگر چنین برنامهای طراحی و تدوین شده باشد و درست و دقیق، با همه ابعاد و زوایا و ملزوماتش، بررسی و نگارش شده باشد، اساساً توجیه اقتصادی برای سرمایهگذار غیربومی خواهد داشت؟
بنده کوچکترین، با سواد اندک خود عرض میکنم که به طور حتم میتوان گفت چنین موضوعی امکان اجرایی ندارد و توجیهپذیر نیست، مگر اینکه برای جبران این ضرر، وعده یا وعدههای دیگری به سرمایهگذار داده شده باشد. مثل تخصیص اراضی چند ده هکتاری به سرمایهگذار، واگذاری سایر مناطق گردشگری استان به سرمایهگذار، ارائه تسهیلات کلان ارزانقیمت به سرمایهگذار و مواردی از این دست.
با این فرض، سؤال دوم این است که چرا شفافیت در این زمینه وجود ندارد؟ چنانچه چنین واگذاریهایی انجام شده و یا قرار است انجام شود، در منطقه الهموت که ما با فقر شدید اراضی مرغوب و دارای حقآبه مواجهیم، چگونه قرار است اتفاق بیفتد؟ کدام اراضی قرار است واگذار شود که مشمول تعارض منافع با جامعه محلی نباشد؟ مگر از این نمونه اراضی داریم؟ و یا اگر قرار است به ازای مدیریت و سرمایهگذاری دریاچه اوان، مثلاً تلهسییژ کامان و زرشک یا آبگرم یلهگنبد یا هر نقطه دیگه، به عنوان «اشانتیون» داده شود چرا اعلام نمیشود؟
سؤال سوم این است که طرح ارائهشده از سوی سرمایهگذار، آیا پیوست محیط زیستی و از آن مهمتر، پیوست مطالعات اثرات اجتماعی دارد؟ با توجه به اظهارات جامعه محلی میتوان با اطمینان گفت خیر، ارزیابی و توصیه و چارچوب اجتماعی ندارد و یا به فرض ارائه چنین مطالعاتی، به جرأت میتوان گفت، چند صفحه کپی از گزارشهای مشابه است که هیچ قرابتی با جامعه محلی حریم دریاچه اوان ندارد. این بزرگترین مشکل این واگذاری و این سرمایهگذاری است. هر چند باز هم عرض میکنم تملک دهها هکتار از مرغوبترین اراضی مردم منطقه که در حال حاضر، جزء اراضی ملی محسوب میشود، به همه این مصائب میارزد!
درست است که برخی افراد، مردم الهموت رو در این زمینهها مهجور و ناآگاه و بیسواد میدانند و فکر میکنند در این منطقه، کسی سرش توی حساب و کتاب نیست، اما بهتر است بدانند که کسی باور نمیکند که جناب سرمایهگذار، این مسائل را نمیشناسد و کسی قبول نمیکند که وی بی حساب و کتاب پا به این عرصه گذاشته باشد. البته در مورد اصرار سرمایهگذار به ماندن در منطقه، از سر دلسوزی و اعتقاد به ارتقاء گردشگری الهموت و استان و کشور، حرف و حدیثهایی وجود دارد و گفتگوهایی صورت میگیرد که نیازمند واکاوی پیش از اجراست. بهتر است بدانند که جامعه محلی، به روشنی و دقت، سرمایهگذار را رصد و تحلیل میکنند و اتفاقاً از اهدافشان اطلاع دارند.
چهارمین سؤال مهم است که چارچوب تعاملی سرمایهگذار با جامعه محلی حریم دریاچه که در حلقه نهایی، ۹ روستا را در بر میگیرد، چه طور طراحی شده؟ نظام تخصیص منابع، تقسیم وظایف، سهمبندی مشارکت، کسب منافع مالی، مشارکت نهادهای اجتماعمحور محلی در مسیر اجرای برنامه و امثال اینها به چه شکل تنظیم شده است؟ برای مدیریت مشارکتی منطقه چه فکری شده؟ جایگاه شوراها، دهیاران، شرکتهای بومی، افراد دارای مهارت خاص در این طرح کجاست؟ تغییر پارادایم «حفاظت مشارکتی» دریاچه به عنوان یک زیستبوم فوقالعاده حساس، به الگوی «مدیریت مشارکتی» چه طور اتفاق میافتد؟
شکی نیست که تغییرات نامطلوب و ویرانگر در سه دهه گذشته در منطقه الهموت و به طور ویژه، در بومسازگانهای بسیار حساس منطقه، مانند دریاچه اوان، لزوم پیادهسازی الگوی «مدیریت مشارکتی» یا «مدیریت اجتماعمحور» را به تنها راه نجات دریاچه و یا حداقل، کاستن از تبعات تلخ توسعه، تبدیل کرده است.
حال سؤال مهم بعدی این است که الگوی مدیریت دریاچه و حریم آن، چه طور طراحی شده؟ چرا استان یا سرمایهگذار، در این زمینه، شفاف نیستند؟
آنقدر مساله مدیریت دریاچه اوان، جدی و حیاتی و مهم است که به جرأت میتوان گفت، یکی از پنج موضوع اولویتدار مدیریت کلان در استان قزوین به حساب میآید. مسالهای با این مقدار از اهمیت و حساسیت، چرا باید به سمتی حرکت کند که راه حل اجرایی آن، مبتنی بر لابیگری و واسطهگری و سفارش و پولپاشی و جوش زدن معامله و دستور مقامات عالی رتبه استان باشد؟ در حالیکه مشخص نیست طرح اجرایی پروژه ساماندهی حریم دریاچه و ایجاد منطقه گردشگری! بر مبنای کدام مطالعه محیط زیستی و اجتماعی تهیه شده؟ مسئولان بر مبنای کدام کار کارشناسی، دستور نهایت همکاری و مانعزدایی را صادر کردهاند؟ آیا معنای پشتیبانی و مانعزدایی، این است که بدون توجه به آثار غیرقابل جبران محیط زیستی و اجتماعی یک پروژه، دستور اجرای آن صادر شود؟
اگر مطالعات شرکت آران که مربوط به حدود ۱۵ سال قبل است، ملاک عمل هست، چرا در حریم ۱۵۰ متری و ۲۵۰ متری، مداخله صورت میگیرد؟ هر چند آن طرح هم باید بهروز شود و اگر مطالعات جدید انجام شده، لطفاً طبق وظیفه قانونی، محتوای ۀن را در اختیار سایر ذینفان و دستاندرکاران قرار بدهند تا اگر حرف منتقدین، بی اساس است آشکار شود. حال آنکه شوربختانه باید با این واقعیت تلخ کنار آمد که در این پروسه چندلایه، آن بخشی که کمترین اهمیت را داشته، خود دریاچه است و چون تمرکز سرمایهگذار بر بخشهای دیگر در منطقه و در استان است، باید منتظر نابودی دریاچه اوان، با سرعتی باورنکردنی باشیم.
سوالی دیگر نیز وجود دارد و آن اینکه مهمترین وجه یک تفاهم پایدار که تضمینکننده حفظ محیط زیست در کنار ارتقاء اقتصادی طرفین و توجه تام و تمام به چارچوبهای اجتماعی و فرهنگی منطقه و دغدغه حفظ و ترویج آنهاست، از چه مسیری قرار است تحقق پیدا کند؟
تردیدی نیست که برای شروع طوفانی چنین طرحی و در بوق و کرنا کردن چنین سرمایهگذاری جالبی، همه چیز در ظاهر، مهیاست. سرمایهگذار آماده، بهترین اراضی حریم و اطراف دریاچه، آماده و در اختیار، پشتیبانیهای اداری و فنی نهادهای دولتی متولی، با دستور ویژه بالاترین مقام اجرایی استان، به خط شده و حاضر به یراق و در مجموع، ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار شدهاند که نان ویژهای در غفلت خیلیها، به جیب سرمایهگذار سرازیر شود.
حالا سؤال مهمتری پرسیده میشود، چرا شما که برای رونق کسب و کار و رفع موانع تولید و خدمات، به راحتی زمین در اختیار سرمایهگذار غیربومی قرار میدهید، همین اراضی را که ملک آبا و اجدادی «اوانیها» و «وربنیها» ست، در اختیار خود جامعه محلی نمیگذارید؟
چطور یک فرد با عنوان سرمایهگذار میتواند به راحتی هر مقدار از اراضی منطقه را تحت اختیار و مالکیت داشته باشد ولی یکی از مردم منطقه اوان اگر ۴ تا درختی که کاشته، یک متر وارد حریم اراضی ملی شود، دمار از روزگارش در میآورید و سریعاً پاسگاه و یگان حفاظت و دادگاه وارد عمل میشوند؟
این همان نکته اساسی توسعه ناپایدار است که مبتلابه اغلب نقاط کشور است. هیچ کسی به اندازه جامعه محلی حریم دریاچه اوان، نمیتواند حق داشته باشد. مادامیکه حق جامعه محلی داده نشود، هرگونه اقدامی در دریاچه اوان، محکوم به شکست است. شک نکنید که سرمایهگذاری در چنین وضعیتی، مساوی با ضرر مطلق بوده و بعید میدانم فرد هوشمندی مانند سرمایهگذار فعلی، این موضوع را تخمین نزده باشد.
تردیدی نیست که راهی جز آموزش، توانافزایی، پشتیبانی، مانعزدایی نسبت به جامعه محلی وجود ندارد و واگذاری امور به جامعه محلی، تنها راه سامان گرفتن مسائل دریاچه است. هرچند که این موضوع زمانبر باشد. هرچند که چالشهای جدی داشته باشد، اما باید انجام شود.
کاری که اگر سال ۸۲ کلید میخورد، الان یکی از موفقترین نمونههای مدیریت جامعه محلی در عرصهٔ تالابی در کشور را شاهد بودیم اما به همین بهانه زمانبر بودن، نزدیک به دو دهه از سالهای طلایی دریاچه اوان، گذشت و نه تنها هیچ چیزی به پایداری نرسید، بلکه تخریبهای فاجعهبار نصیب دریاچه شد.
سخن کوتاه کنیم، دریاچه اوان در روز ۲۴ فروردین ۱۴۰۰، رکورد افت سطح آب در ده سال گذشته را هم زد تا کلکسیون فاجعه کامل شده باشد. دریاچهٔ خاطرات همه ما، همچنان در حال از دست دادن توان خودپالایی خود است.
دریاچه اوان، نگین درخشان استان، بیش از دو دهه، در گیر و دار عدم هماهنگی بین بخشی، عدم درک ملزومات بوم گردشگری، تخمین نادرست ظرفیت و توان پذیرایی، اشتباه مطلق در تعریف کاربری، ایجاد پریشانی در حوزه اجتماعی و فرهنگی جامعه محلی، منفعتطلبی نهادهای دولتی، عدم اعتماد بلندمدت به جامعه محلی، ضعف مطلق آموزش و توانافزایی، تضعیف اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی، تخریب بدون توقف محیط زیست، بیتوجهی به کار کارشناسی و دانشمحور، نادیده گرفتن توانمندیهای جوامع محلی، بیتوجهی به برنامه جامع مدیریت زیستبومی، افزایش نگرانکننده آلودگی، کاهش خطرناک تراز آب دریاچه، و چندین و چند پریشانی دیگر، تبدیل به یک گره کور مدیریتی شده که یقیناً چارهٔ آن در این مرحله، واگذاری به سرمایهگذار نیست.
مدیریت اجتماعمحور دریاچه اوان با محوریت ساکنان روستاهای حریم دریاچه و ایجاد ظرفیت برای جامعه محلی، به طوریکه حفظ دریاچه، نسبت مستقیم با منافع آنها داشته باشد، در کنار آموزش مداوم و اعتماد به جامعه محلی، میتواند وضعیت چنین عرصه منحصر به فردی را به تدریج بهبود بخشد.
ذکر این نکته هم بسیار اهمیت دارد که در کدام نقطه از جهان، یک دریاچه یا تالاب طبیعی و حساس که در پیوند با جامعه بومی و محلی اطرافش، یک اکوسیستم خاص را به وجود آورده، اینطور مورد هجوم لودر و بولدوزر قرار میگیرد و پریشانی بصری و آلودگی چندجانبه نصیبش میشود؟
آیا دردناک نیست که مدیران استان قزوین، تفاوت بین دریاچه اوان و دریاچه چیتگر تهران را نمیداند و تفاوت بین دریاچه اوان و پارک باراجین را درک نمیکنند؟
تلخ و دردناک است که لودرها به بهترین عرصههای حریم دریاچه حمله کردند و مردم اوان و وربن هم که به نشانه اعتراض، ابتدا جلوی کار را گرفته بودند، با برخورد انتظامی متوجه میشوند که همه شرایط برای ورود همهجانبه سرمایهگذار غیربومی فراهم شده است و چند وقت دیگر هم باید با دهها هکتار از اراضی آبا و اجدادی خودشان خداحافظی کنند و نظارهگر شهرکسازی باشند.
شوربختانه بدون داشتن پیوست محیط زیستی و پیوست اجتماعی و در فرآیندی غیرقانونی، سرمایهگذاری غیربومی، بهترین عرصههای حریم را در اختیار گرفته و با پشتیبانی مقامات استان قزوین، تیر خلاص را به پیشانی دریاچه شلیک کردهاند.
و دست آخر، این نکته عجیب که مصوبات شورای عالی معماری و شهرسازی، که در تاریخ ۳۰ شهریور ۹۹، ایجاد و احداث منطقه نمونه گردشگری را در کنار تالابها ممنوع اعلام کرده، مثل آب خوردن، زیر پا گذاشته میشود و مصوبه تکمیلی همین شورای عالی در تاریخ ۲۹ بهمن ۹۷ که احداث هرگونه و هر مدل شهرک گردشگری را در این مناطق ممنوع اعلام کرده، نادیده گرفته میشود.
و سخن آخر، همان سخن اول است، دریاچه اوان، یک عرصه و بومسازگان بکر و بسیار بسیار حساس و شکننده است که هر نوع برنامه و طرح اجرایی در حریم و اطرافش، به آن آسیب میزند. حتی اگر بخواهیم ظرفیت تفرجی و تفریحی در اطرافش ببینیم، یقیناً و قطعاً در چارچوب اکوتوریسم و بومگردشگری، آن هم از نوع بسیار کنترل شده و کاملاً محدود، با تعریف منطقه حفاظتی و تفرجگاهی ویژه و با رعایت ظرفیت بُرد دریاچه، شاید امکانپذیر باشد و همه اینها، فقط و فقط در قالب ایجاد معیشت محدود جایگزین، برای جامعه محلی، فابل تعریف و توجیه است و نه سرمایهگذاری میلیاردی، که دلیل آن هم واضح و روشن است، سرمایهگذاری میلیاردی، زمانی قابل توجیه خواهد بود که بیشترین بهرهبرداریها، صورت بگیرد. فشار چند برابری به دریاچه وارد آید و چون این عرصه خیلی محدود است، مجبور است به عرصههای دیگر هم سرک بکشد و این خودش یعنی دهها تعارض اقتصادی و اجتماعی دیگر…
به عبارتی، مسئولی که به دانش و کار کارشناسی پشت میکند، آمایش سرزمینی را فراموش میکند، فقط یک بعد مالی قضیه برایش هیجانانگیز است و سایر ابعاد بسیار مهم و پیچیده فنی و اجتماعی و فرهنگی و حتی اقتصاد سیاسی منطقه را نمیبیند، مجبور میشود که چنین تصمیمی بگیرد. مجبور است که دست سرمایهگذار را بگیره و چند امتیاز ویژه به او بدهد تا بتواند جذبش کند. مجبور میشود به تنهایی با چند مسئول دیگر از جنس خودش بنشیند و تصمیم بگیرد و جامعه محلی رو نادیده انگارد.
در این شرایط واضح است که جامعه محلی و اهالی روستاهای اطراف دریاچه را مزاحم میبیند. آشکار است که برای توجیه این بیمحلی خودش، مجبور میشود صفت بیسوادی به جامعه محلی بدهد. واضح است که روستائیان منطقه را کارنابلد و بدون مهارت معرفی و اعتماد به نفسشان را زایل میکند و در نهایت مادامی که صفر تا صد مدیریت دریاچه در اختیار خود مردم بومی قرار نگیرد، دریاچه روی آرامش نخواهد دید.
تفاوت مرمت آثار باستانی با تعمیر
/0 دیدگاه /در اخبار گردشگری /توسط Shahrzad Dehghaniوی با بیان اینکه حفاظت به معنای نگهداشتن همه ویژگیهای یک اثر تاریخی است، گفت: باید توانایی نگه داشتن آن وجود داشته باشد، نگه داشتن آن، آینده ما را میسازد چون رشد و بالندگی فرهنگی برای ما به ارمغان میآورد. ما با تکیه به این ارزشها، خط سِیر برای خودمان درست میکنیم. در واقع نگهداشتن یک اثری تاریخی برای آیندگان، هدف حفاظت ما میشود.
وش افزود: مرمت با تعمیر شباهت دارد ولی تفاوت آن این است که مرمت با شناخت و مبانی نظری خاصی پیش میرود. در مرمت حق نداریم چیزی از اثر حذف کنیم و باید در هر صورتی ارزشها و معانی آن حفظ شود. زیرا هر اثری که به ما اطلاعاتی میدهد، نباید به سادگی از آن بگذریم.
وی در ادامه با اشاره به مرمت استحفاظی، مرمت استحکامی و مرمت جامع گفت: مرمت استحفاظی یعنی برگرداندن آن اثر به حالت اولیهاش وجود ندارد و فقط در حالتی که هست با مرمت اصولی حفظ شود؛ مانند تخت جمشید. در مرمت استحکامی، آثار تاریخی ماهیت خودشان را از دست ندادند و سرپا هستند؛ ولی کاربری و زندگی جدید نمیتوان به آن تزریق کرد. به مانند عالی قاپو؛ ما این اثر را فقط مستحکم نگه میداریم.
ایرنا نوشت، به گفته وش مرمت جامع هم یعنی میتوان به صورتی مرمت شود که کاربری جدید به آن داده شود.
آمریکا برای هند محدودیتهای سفری در نظر گرفت
/0 دیدگاه /در اخبار گردشگری /توسط Shahrzad Dehghaniاین محدودیت مسافرتی جدید که از چهارم «می» اجرا خواهد شد به پیشنهاد مرکز کنترل و پیشگیری بیماریها در آمریکا و به گفته کاخ سفید در پی افزایش آمار مبتلایان به ویروس کرونا در هند اعلام شده است.
در ماه ژانویه نیز بایدن محدودیت سفری مشابهی برای اغلب مسافرانی که شهروند آمریکا نیستند و اخیرا در آفریقای جنوبی حضور داشتهاند اعمال کرده بود. پیشتر آمریکا همچنین ممنوعیت ورود تقریبا تمام مسافران غیرآمریکایی را که در برزیل، بریتانیا، ایرلند و ۲۶ کشور اروپایی دیگر و چین و ایران حضور داشتهاند دوباره ممنوع کرد.
بر اساس این محدودیتها اغلب مسافران غیرآمریکایی که طی ۱۴ روز پیش از سفر به آمریکا در یکی از کشورهای مشخصشده حضور داشتهاند نمیتوانند وارد آمریکا شوند. ساکنان دائمی ایالاتمتحده و اعضای خانواده آنها و برخی از مسافران که ساکن آمریکا نیستند همچون دانشجویان شامل این ممنوعیت سفری نمیشوند.
هند برای ۹ روز متوالی است که روزانه بیش از ۳۰۰هزار مورد جدید ابتلا به ویروس کرونا را گزارش میکند. مجموع آمار مرگ بر اثر ابتلا به این ویروس در هند از ۲۰۰هزار مورد فراتر رفته و مجموع آمار ابتلا به نزدیک ۱۹ میلیون نفر رسیده است.
کشورهای دیگر همچون بریتانیا، آلمان، ایتالیا و سنگاپور محدودیتهای سفری مشابهی برای هند وضع کردهاند و کانادا، هنگکنگ و نیوزیلند نیز تمام سفرهای تجاری با هند را به حالت تعلیق درآوردهاند.
رویترز نوشت، روز چهارشنبه، کاخ سفید از ارسال کمکهایی به ارزش بیش از ۱۰۰ میلیون دلار به هند برای کمک به مقابله با افزایش شیوع ویروس کرونا خبر داد. این کمکها کپسولهای اکسیژن، ماسک و تستهای فوری تشخیص بیماری را شامل میشود.
افتتاح “خیابان غذا” کرمانشاه؛ شاید آخر بهار!
/0 دیدگاه /در اخبار گردشگری /توسط Shahrzad Dehghaniپروژه خیابان غذا یکی از پروژههای مهم شهری با محوریت گردشگری است، پروژهای که می تواند ضمن معرفی انواع غذاهای سنتی و محلی کرمانشاه، نقش موثری در جلب و جذب گردشگران داشته باشد.
این پروژه تابستان سال گذشته کلنگ زنی و قرار شد طی چندماه و نهایتا تا پایان پاییز همان سال به بهره برداری برسد، اما تعطیلی یک ماه کارگاه به دلیل شرایط کرونایی افتتاح این پروژه را به تاخیر انداخت و نهایتا قرار شد این پروژه تا 22 بهمن همان سال به بهره برداری برسد.
با رسیدن 22 بهمن هم باز خبری از افتتاح این پروژه نشد و این بار پایان سال گذشته وعده ای جدید برای افتتاح این پروژه شد.
پایان سال هم رسید و باز هم خبری نشد و حالا مسئولان پروژه اعلام می کنند که اگر اتفاق خاصی نیفتد نهایتا تا پایان بهار امسال این پروژه به بهره برداری می رسد.
علی اصغر خزلی سرپرست سازمان سرمایه گذاری و مشارکت های مردمی شهرداری کرمانشاه در گفت و گو با ایسنا، درخصوص تاخیر چند باره در افتتاح این پروژه، مشکلات مربوط به اخذ مجوزهای آب و برق را علت اصلی این تاخیر عنوان کرد.
خزلی گفت: کارهای عمرانی پروژه بیش از 90 درصد پیشرفت دارد و عملا مشکلی در این زمینه نداریم و بحث اصلی بحث اخذ مجوزهای آب و برق است که قدری مشکل ایجاد کرد.
وی افزود: در حال حاضر با رایزنیهای بسیار بحث مجوز آب پروژه تا حدی رفع شده و پیگیری برای اخذ مجوز برق نیز ادامه دارد.
خزلی تاکید کرد: تمام تلاش ما این است که پروژه تا پایان بهار امسال به بهره برداری برسد و اگر مشکل خاصی اتفاق نیفتد تا پایان خرداد شاهد بهره برداری از این پروژه خواهیم بود.
سرپرست سازمان سرمایه گذاری و مشارکت های مردمی شهرداری کرمانشاه خاطرنشان کرد: این پروژه که در خیابان سراب کرمانشاه در حال احداث است، 200 متر طول داشته و 38 غرفه در آن تعبیه شده است.
وی افزود: در این غرفه ها در کنار غذاهای محلی و سنتی کرمانشاه، غذاهای محلی سایر استان های کشور هم عرضه می شود.
زیرساختهای گردشگری هوایی در لرستان فراهم شود
/0 دیدگاه /در اخبار گردشگری /توسط Shahrzad Dehghaniنائب رئیس اتاق بازرگانی لرستان با اشاره به ظرفیتهای استان در زمینه گردشگری هوایی، گفت: لازم است جهت جذب سرمایهگذار در این صنعت زیرساختهای مورد نیاز فراهم شود.
محمد خاکی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به ظرفیت لرستان در زمینه ایجاد صنعت گردشگری هوایی، اظهار کرد: تاکنون جلسات زیادی در این زمینه برگزار شده و از فعالان حوزه گردشگری و علاقهمندان به سرمایهگذاری در این بخش دعوت به عمل آمده است.
وی با اشاره به انجام مطالعات تخصصی در قالب کمیسیون گردشگری استان، عنوان کرد: تاکنون طرح توجیهی راهاندازی صنعت گردشگری هوایی در استان تهیه و ارائه شده است.
خاکی ادامه داد: دنبال جذب سرمایهگذار در حوزه گردشگری هوایی در لرستان هستیم که از این طریق بتوانیم گامی مؤثر جهت ارتقاء اقتصاد استان برداریم.
نائب رئیس اتاق بازرگانی لرستان بیان کرد: لرستان در حوزه گردشگری مزیتهای بسیار خوبی دارد و راهاندازی صنعت گردشگری هوایی در استان میتواند آینده خوبی به همراه داشته باشد.
وی با اشاره به ضرورت فراهم کردن زیرساختهای موردنیاز این صنعت، تصریح کرد: سرمایهگذار جایی میرود که زیرساختها فراهم باشد، لذا ما باید ابتدا تجهیزات و زیرساختهای مورد نیاز این صنعت گردشگری را فراهم کنیم.
خاکی با تأکید بر اهمیت امنیت پروازهای هوایی، عنوان کرد: امیدواریم بتوانیم در نقاطی با طبیعت زیبای استان و بر طبق مقررات این طرح را در لرستان راهاندازی کنیم.
مرمت خانه تاریخی «بهشتیان»
/0 دیدگاه /در اخبار گردشگری /توسط Shahrzad Dehghaniخانۀ قاجاری عباس بهشتیان؛ مردی که سینه سپر کرد تا جلوی عبور تانکها را از روی پل خواجو بگیرد، در حال مرمت است و به گفته کارشناس فنی اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان، اگر اوضاع روبهراه باشد، تا پایان شهریور با نام «خانه حکیم» آماده بهرهبرداری میشود.
منصور عسگری، با اعلام این خبر به ایسنا میگوید: عباس بهشتیان یکی از فرهنگ دوستان اصفهان است که در طول عمر خود برای حفظ آثار تاریخی اصفهان تلاش بسیار کرد و میتوان او را کنشگر فرهنگی_اجتماعی زمانه خود دانست.
او ادامه میدهد: ماجرای ایستادگی او در برابر رژه تانکها از روی پل خواجو را، اغلب افراد شنیدهاند و باید اضافه کنم زمانی که در جنگ تحمیلی مسجد جامع عتیق اصفهان بمباران شد، عباس بهشتیان چنان سراسیمه و شتابان خود را به محل رساند که میخی در مسیر به چشم او فرو رفت و اثر آن تا پایان عمر با او ماند.
مرمتگر خانه بهشتیان، خاطر نشان میکند که در کتاب «یادنامه عباس بهشتیان»، میتوان به مکاتبات بیشمار او با وزارت فرهنگ و ارشاد وقت بهمنظور حفاظت و ثبت آثار تاریخی رو به نابودی اصفهان در فهرست میراث ملی دست یافت.
عسگری، در پاسخ به این سؤال که مرمت خانه بهشتیان از چه زمانی آغاز شده؟ به ایسنا میگوید: سال ۱۳۹۸ خانه بهشتیان به واسطه صندوق حفظ و احیای اماکن تاریخی و فرهنگی کشور از طریق مزایده به شرکت گردشگری سلامت زنده رود اسپادانا به عنوان سرمایهگذار بخش خصوصی واگذار شد و ما نیز از مهرماه، عملیات مرمت و بازسازی خانه را آغاز کردیم.
او میافزاید: این خانه از نظر سازهای آسیبهای زیادی دیده بود و به همین خاطر هزینه استحکامبخشی و مرمت و احیای آن بالغ بر سه میلیارد تومان برآورد شده که عملیات آن زیر نظر اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان و صندوق حفظ و احیای اماکن تاریخی و فرهنگی کشور در حال انجام است.
کارشناس فنی اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان درباره سرنوشت خانه بهشتیان پس از مرمت، توضیح میدهد: به این دلیل که خانه عباس بهشتیان در واقع خانه_کارگاه بوده و یک دستگاه کوچک عصاری در آن وجود داشته، قرار است که در آینده به یک مرکز پذیرایی اقامتی با محوریت سلامت و فرهنگ تبدیل شود و با نام «خانه حکیم» به گردشگران خدمترسانی کند.
عسگری خاطر نشان میکند که بخشی از آثار عباس بهشتیان نیز در هشتی ضلع غربی خانه او برای مخاطبان به نمایش درمیآید.
مرمتگر خانه عباس بهشتیان، زمان اتمام مرمت این خانه و بهرهبرداری از آن را بهشرط مساعد بودن شرایط، تا پایان شهریور سال جاری اعلام میکند.
ساعات کار:
شنبه تا چهارشنبه: از ساعت 8 الی 14
پنجشنبه: از ساعت 8 الی 13
نشانی:
شیراز خیابان فردوسی – حد فاصل خیابان رودکی و سعدی – ساختمان گشت تور
تلفن : 07132236542 – 07132233020 (5 خط)
فاکس: 07132236544
درباره گشت تور:
فعالیت خود را از سال 1367 با مجوز سازمان ایران گردی و جهان گردی آغاز نمودیم. حوزه فعالیت ما، ورود توریست به کشور و اجرای تورهای تخصصی میباشد.
